Files
Mehvar/projects/2026-04-23_00-45-38/node_L1_2_graph/propositions.csv
T
2026-06-29 15:32:24 +03:30

100 KiB

1proposition_idsentenceproposition_text
21این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.چهار مرحله اجتماعی عبارتند از شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت.
32این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است.
43این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.در میان قبایل بومی آمریکای شمالی دوران شکارگری مشاهده می‌شود.
54این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.فقر و بی‌ثباتی زندگی در جوامع شکارگری نوعی هم‌ترازی اجتماعی ایجاد می‌کرد.
65این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.در جوامع شکارگری نهادی برای اعمال برتری یا قدرت وجود نداشت.
76این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.در جوامع شکارگری مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت وجود نداشت.
87این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.در جوامع شکارگری نه ملکی وجود داشت و نه مالکی.
98این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.در سه مرحله اجتماعی شبانی، زراعت و تجارت حکومتی برقرار است.
109این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.در سه مرحله اجتماعی شبانی، زراعت و تجارت قوانینی جاری است.
1110این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.قوانین در سه مرحله اجتماعی شبانی، زراعت و تجارت تقسیم جامعه به طبقات ممتاز و زحمتکش را تضمین می‌کنند.
1211این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.مرحله تجارت یا بازرگانی بالاترین مرحله اجتماعی است.
1312این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.مرحله تجارت از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است.
1413این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.در مرحله بازرگانی، نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی.
1514این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند.
1615این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.استدلال دست نامرئی بازار از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است.
1716این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد.
1817این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود.
1918این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.لیبرال‌های کلاسیک استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند.
2019این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.لیبرال‌های کلاسیک از استدلال دست نامرئی برای اثبات هماهنگی و بی‌عیب بودن سرمایه‌داری استفاده کردند.
2120این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام شکارگری، حکومتی برقرار است.
2221این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.حکومت در نظام‌های اقتصادی پیشرفته از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند.
2322این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.حکومت در سرمایه‌داری، جوامع مبتنی بر شبانی و زراعت وجود دارد.
2423این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.نظام‌های اجتماعی پیشرفته بر پایه مالکیت خصوصی استوارند.
2524این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.وجود مالکیت خصوصی حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد.
2625این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد.
2726این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.در جوامعی که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست.
2827این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است.
2928این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.