1 line
373 KiB
JSON
1 line
373 KiB
JSON
[{"measure": "معیار اصلی: • انگیزه حضور فرد در سازمان بر اساس انگیزه «ایمانی، خودسازی تعاون بر نیکی و یاریگری و نصرت دیگران» است.\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\nمعیار معکوس : • انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است. انگیزه حضور فدر در سازمان، خودشیفتگی، اشرافیگری، لذت جوئی، فکر جمع آوری زخارف دنیا.• عدم سازماندهی نیروهای مردمی و جهادی ترجیح دیوان سارلاری فرسوده بر مدیریت جهادی• وابسته کردن نیروهای جهادی به برنامه و حمایت بنیاد", "query_original": "\nمن یک متن دارم (مثلاً بیانات، گزارش، سند راهبردی یا متن تحلیلی) که در آن به ویژگیها یا رفتارهای مطلوب در یک زمینه خاص (مثلاً مدیریت، کار جهادی، اخلاق سازمانی و...) اشاره شده است.\n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت مفصل، دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\nمعیار اصلی: • انگیزه حضور فرد در سازمان بر اساس انگیزه «ایمانی، خودسازی تعاون بر نیکی و یاریگری و نصرت دیگران» است.\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع مطلوب باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_original": "**معیار برای تشخیص:** • انگیزه حضور فرد در سازمان بر اساس انگیزه «ایمانی، خودسازی تعاون بر نیکی و یاریگری و نصرت دیگران» است.\n\n**توضیحات معیار:** \n1. **انگیزه ایمانی:** این مفهوم به معناي درک عمیق فرد از اهداف معنوی و الهی در کارکردهای اجتماعی و سازمانی است. این نوع انگیزه به فرد توانایی میدهد تا از منفع شخصی فراتر رفته و به خدمترسانی به دیگران و جامعه بپردازد.\n \n2. **خودسازی:** خودسازی به معنای پرورش و توسعه فردی میباشد که در راستای بهبود رفتارها و تطبیق با هدفهای عالی سازمانی کارآمد است. افراد باید به توانمندیهای خود در جهت بهبود و ارتقاء فردی توجه کنند.\n \n3. **تعاون بر نیکی:** این مفهوم به همیاری و همکاری در راستای انجام کارهای نیک و خیرخواهانه اشاره دارد. افراد باید تمایل داشته باشند تا به یکدیگر کمک کنند و در انجام وظایف خود مشارکت فعالی داشته باشند.\n \n4. **یاریگری و نصرت دیگران:** یاریگری به معنای حمایت و پشتیبانی از دیگران در مسیر انجام کارهای خیر و ایجاد فضایی همدلانه و همکارانه در سازمان است. این ویژگی نشاندهنده تعهد فرد به مسئولیتهای اجتماعی و ملی میباشد.\n\n5. **مدیریت جهادی:** این نوع مدیریت بر فعالیتهای پرانرژی و خستگیناپذیر تأکید دارد که در آن فرد به صورت هوشمندانه و با تدبیر به فعالیت میپردازد. این ویژگی از اصرار بر کارکردهای منظم و هدفمند در راستای بهبود و پیشرفت سازمان ریشه میگیرد.\n\n6. **احساس مسئولیت و تسلط بر خویشتن:** وجود احساس مسئولیت در افراد منجر به تمایل به انجام وظایف با دقت و توجه به جزئیات میگردد. تسلط بر خویشتن نیز به افراد این امکان را میدهد که در مواجهه با چالشها و تنشها به روشهای عاقلانه و سازنده رفتار کنند.\n\nاین جنبهها به عنوان معیارهایی قابل ارزیابی در متون و عملکردهای اجتماعی و سازمانی میتواند مورد استفاده قرار گیرد.", "query_opposite": "\nمن یک معیار دارم که ویژگی یا رفتاری مطلوب را توصیف میکند. میخواهم معادل معکوس آن را تولید کنی؛ یعنی شرایطی که در آن، تحقیق یا فعالیتی با این معیار همخوانی ندارد. \n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\n**معیار برای تشخیص:** • انگیزه حضور فرد در سازمان بر اساس انگیزه «ایمانی، خودسازی تعاون بر نیکی و یاریگری و نصرت دیگران» است.\n\n**توضیحات معیار:** \n1. **انگیزه ایمانی:** این مفهوم به معناي درک عمیق فرد از اهداف معنوی و الهی در کارکردهای اجتماعی و سازمانی است. این نوع انگیزه به فرد توانایی میدهد تا از منفع شخصی فراتر رفته و به خدمترسانی به دیگران و جامعه بپردازد.\n \n2. **خودسازی:** خودسازی به معنای پرورش و توسعه فردی میباشد که در راستای بهبود رفتارها و تطبیق با هدفهای عالی سازمانی کارآمد است. افراد باید به توانمندیهای خود در جهت بهبود و ارتقاء فردی توجه کنند.\n \n3. **تعاون بر نیکی:** این مفهوم به همیاری و همکاری در راستای انجام کارهای نیک و خیرخواهانه اشاره دارد. افراد باید تمایل داشته باشند تا به یکدیگر کمک کنند و در انجام وظایف خود مشارکت فعالی داشته باشند.\n \n4. **یاریگری و نصرت دیگران:** یاریگری به معنای حمایت و پشتیبانی از دیگران در مسیر انجام کارهای خیر و ایجاد فضایی همدلانه و همکارانه در سازمان است. این ویژگی نشاندهنده تعهد فرد به مسئولیتهای اجتماعی و ملی میباشد.\n\n5. **مدیریت جهادی:** این نوع مدیریت بر فعالیتهای پرانرژی و خستگیناپذیر تأکید دارد که در آن فرد به صورت هوشمندانه و با تدبیر به فعالیت میپردازد. این ویژگی از اصرار بر کارکردهای منظم و هدفمند در راستای بهبود و پیشرفت سازمان ریشه میگیرد.\n\n6. **احساس مسئولیت و تسلط بر خویشتن:** وجود احساس مسئولیت در افراد منجر به تمایل به انجام وظایف با دقت و توجه به جزئیات میگردد. تسلط بر خویشتن نیز به افراد این امکان را میدهد که در مواجهه با چالشها و تنشها به روشهای عاقلانه و سازنده رفتار کنند.\n\nاین جنبهها به عنوان معیارهایی قابل ارزیابی در متون و عملکردهای اجتماعی و سازمانی میتواند مورد استفاده قرار گیرد.\nمعیار اصلی: • انگیزه حضور فرد در سازمان بر اساس انگیزه «ایمانی، خودسازی تعاون بر نیکی و یاریگری و نصرت دیگران» است.\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\nمعیار معکوس : • انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است. انگیزه حضور فدر در سازمان، خودشیفتگی، اشرافیگری، لذت جوئی، فکر جمع آوری زخارف دنیا.• عدم سازماندهی نیروهای مردمی و جهادی ترجیح دیوان سارلاری فرسوده بر مدیریت جهادی• وابسته کردن نیروهای جهادی به برنامه و حمایت بنیاد\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع معکوس باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_opposite": "**معیار برای تشخیص:** • انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است. انگیزه حضور فرد در سازمان، خودشیفتگی، اشرافیگری، لذتجویی و فکر جمعآوری زخارف دنیا است.\n\n**توضیحات معیار:** \n1. **سلطه بر دیگران:** این مفهوم به تلاش برای کسب قدرت و نفوذ بر دیگران اشاره دارد. اهدافی که به جای خدمت به جامعه، برتریطلبی و کنترل بر دیگران را در پی دارند، در این دسته قرار میگیرند.\n\n2. **حرص و طمع:** حرص به معنای تمایل بیش از حد به کسب ثروت و داراییهای مادی است. این ویژگی میتواند فرد را از اهداف انسانی و اجتماعی دور سازد و او را به سمت رفتارهای غیر اخلاقی سوق دهد.\n\n3. **خودشیفتگی:** این مفهوم به تمرکز بر خود و نیازهای شخصی اشاره دارد، به گونهای که فرد به اهداف دیگران و نیازهای جامعه بیتوجه میشود. چنین ویژگیهای رفتاری میتواند به ایجاد فضایی غیر همدلانه و رقابتی منجر شود.\n\n4. **اشرافیگری:** این رفتار به تمایل به زندگی در تجمل و رفاه مفرط اشاره دارد که ممکن است فرد را از واقعیتها و نیازهای جامعه و مردم دور سازد.\n\n5. **لذتجویی:** این مفهوم به تعقیب تمایلات و لذتهای شخصی بدون توجه به عواقب اجتماعی و اخلاقی اشاره دارد. لذتجویی میتواند مانع از ایجاد ارتباطات مثبت و همکاریهای اجتماعی شود.\n\n6. **فکر جمعآوری زخارف دنیا:** این مفهوم به دیدگاه فردی اشاره دارد که در آن جمعآوری داراییها و مادیات، به عنوان هدف اصلی زندگی تلقی میشود. چنین نگاهی میتواند موجب بیتوجهی به ارزشهای اخلاقی و انسانی گردد."}, {"measure": "معیار اصلی: • سازماندهی جهادی بر اساس: کار برای خدا، اخلاص، تلاش خستگی ناپذیر، عالمانه، باتدبیر، کارآمد.\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\nمعیار معکوس : • انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است. انگیزه حضور فدر در سازمان، خودشیفتگی، اشرافیگری، لذت جوئی، فکر جمع آوری زخارف دنیا.• عدم سازماندهی نیروهای مردمی و جهادی ترجیح دیوان سارلاری فرسوده بر مدیریت جهادی• وابسته کردن نیروهای جهادی به برنامه و حمایت بنیاد", "query_original": "\nمن یک متن دارم (مثلاً بیانات، گزارش، سند راهبردی یا متن تحلیلی) که در آن به ویژگیها یا رفتارهای مطلوب در یک زمینه خاص (مثلاً مدیریت، کار جهادی، اخلاق سازمانی و...) اشاره شده است.\n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت مفصل، دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\nمعیار اصلی: • سازماندهی جهادی بر اساس: کار برای خدا، اخلاص، تلاش خستگی ناپذیر، عالمانه، باتدبیر، کارآمد.\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع مطلوب باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_original": "**معیار برای تشخیص:** \n• سازماندهی جهادی بر اساس: کار برای خدا، اخلاص، تلاش خستگی ناپذیر، عالمانه، باتدبیر، کارآمد. \n• عدم انضباط، غفلت از مسئولیتها، اشرافیگری، لذتجویی از دنیا، توجه به زخارف دنیا، عدم هدفمندی.\n\n**توضیحات معیار:** \nسازماندهی جهادی با تأکید بر \"کار برای خدا\" به معنای اختصاص دادن تلاشها به اهداف عالی اجتماعی و انسانی، بخصوص فراتر از منافع شخصی است. \"اخلاص\" به کیفیت کار به دور از انگیزههای مادی اشاره دارد و بر ارتباطات عمیق انسانی و معنوی تأکید میکند. \"تلاش خستگی ناپذیر\" به همت و پیگیری مستمر در راستای دستیابی به اهداف تعریف شده و پرورش روحیه کار گروهی اشاره دارد.\n\nویژگی \"عالمانه\" به معنی اتخاذ رویکرد علمی و منطقی در مواجهه با چالشها و توانایی در شناخت و به کارگیری بهترین شیوهها و تجربیات قابل اعتماد در بخشهای مختلف است. \"باتدبیر\" به ضرورت در نظر گرفتن سیاستها و برنامههای معقول و قابل اجرا برای مدیریت منابع و نیروی انسانی اشاره میکند. در نهایت، \"کارآمد\" به معنای استفاده بهینه از منابع و زمان برای رسیدن به اهداف تعیینشده و ارزیابی مستمر نتایج فعالیتهاست.\n\nدر مقابل، وجود بینظمی، غفلت از مسئولیتها، اشرافیگری، لذتجویی از دنیا و توجه صرف به زخارف دنیا، به نوعی نشانههای انحراف از مسیر سازماندهی جهادی به حساب میآیند و میتوانند مانع از تحقق اهداف جمعی شوند. عدم هدفمندی در کار جهادی میتواند منجر به افت کارایی و ناتوانی در دستیابی به موفقیتهای مورد انتظار گردد.", "query_opposite": "\nمن یک معیار دارم که ویژگی یا رفتاری مطلوب را توصیف میکند. میخواهم معادل معکوس آن را تولید کنی؛ یعنی شرایطی که در آن، تحقیق یا فعالیتی با این معیار همخوانی ندارد. \n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\n**معیار برای تشخیص:** \n• سازماندهی جهادی بر اساس: کار برای خدا، اخلاص، تلاش خستگی ناپذیر، عالمانه، باتدبیر، کارآمد. \n• عدم انضباط، غفلت از مسئولیتها، اشرافیگری، لذتجویی از دنیا، توجه به زخارف دنیا، عدم هدفمندی.\n\n**توضیحات معیار:** \nسازماندهی جهادی با تأکید بر \"کار برای خدا\" به معنای اختصاص دادن تلاشها به اهداف عالی اجتماعی و انسانی، بخصوص فراتر از منافع شخصی است. \"اخلاص\" به کیفیت کار به دور از انگیزههای مادی اشاره دارد و بر ارتباطات عمیق انسانی و معنوی تأکید میکند. \"تلاش خستگی ناپذیر\" به همت و پیگیری مستمر در راستای دستیابی به اهداف تعریف شده و پرورش روحیه کار گروهی اشاره دارد.\n\nویژگی \"عالمانه\" به معنی اتخاذ رویکرد علمی و منطقی در مواجهه با چالشها و توانایی در شناخت و به کارگیری بهترین شیوهها و تجربیات قابل اعتماد در بخشهای مختلف است. \"باتدبیر\" به ضرورت در نظر گرفتن سیاستها و برنامههای معقول و قابل اجرا برای مدیریت منابع و نیروی انسانی اشاره میکند. در نهایت، \"کارآمد\" به معنای استفاده بهینه از منابع و زمان برای رسیدن به اهداف تعیینشده و ارزیابی مستمر نتایج فعالیتهاست.\n\nدر مقابل، وجود بینظمی، غفلت از مسئولیتها، اشرافیگری، لذتجویی از دنیا و توجه صرف به زخارف دنیا، به نوعی نشانههای انحراف از مسیر سازماندهی جهادی به حساب میآیند و میتوانند مانع از تحقق اهداف جمعی شوند. عدم هدفمندی در کار جهادی میتواند منجر به افت کارایی و ناتوانی در دستیابی به موفقیتهای مورد انتظار گردد.\nمعیار اصلی: • سازماندهی جهادی بر اساس: کار برای خدا، اخلاص، تلاش خستگی ناپذیر، عالمانه، باتدبیر، کارآمد.\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\nمعیار معکوس : • انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است. انگیزه حضور فدر در سازمان، خودشیفتگی، اشرافیگری، لذت جوئی، فکر جمع آوری زخارف دنیا.• عدم سازماندهی نیروهای مردمی و جهادی ترجیح دیوان سارلاری فرسوده بر مدیریت جهادی• وابسته کردن نیروهای جهادی به برنامه و حمایت بنیاد\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع معکوس باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_opposite": "**معیار برای تشخیص:** \n• انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است. \n• انگیزه حضور فرد در سازمان، خودشیفتگی، اشرافیگری، لذتجویی، فکر جمعآوری زخارف دنیا. \n• عدم سازماندهی نیروهای مردمی و جهادی ترجیح دیوانسالاری فرسوده بر مدیریت جهادی. \n• وابسته کردن نیروهای جهادی به برنامه و حمایت بنیاد. \n\n**توضیحات معیار:** \nوجود انگیزههایی چون سلطه بر دیگران، حرص و طمع، و خودشیفتگی در افراد، موجب میشود که اهداف سازمان به سمت منافع شخصی گرایش پیدا کند و از اصول جهادی دور شود. این ویژگیها به نوعی میتوانند نمایانگر انحراف از اهداف انسانی و اجتماعی باشند، به طوری که فرد به جای خدمت به جامعه، به دنبال منافع فردی باشد. \n\nاشرافیگری و لذتجویی نیز از دیگر عواملی به شمار میروند که میتوانند تحقق اهداف جمعی را به خطر اندازند. توجه به زخارف دنیا و جمعآوری آنها میتواند نشاندهنده غفلت از مسئولیتهای اجتماعی و عدم همگرایی با اهداف سازمانی باشد. \n\nعدم سازماندهی نیروهای مردمی و جهادی به معنای نادیده گرفتن ظرفیتها و پتانسیلهای موجود در جامعه است که میتواند باعث تضعیف فعالیتهای جهادی و تسلط دیوانسالاری فرسوده بر مدیریت شود. این مسأله نه تنها منجر به کاهش کارایی خواهد شد، بلکه احساس مسئولیت اجتماعی را نیز در میان اعضای سازمان تضعیف میکند. \n\nوابسته کردن نیروهای جهادی به برنامه و حمایت بنیاد به نوعی میتواند مانع از خودکفایی و خلاقیت در فعالیتهای جهادی شود و چنین وابستگیهایی ممکن است بر استقلال و کارایی نیروی انسانی تأثیر منفی بگذارد."}, {"measure": "معیار اصلی: • نقش رهبری در سازمان تحفظ بر اهداف سازمان و تأمین هماهنگی و سرعت تصمیم گیری و اقدام لازم است.\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\nمعیار معکوس : • انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است. انگیزه حضور فدر در سازمان، خودشیفتگی، اشرافیگری، لذت جوئی، فکر جمع آوری زخارف دنیا.• عدم سازماندهی نیروهای مردمی و جهادی ترجیح دیوان سارلاری فرسوده بر مدیریت جهادی• وابسته کردن نیروهای جهادی به برنامه و حمایت بنیاد", "query_original": "\nمن یک متن دارم (مثلاً بیانات، گزارش، سند راهبردی یا متن تحلیلی) که در آن به ویژگیها یا رفتارهای مطلوب در یک زمینه خاص (مثلاً مدیریت، کار جهادی، اخلاق سازمانی و...) اشاره شده است.\n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت مفصل، دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\nمعیار اصلی: • نقش رهبری در سازمان تحفظ بر اهداف سازمان و تأمین هماهنگی و سرعت تصمیم گیری و اقدام لازم است.\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع مطلوب باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_original": "**معیار برای تشخیص:** \nنقش رهبری در سازمان تحفظ بر اهداف سازمان و تأمین هماهنگی و سرعت تصمیم گیری و اقدام لازم است.\n\n**توضیحات معیار:** \nویژگیهای مطلوب برای ارزیابی رهبری و نقش آن در سازمان شامل موارد زیر است:\n\n1. **تحفظ بر اهداف سازمان:** رهبری باید بر حفظ و حمایت از اهداف کلان سازمان که شامل توسعه، پیشرفت و تأمین منافع مشترک است، تأکید داشته باشد. این به معنای توانایی شفافسازی اهداف برای تمامی اعضای سازمان و انگیزش آنها به سمت تحقق این اهداف است.\n\n2. **هماهنگی:** رهبری مؤثر باید بتواند بین اعضای سازمان هماهنگی ایجاد کند و آنها را به سمت همکاری و کار تیمی هدایت کند. این هماهنگی نیازمند توانایی در تفهیم و نقل نظرات و نیازهای مختلف اعضای سازمان به یکدیگر میباشد.\n\n3. **سرعت تصمیمگیری:** رهبری باید قادر باشد در زمان مناسب تصمیمات لازم را اتخاذ کند. این ویژگی به معنی تحلیل دقیق شرایط و ارائه راهکارهای فوری و مؤثر است که در نهایت به تسریع روند کار کمک میکند.\n\n4. **کار جهادی:** این ویژگی به فعال بودن و تلاش مستمر رهبری در راستای خدمت به مردم و اهداف سازمان اشاره دارد، به طوریکه رهبری نه تنها به فکر منافع شخصی نباشد بلکه با خلوص نیت و به صورت علمی و برنامهریزی شده برای پیشبرد اهداف سازمان کار کند.\n\n5. **استفاده از دانش و آگاهی:** رهبری باید براساس اصول علمی و با اتکاء به شواهد تجربی تصمیمگیری کند و از دانش موجود به نحو احسن بهرهبرداری نماید.\n\n6. **توجه به مشکلات و چالشها:** رهبری باید بر روی نقاط قوت و ضعف سازمان تمرکز کند و به طور مداوم درصدد شناسایی و حل مشکلات باشد تا بتواند بر موانع ممکن غلبه کند.\n\nبا در نظر گرفتن این معیارها، میتوان نقش رهبری در سازمانها را به دقت ارزیابی کرده و بر اساس آن توصیهها و راهکارهای بهبود را ارائه داد.", "query_opposite": "\nمن یک معیار دارم که ویژگی یا رفتاری مطلوب را توصیف میکند. میخواهم معادل معکوس آن را تولید کنی؛ یعنی شرایطی که در آن، تحقیق یا فعالیتی با این معیار همخوانی ندارد. \n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\n**معیار برای تشخیص:** \nنقش رهبری در سازمان تحفظ بر اهداف سازمان و تأمین هماهنگی و سرعت تصمیم گیری و اقدام لازم است.\n\n**توضیحات معیار:** \nویژگیهای مطلوب برای ارزیابی رهبری و نقش آن در سازمان شامل موارد زیر است:\n\n1. **تحفظ بر اهداف سازمان:** رهبری باید بر حفظ و حمایت از اهداف کلان سازمان که شامل توسعه، پیشرفت و تأمین منافع مشترک است، تأکید داشته باشد. این به معنای توانایی شفافسازی اهداف برای تمامی اعضای سازمان و انگیزش آنها به سمت تحقق این اهداف است.\n\n2. **هماهنگی:** رهبری مؤثر باید بتواند بین اعضای سازمان هماهنگی ایجاد کند و آنها را به سمت همکاری و کار تیمی هدایت کند. این هماهنگی نیازمند توانایی در تفهیم و نقل نظرات و نیازهای مختلف اعضای سازمان به یکدیگر میباشد.\n\n3. **سرعت تصمیمگیری:** رهبری باید قادر باشد در زمان مناسب تصمیمات لازم را اتخاذ کند. این ویژگی به معنی تحلیل دقیق شرایط و ارائه راهکارهای فوری و مؤثر است که در نهایت به تسریع روند کار کمک میکند.\n\n4. **کار جهادی:** این ویژگی به فعال بودن و تلاش مستمر رهبری در راستای خدمت به مردم و اهداف سازمان اشاره دارد، به طوریکه رهبری نه تنها به فکر منافع شخصی نباشد بلکه با خلوص نیت و به صورت علمی و برنامهریزی شده برای پیشبرد اهداف سازمان کار کند.\n\n5. **استفاده از دانش و آگاهی:** رهبری باید براساس اصول علمی و با اتکاء به شواهد تجربی تصمیمگیری کند و از دانش موجود به نحو احسن بهرهبرداری نماید.\n\n6. **توجه به مشکلات و چالشها:** رهبری باید بر روی نقاط قوت و ضعف سازمان تمرکز کند و به طور مداوم درصدد شناسایی و حل مشکلات باشد تا بتواند بر موانع ممکن غلبه کند.\n\nبا در نظر گرفتن این معیارها، میتوان نقش رهبری در سازمانها را به دقت ارزیابی کرده و بر اساس آن توصیهها و راهکارهای بهبود را ارائه داد.\nمعیار اصلی: • نقش رهبری در سازمان تحفظ بر اهداف سازمان و تأمین هماهنگی و سرعت تصمیم گیری و اقدام لازم است.\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\nمعیار معکوس : • انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است. انگیزه حضور فدر در سازمان، خودشیفتگی، اشرافیگری، لذت جوئی، فکر جمع آوری زخارف دنیا.• عدم سازماندهی نیروهای مردمی و جهادی ترجیح دیوان سارلاری فرسوده بر مدیریت جهادی• وابسته کردن نیروهای جهادی به برنامه و حمایت بنیاد\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع معکوس باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_opposite": "**معیار برای تشخیص:** \nانگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است.\n\n**توضیحات معیار:** \nویژگیهای معکوس برای ارزیابی رهبری و نقش آن در سازمان شامل موارد زیر است:\n\n1. **سلطه بر دیگران:** وجود این ویژگی نشاندهنده تمایل رهبری به استفاده از موقعیت خود برای تحت کنترل در آوردن دیگران به جای هدایت و حمایت از آنها در راستای اهداف سازمانی است.\n\n2. **حرص و طمع:** این ویژگی به نشانهای از تمرکز بر منافع شخصی و انجام فعالیتها در راستای اهداف فردی به جای منافع جمعی اشاره دارد. در این حالت، فرد از حس خدمت به جامعه و نیازهای آن دور میشود.\n\n3. **خودشیفتگی:** رهبری که دچار این ویژگی باشد، به جای توجه به نظرات و نیازهای دیگران، تنها بر موفقیتهای فردی و نائل شدن به تلاشهای شخصی تأکید میکند، که ممکن است منجر به ناکارآمدی در سازمان شود.\n\n4. **اشرافیگری:** رفتارهایی که نشانهای از شیفتگی به رفاه و مقام برتر باشد، میتواند حاکی از دوری از واقعیتها و ناهماهنگی با نیازهای بنیادین افراد در سازمان باشد.\n\n5. **لذتجویی:** این ویژگی به تمرکز بر کسب لذت و آسایش شخصی بدون توجه به مسئولیتها و اهداف سازمانی و نیازهای دیگر اعضای سازمان اشاره دارد. در این حالت، فعالیتها بیشتر بر اساس تمایلات شخصی شکل میگیرند تا بر اساس نیازها و اهداف مشترک.\n\n6. **فکر جمع آوری زخارف دنیا:** این ویژگی میتواند نشاندهنده توجه به منافع مادی و دنیوی در عوض اهداف معنوی و اجتماعی باشد و منجر به نادیده گرفتن اهداف مشترک سازمانی گردد.\n\nبا در نظر گرفتن این معیارها، میتوان نقش رهبری را بر اساس انگیزهها و رفتارهای غیرموثر در سازمانها ارزیابی کرده و اقدامات اصلاحی را پیشنهاد داد."}, {"measure": "معیار اصلی: • طراحی برنامه و عملیات در سازمان بر اساس ابداع و خلاقیت هماهنگ و به هم پیوسته اعضای سازمان می باشد\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\nمعیار معکوس : • انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است. انگیزه حضور فدر در سازمان، خودشیفتگی، اشرافیگری، لذت جوئی، فکر جمع آوری زخارف دنیا.• عدم سازماندهی نیروهای مردمی و جهادی ترجیح دیوان سارلاری فرسوده بر مدیریت جهادی• وابسته کردن نیروهای جهادی به برنامه و حمایت بنیاد", "query_original": "\nمن یک متن دارم (مثلاً بیانات، گزارش، سند راهبردی یا متن تحلیلی) که در آن به ویژگیها یا رفتارهای مطلوب در یک زمینه خاص (مثلاً مدیریت، کار جهادی، اخلاق سازمانی و...) اشاره شده است.\n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت مفصل، دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\nمعیار اصلی: • طراحی برنامه و عملیات در سازمان بر اساس ابداع و خلاقیت هماهنگ و به هم پیوسته اعضای سازمان می باشد\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع مطلوب باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_original": "**معیار برای تشخیص:** طراحی برنامه و عملیات در سازمان بر اساس ابداع و خلاقیت هماهنگ و به هم پیوسته اعضای سازمان میباشد.\n\n**توضیحات معیار:** \n1. **ابداع و خلاقیت:** این مفهوم به توانایی اعضای سازمان در ارائه ایدههای نو و راهحلهای مبتکرانه اشاره دارد. خلاقیت به عنوان یک نیرو محرکه برای پیشرفت و نوآوری در برنامهها و عملیات سازمان بسیار حیاتی است.\n2. **هماهنگی:** این ویژگی به تلاش برای همافزایی و یکپارچگی در فعالیتهای افراد و گروهها در سازمان اشاره دارد. هماهنگی به معنای ارتباط مؤثر و همسو بودن اعضا با یکدیگر برای دستیابی به اهداف مشترک است.\n3. **پیوند به هم:** این مفهوم به ضرورت تعامل و همکاری بین اعضای سازمان برای شکلگیری یک کل منسجم اشاره دارد. همکاری مؤثر بین اعضای سازمان میتواند موجب ارتقای کارآمدی و کارایی عملکرد سازمان شود.\n4. **مدیریت جهادی:** مدیریت جهادی به معنای فعالیت با خستگیناپذیری، اخلاص و عزم برای خدمت به مردم و تحقق اهداف عالی است. این نوع مدیریت بر اساس تدبیر و دانش، به دنبال ارائه راههای علمی و درست برای حل مسائل است.\n5. **هدفمندی:** به معنای نیاز به توجه به آرمانها و اهداف کلی سازمان در انجام فعالیتها و پروژهها اشاره دارد که میتواند به تحقق اهداف استراتژیک کمک کند.\n6. **استعدادها:** به شناسایی و بهرهبرداری از توانمندیهای اعضای سازمان اشاره دارد. ایجاد شرایطی که اعضا بتوانند استعدادهای خود را بروز دهند و در یک محیط حمایتی رشد کنند، از اهمیت ویژهای برخوردار است.\n7. **احساس مسئولیت:** لازم است اعضای سازمان نسبت به وظایف و نقشهای خود احساس مسئولیت داشته باشند و به دستیابی به تکالیف و اهداف اعلام شده متعهد باشند.\n8. **ایمان به هدف:** اعتقاد به موفقیت و مهم بودن اهداف مشترک، پایه هر فعالیت جمعی و تعهدی را تشکیل میدهد.\n\nاین ویژگیها به عنوان ابزارهایی برای تحلیل و ارزیابی موفقیت یا چالشهای یک سازمان در تحقق اهداف و انجام وظایف خود در نظر گرفته میشوند.", "query_opposite": "\nمن یک معیار دارم که ویژگی یا رفتاری مطلوب را توصیف میکند. میخواهم معادل معکوس آن را تولید کنی؛ یعنی شرایطی که در آن، تحقیق یا فعالیتی با این معیار همخوانی ندارد. \n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\n**معیار برای تشخیص:** طراحی برنامه و عملیات در سازمان بر اساس ابداع و خلاقیت هماهنگ و به هم پیوسته اعضای سازمان میباشد.\n\n**توضیحات معیار:** \n1. **ابداع و خلاقیت:** این مفهوم به توانایی اعضای سازمان در ارائه ایدههای نو و راهحلهای مبتکرانه اشاره دارد. خلاقیت به عنوان یک نیرو محرکه برای پیشرفت و نوآوری در برنامهها و عملیات سازمان بسیار حیاتی است.\n2. **هماهنگی:** این ویژگی به تلاش برای همافزایی و یکپارچگی در فعالیتهای افراد و گروهها در سازمان اشاره دارد. هماهنگی به معنای ارتباط مؤثر و همسو بودن اعضا با یکدیگر برای دستیابی به اهداف مشترک است.\n3. **پیوند به هم:** این مفهوم به ضرورت تعامل و همکاری بین اعضای سازمان برای شکلگیری یک کل منسجم اشاره دارد. همکاری مؤثر بین اعضای سازمان میتواند موجب ارتقای کارآمدی و کارایی عملکرد سازمان شود.\n4. **مدیریت جهادی:** مدیریت جهادی به معنای فعالیت با خستگیناپذیری، اخلاص و عزم برای خدمت به مردم و تحقق اهداف عالی است. این نوع مدیریت بر اساس تدبیر و دانش، به دنبال ارائه راههای علمی و درست برای حل مسائل است.\n5. **هدفمندی:** به معنای نیاز به توجه به آرمانها و اهداف کلی سازمان در انجام فعالیتها و پروژهها اشاره دارد که میتواند به تحقق اهداف استراتژیک کمک کند.\n6. **استعدادها:** به شناسایی و بهرهبرداری از توانمندیهای اعضای سازمان اشاره دارد. ایجاد شرایطی که اعضا بتوانند استعدادهای خود را بروز دهند و در یک محیط حمایتی رشد کنند، از اهمیت ویژهای برخوردار است.\n7. **احساس مسئولیت:** لازم است اعضای سازمان نسبت به وظایف و نقشهای خود احساس مسئولیت داشته باشند و به دستیابی به تکالیف و اهداف اعلام شده متعهد باشند.\n8. **ایمان به هدف:** اعتقاد به موفقیت و مهم بودن اهداف مشترک، پایه هر فعالیت جمعی و تعهدی را تشکیل میدهد.\n\nاین ویژگیها به عنوان ابزارهایی برای تحلیل و ارزیابی موفقیت یا چالشهای یک سازمان در تحقق اهداف و انجام وظایف خود در نظر گرفته میشوند.\nمعیار اصلی: • طراحی برنامه و عملیات در سازمان بر اساس ابداع و خلاقیت هماهنگ و به هم پیوسته اعضای سازمان می باشد\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\nمعیار معکوس : • انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است. انگیزه حضور فدر در سازمان، خودشیفتگی، اشرافیگری، لذت جوئی، فکر جمع آوری زخارف دنیا.• عدم سازماندهی نیروهای مردمی و جهادی ترجیح دیوان سارلاری فرسوده بر مدیریت جهادی• وابسته کردن نیروهای جهادی به برنامه و حمایت بنیاد\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع معکوس باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_opposite": "**معیار برای تشخیص:** انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است. انگیزه حضور فرد در سازمان، خودشیفتگی، اشرافیگری، لذتجویی، فکر جمع آوری زخارف دنیا.\n\n**توضیحات معیار:** \n1. **سلطه بر دیگران:** این مفهوم به تلاش فرد برای دستیابی به قدرت و کنترل بر سایرین اشاره دارد. در این وضعیت، انگیزههای فرد بیشتر بر مبنای تسلط بر دیگران و کاهش تواناییهای گروهی متمرکز است.\n2. **حرص و طمع:** به معنای تمایل به بدست آوردن منافع فردی بهطور شبهغیرقانونی یا نامعقول است. این ویژگی میتواند به ایجاد رقابتهای غیرسازنده و محافظت از منافع شخصی در برابر منافع جمعی منجر شود.\n3. **خودشیفتگی:** این ویژگی به نوعی از رفتار اشاره دارد که در آن فرد بیشتر متوجه خود و خواستههای شخصیاش است تا به نیازها و خواستههای جمعی. خودشیفتگی میتواند زمینهساز غفلت از مسئولیتها و همکاریهای تیمی شود.\n4. **اشرافیگری:** این مفهوم به نوعی از زندگی و رفتار اشاره دارد که در آن فرد تمایل به تجمل و قناعت نداشتن دارد و بیشتر به دنبال لذتجویی و استفاده از امکانات مختلف برای خوشگذرانی است.\n5. **لذتجویی:** به معنای انتخاب فعالیتها و رفتارهایی است که منجر به رضایت و خوشحالی فرد میشوند، بدون توجه به اثرات آن بر دیگران یا بر نتایج جمعی.\n6. **فکر جمع آوری زخارف دنیا:** این ویژگی به تمایل به انباشتن اموال و داراییها اشاره دارد که ممکن است ناشی از حس نیاز یا فشار اجتماعی باشد و منجر به کاهش توجه به وظایف جمعی و تعهدات اجتماعی گردد.\n\nاین ویژگیها به عنوان ابزارهایی برای تحلیل و ارزیابی انگیزههای فردی در سازمانها و کیفیت تعاملات اجتماعی در نظر گرفته میشوند."}, {"measure": "معیار اصلی: • سازمان جهادی برآمده از مردم، برای مردم و با مردم باست\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\nمعیار معکوس : • انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است. انگیزه حضور فدر در سازمان، خودشیفتگی، اشرافیگری، لذت جوئی، فکر جمع آوری زخارف دنیا.• عدم سازماندهی نیروهای مردمی و جهادی ترجیح دیوان سارلاری فرسوده بر مدیریت جهادی• وابسته کردن نیروهای جهادی به برنامه و حمایت بنیاد", "query_original": "\nمن یک متن دارم (مثلاً بیانات، گزارش، سند راهبردی یا متن تحلیلی) که در آن به ویژگیها یا رفتارهای مطلوب در یک زمینه خاص (مثلاً مدیریت، کار جهادی، اخلاق سازمانی و...) اشاره شده است.\n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت مفصل، دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\nمعیار اصلی: • سازمان جهادی برآمده از مردم، برای مردم و با مردم باست\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع مطلوب باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_original": "**معیار برای تشخیص:** • سازمان جهادی برآمده از مردم، برای مردم و با مردم باشد.\n\n**توضیحات معیار:** \n1. **جهاد و خدمت به مردم:** فعالیتهای جهادی باید بهصورت متمرکز بر خدمت به مردم و مشارکت آنان در فرآیندها سازماندهی شود. این بدان معناست که افرادی که در این نوع سازمانها فعالیت میکنند، باید بهعنوان نمایندهای از مردم عمل کنند و به نیازها و خواستههای آنان جواب دهند.\n\n2. **اخلاص و نیت الهی:** در کار جهادی، نیت اصلی باید خداپسندانه باشد. افرادی که در این عرصه فعالیت دارند باید هدفشان خدمت به جامعه و ارتقاء کیفیت زندگی مردم باشد و نه کسب منافع شخصی.\n\n3. **کارآمدی و تحصیلات:** اقدامات جهادی باید بر پایهی دانش و آگاهی علمی استوار باشد. افرادی که در این زمینه فعالیت میکنند باید از مهارتهای علمی و تجربی لازم برخوردار باشند و شوند رصدگر جدی برای بهینهسازی فرآیندها.\n\n4. **مدیریت موثر و دیوانسالاری:** جهاد در مدیریت به معنای ترویج فعالیتهای کارآمد و بیانضباطی نیست، بلکه باید بسترهای مناسب برای رشد و پیشرفت فراهم شود. مدیریّت جهادی باید بر رویکردی با تدبیر و پُرکاری تأکید کند.\n\n5. **هدفمندی و هوشمندی:** فعالیتهای جهادی باید بهگونهای هدفمند و هوشمندانه طراحی شوند که با آرمانها و نیازهای روز جامعه همخوانی داشته باشد. مبتنی بر درک عمیق از شرایط و زمان، برنامهریزیهای استراتژیک باید صورت گیرد.\n\n6. **تنظیم و خلاقیت در تشکلها:** تشکلات جهادی باید بهگونهای طراحی شوند که توانایی جذب و شکوفایی استعدادها را داشته باشند و در اختیار ارائه ابتکارات جوانان و افراد خلاق باشد.\n\n7. **ایمان و باور مشترک:** افراد مؤثر در سازمانهای جهادی باید با یکدیگر در زمینهی ارزشها و اهداف مشترک، متعهد بوده و در تحقق آن اهداف همراستا عمل کنند. \n\nاین معیارها میتوانند برای ارزیابی و تحلیل عملکردها در زمینههای مختلف اجتماعی و سازمانی مورد استفاده قرار گیرند.", "query_opposite": "\nمن یک معیار دارم که ویژگی یا رفتاری مطلوب را توصیف میکند. میخواهم معادل معکوس آن را تولید کنی؛ یعنی شرایطی که در آن، تحقیق یا فعالیتی با این معیار همخوانی ندارد. \n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\n**معیار برای تشخیص:** • سازمان جهادی برآمده از مردم، برای مردم و با مردم باشد.\n\n**توضیحات معیار:** \n1. **جهاد و خدمت به مردم:** فعالیتهای جهادی باید بهصورت متمرکز بر خدمت به مردم و مشارکت آنان در فرآیندها سازماندهی شود. این بدان معناست که افرادی که در این نوع سازمانها فعالیت میکنند، باید بهعنوان نمایندهای از مردم عمل کنند و به نیازها و خواستههای آنان جواب دهند.\n\n2. **اخلاص و نیت الهی:** در کار جهادی، نیت اصلی باید خداپسندانه باشد. افرادی که در این عرصه فعالیت دارند باید هدفشان خدمت به جامعه و ارتقاء کیفیت زندگی مردم باشد و نه کسب منافع شخصی.\n\n3. **کارآمدی و تحصیلات:** اقدامات جهادی باید بر پایهی دانش و آگاهی علمی استوار باشد. افرادی که در این زمینه فعالیت میکنند باید از مهارتهای علمی و تجربی لازم برخوردار باشند و شوند رصدگر جدی برای بهینهسازی فرآیندها.\n\n4. **مدیریت موثر و دیوانسالاری:** جهاد در مدیریت به معنای ترویج فعالیتهای کارآمد و بیانضباطی نیست، بلکه باید بسترهای مناسب برای رشد و پیشرفت فراهم شود. مدیریّت جهادی باید بر رویکردی با تدبیر و پُرکاری تأکید کند.\n\n5. **هدفمندی و هوشمندی:** فعالیتهای جهادی باید بهگونهای هدفمند و هوشمندانه طراحی شوند که با آرمانها و نیازهای روز جامعه همخوانی داشته باشد. مبتنی بر درک عمیق از شرایط و زمان، برنامهریزیهای استراتژیک باید صورت گیرد.\n\n6. **تنظیم و خلاقیت در تشکلها:** تشکلات جهادی باید بهگونهای طراحی شوند که توانایی جذب و شکوفایی استعدادها را داشته باشند و در اختیار ارائه ابتکارات جوانان و افراد خلاق باشد.\n\n7. **ایمان و باور مشترک:** افراد مؤثر در سازمانهای جهادی باید با یکدیگر در زمینهی ارزشها و اهداف مشترک، متعهد بوده و در تحقق آن اهداف همراستا عمل کنند. \n\nاین معیارها میتوانند برای ارزیابی و تحلیل عملکردها در زمینههای مختلف اجتماعی و سازمانی مورد استفاده قرار گیرند.\nمعیار اصلی: • سازمان جهادی برآمده از مردم، برای مردم و با مردم باست\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\nمعیار معکوس : • انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است. انگیزه حضور فدر در سازمان، خودشیفتگی، اشرافیگری، لذت جوئی، فکر جمع آوری زخارف دنیا.• عدم سازماندهی نیروهای مردمی و جهادی ترجیح دیوان سارلاری فرسوده بر مدیریت جهادی• وابسته کردن نیروهای جهادی به برنامه و حمایت بنیاد\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع معکوس باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_opposite": "**معیار برای تشخیص:** • انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع باشد.\n\n**توضیحات معیار:**\n1. **سلطه و حرص:** در فعالیتهای جهادی، انگیزههای فردی نباید مبتنی بر سلطه و حرص و طمع شخصی باشد. این ویژگی بهویژه ممکن است به عدم پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه و فضاسازیهای نادرست در کار جهادی منجر شود.\n\n2. **خودشیفتگی:** افرادی که هدفشان جلب نظر دیگران و تحت تأثیر قرار دادن آنهاست، ممکن است از اصول اخلاقی و انسانی فاصله بگیرند و در نتیجه، کارایی فعالیتهای جهادی کاهش یابد.\n\n3. **اشرافیگری و لذتجویی:** تاکید بر منافع مادی و لذتجویی در محیطهای جهادی باعث میشود که فرد بیشتر به فکر جمعآوری زخارف دنیا بوده و از اهداف واقعی سازمان فاصله بگیرد. این اوضاع ممکن است به انحراف عملکردها و ناهماهنگی در گروههای جهادی بینجامد.\n\n4. **عدم سازماندهی:** ناتوانی در سازماندهی نیروهای مردمی و جهادی موجب کاهش کارآمدی و اثربخشی فعالیتها میشود و ممکن است به تکرار و ناتوانی در رسیدن به اهداف نهضتها دامن بزند.\n\n5. **وابستگی به بنیاد و برنامه:** اتکا و وابستگی نیروهای جهادی به برنامههای خارجی و بنیادها میتواند به نوعی بیارادگی در فرآیند حرکت جهادی منجر شود و از استقلال سازمانآیی و کارکردهای خود بهینه جهاد جلوگیری کند. \n\nاین ویژگیها میتوانند به عنوان ابزارهای تحلیل کیفی در ارزیابی عملکردها و متون مرتبط با فعالیتهای جهادی و اجتماعی مورد استفاده قرار گیرند."}, {"measure": "معیار اصلی: • سازماندهی درون زا و پایدار\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\nمعیار معکوس : • انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است. انگیزه حضور فدر در سازمان، خودشیفتگی، اشرافیگری، لذت جوئی، فکر جمع آوری زخارف دنیا.• عدم سازماندهی نیروهای مردمی و جهادی ترجیح دیوان سارلاری فرسوده بر مدیریت جهادی• وابسته کردن نیروهای جهادی به برنامه و حمایت بنیاد", "query_original": "\nمن یک متن دارم (مثلاً بیانات، گزارش، سند راهبردی یا متن تحلیلی) که در آن به ویژگیها یا رفتارهای مطلوب در یک زمینه خاص (مثلاً مدیریت، کار جهادی، اخلاق سازمانی و...) اشاره شده است.\n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت مفصل، دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\nمعیار اصلی: • سازماندهی درون زا و پایدار\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع مطلوب باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_original": "### معیار برای تشخیص\n• سازماندهی درون زا و پایدار\n\n### توضیحات معیار\nویژگی «سازماندهی درون زا و پایدار» از مهمترین اصول مدیریتی و کار جهادی میباشد که بر اساس مجموعهای از مفاهیم، رفتارها و ارزشها شکل میگیرد. این ویژگی شامل جنبههای زیر است:\n\n1. **خودسازی و رشد اخلاقی**: تشکیلات باید به عنوان وسیلهای برای ایجاد فضایی مناسب جهت مسئولیتپذیری و رشد اخلاقی فردی و جمعی عمل کند. خودسازی در این زمینه به معنای افزایش آگاهی و همدلی در تیم است.\n\n2. **مدیریت جهادی**: لازم است اصول مدیریت جهادی در فرایند سازماندهی رعایت شود، که شامل تلاش مداوم، خستگیناپذیری و اخلاص در کار به نفع دیگران به جای منافع شخصی است.\n\n3. **تحقیق علمی و تدبیر**: سازمانها باید با استفاده از موازین علمی و شیوههای دقیق، به دنبال پیدا کردن راههای مناسب برای حل مشکلات و تحقق اهداف باشند. این فرآیند نیازمند تفکر عاقلانه و هوشمندانه است.\n\n4. **سازماندهی مردمی و مشارکت**: ارتباط مؤثر با افراد و جلب مشارکت مردمی از اهمیت بالایی برخوردار است. ثبات و پایایی یک سازمان به همکاری و شناخت متقابل اعضا بستگی دارد.\n\n5. **ممنوعیت غفلت و اشرافیگری**: بر اساس اصول مطرح شده، مدیران و اعضای سازمان باید از افکار و رفتارهایی که موجب غفلت از وظایف و آرمانها میشود، پرهیز کنند.\n\n6. **ایجاد فضای خلاق و نوآور**: تشکیلات باید فضایی فراهم آورد که در آن افراد بتوانند استعدادهای خود را بشناسند و شکوفا کنند. این شامل تشویق خلاقیت و همکاری میان اعضا است.\n\n7. **رعایت اصول مشترک و استراتژی**: برای اینکه یک سازمان به پایایی دست یابد، نیاز به وجود اصول و اهداف مشترک میان اعضا و نیز تدوین استراتژیهای مشخص دارد، که موجب همگرایی و بهرهوری بیشتر میشود.\n\nاین معیار میتواند به عنوان یک ابزار کیفی در ارزیابی محتوای متون یا عملکردها مورد استفاده قرار گیرد و به شناسایی نقاط قوت و ضعف در ساختار سازمانها کمک کند.", "query_opposite": "\nمن یک معیار دارم که ویژگی یا رفتاری مطلوب را توصیف میکند. میخواهم معادل معکوس آن را تولید کنی؛ یعنی شرایطی که در آن، تحقیق یا فعالیتی با این معیار همخوانی ندارد. \n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\n### معیار برای تشخیص\n• سازماندهی درون زا و پایدار\n\n### توضیحات معیار\nویژگی «سازماندهی درون زا و پایدار» از مهمترین اصول مدیریتی و کار جهادی میباشد که بر اساس مجموعهای از مفاهیم، رفتارها و ارزشها شکل میگیرد. این ویژگی شامل جنبههای زیر است:\n\n1. **خودسازی و رشد اخلاقی**: تشکیلات باید به عنوان وسیلهای برای ایجاد فضایی مناسب جهت مسئولیتپذیری و رشد اخلاقی فردی و جمعی عمل کند. خودسازی در این زمینه به معنای افزایش آگاهی و همدلی در تیم است.\n\n2. **مدیریت جهادی**: لازم است اصول مدیریت جهادی در فرایند سازماندهی رعایت شود، که شامل تلاش مداوم، خستگیناپذیری و اخلاص در کار به نفع دیگران به جای منافع شخصی است.\n\n3. **تحقیق علمی و تدبیر**: سازمانها باید با استفاده از موازین علمی و شیوههای دقیق، به دنبال پیدا کردن راههای مناسب برای حل مشکلات و تحقق اهداف باشند. این فرآیند نیازمند تفکر عاقلانه و هوشمندانه است.\n\n4. **سازماندهی مردمی و مشارکت**: ارتباط مؤثر با افراد و جلب مشارکت مردمی از اهمیت بالایی برخوردار است. ثبات و پایایی یک سازمان به همکاری و شناخت متقابل اعضا بستگی دارد.\n\n5. **ممنوعیت غفلت و اشرافیگری**: بر اساس اصول مطرح شده، مدیران و اعضای سازمان باید از افکار و رفتارهایی که موجب غفلت از وظایف و آرمانها میشود، پرهیز کنند.\n\n6. **ایجاد فضای خلاق و نوآور**: تشکیلات باید فضایی فراهم آورد که در آن افراد بتوانند استعدادهای خود را بشناسند و شکوفا کنند. این شامل تشویق خلاقیت و همکاری میان اعضا است.\n\n7. **رعایت اصول مشترک و استراتژی**: برای اینکه یک سازمان به پایایی دست یابد، نیاز به وجود اصول و اهداف مشترک میان اعضا و نیز تدوین استراتژیهای مشخص دارد، که موجب همگرایی و بهرهوری بیشتر میشود.\n\nاین معیار میتواند به عنوان یک ابزار کیفی در ارزیابی محتوای متون یا عملکردها مورد استفاده قرار گیرد و به شناسایی نقاط قوت و ضعف در ساختار سازمانها کمک کند.\nمعیار اصلی: • سازماندهی درون زا و پایدار\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی\nمتن: کار جهادی یعنی کاری که هم در آن تلاش هست، خستگیناپذیری هست، هم اخلاص هست؛ [یعنی] انسان میفهمد که برای خودش، برای پُر کردن کیسهی خودش کار نمیکند، دارد برای مردم کار میکند، برای خدا کار میکند؛ هم این، و هم عالمانه؛ یعنی بنشینند و با موازین علمی، با شیوهی دقیق عالمانه راههای صحیح را پیدا کنند؛ هم باسواد باشند، کارآمد باشند، هم امکانات گوناگونی داشته باشند؛ اینها بنشینند کار کنند؛ اقتصاد کشور قطعاً شکوفایی پیدا خواهد کرد.\nمنبع: بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی\nمتن: باید مدیریّت جهادی را بر دیوانسالاریهای فرسوده ترجیح بدهیم؛ این یکی از اولویّتهای ما است؛ اصرار بر مدیریّت جهادی. مسئولین کشور در قوّهی مجریّه، در قوّهی قضائیّه، در بخشهای مختلف، مدیریّت جهادی را دنبال بکنند. مدیریّت جهادی به معنای بیانضباطی نیست؛ پُرکاری، با تدبیر حرکت کردن، شبوروز نشناختن و دنبال کار را گرفتن، این معنای مدیریّت جهادی است.\nمنبع: بیانات در بازدید از پژوهشکده رویان\nمتن: کار جهادی باید هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمنشکن باشد. یعنی به همان معنائی که ما مبارزه را در اصطلاح معمولی به کار میبریم: «دارم مبارزه میکنم؛ این یک مبارزه است.» این، یک تعبیر مصطلح است. در جهاد، این معنا هست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و سومین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتی ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگری ممنوع است؛ لذتجوئی ممنوع است؛ به فکر جمع کردن زخارف دنیا افتادن، برای مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست که میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حرکت میکنیم. ما هنوز به قله نرسیدهایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، دشمنیها تمام خواهد شد. آن روزی که ملت ایران به قله برسد، معارضههای خباثتآلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حرکت را باید بیوقفه ادامه دهیم.\nمنبع: انتصاب حجت الاسلام موسی پور به مدیریت شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی\nمتن: توصیهی اینجانب مردمی کردن بزرگداشتها، و فعال کردن مساجد و نهادهای مردمی، و بهکارگیری ابتکارات و خلاقیتهای جوانان انقلابی، و طراوت و تازگی بخشیدن به مراسم دینی و انقلابی است. توصیهی دیگر چابک و سبک کردن تشکیلات و زدودن زائدهها و فرسودگیهای آن است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 6)\nمتن: تشکیلات وسیله ای است برای بهتر انجام دادن مسئولیت ها و خودسازی و رشد اخلاق دسته جمعی. عوامل لازم برای ایجاد تشکیلات از نظر معنوی ایمان و باور مشترک و از نظر مادی انسان ها هستند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: تشکل باید سازنده ما، آسان کننده خودسازی برای ما و کمک به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکل باشد.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 39 و 40)\nمتن: دو نوع مدیریت هست: مدیریتی که اداره شونده ها را در یک مکانیسم قوی قرار می دهد و آنها چون ذراتی با یک مغناطیس نیرومند، اما فاقد آگاهی، به دنبال مدیر حرکت می کنند. این مدیریت در خودر یک جامعه انسانی و اسلامی نیست؛ یک نوع مدیریت هم هست که همیشه به اداره شونده ها میدان می دهد که احساس کنند خودشان دارند فکر می کنند؛ خودشان دارند خلاقیت نشان می دهند؛ خودشان ابتکار و ابداع دارند و خودشان دارند حرکت می کنند؛ اما می دانند که حرکت هایشان باید به هم پیوسته باشد؛ تک نمانند. ایمان آورده اند به اینکه تک ماندن همان و باطل شدن و عاطل شدن و بر ثمر یا کم ثمر شدن همان! این مدیریت پایدارتر است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص12)\nمتن: ما از همان موقع این تجربه را اندوختیم که این نهضت و انقلاب با حضور همگانی مردم و عوام به سمت در هم شکستن نیروی دشمن جلو می رود ... اما نگه داشت این پیروزی در خط اصیل مبارزه ... شرطش این است که نیرویی سازمان یافته و متشکل، دارای مواضع مشخص و روشن و خطی آینده نگر و برنامه هایی متناسب با نیازها، مسئولیت را برعهده بگیرد و این نیروی متشکل نیرویی باشد متکی به همان مردمی که مبارزه کردند. بنابراین داشتن تشکیلات سیاسی- اجتماعی دارای فرهنگ اصیل انقلاب و مورد اعتماد مردم و برخوردار از پایگاه تودهای و مردمی، شرط موفقیت در تداوم یک مبارزه و انقلاب است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص16)\nمتن: ما به یک تشکیلات نیرومند خلاق هماهنگ مسنجم نیازمند هستم که در آن استعدادها یکدیگر را بیابند؛ محل تلاقی استعدادها، محل شناسایی متقابل استعدادها باشد و در آنجا استعدادها زمینه شکوفایی پیدا کنند و محیطی مناسب برای همکاری هماهنگ پیدا کند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص52)\nمتن: روشن است که پیروی از اکثریت در مواردی که جای رأی گیری باشد و رأی اکثریت با اصولی که همه اعضا در ابتدا برای کار خود پذیرفته اند، منافات نداشته باشد و گرنه رأی اکثریت اگر بر خلاف اصولی اساسی باشد، ارزشی ندارد ... اگر این رأی موافق همه اصول پذیرفته شده بود ... پایه اساسی برای پیشرفت یک کار جمعی علاوه بر ایمان به هدف، احساس مسئولیت، تسلط بر خویشتن و مبارزه با خودخواهی است.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص13)\nمتن: تشکل احتیاج دارد به ایدئولوژی مشترک، استراتژی مشترک، خط مشی مشترک، نقطه نظرهای مشترک. بدون داشتن این نقاط مشترک و وجوه مشترک که مردم با هم متشکل نمی شوند.\nمنبع: کتاب تشکیلات بهشتی (ص 203)\nمتن: [شروط تشکل اسلامی:] شرط اول این است که ما تشکیلات پرست نباشیم و خودخواهی تشکیلاتی پیدا نکنیم.(طاغوت) شرط دوم اینکه ممکن است تشکیلات پرست نباشیم؛ اما سرگرم تشکیلات باشیم (لهو) یا سرگرم هم نشویم؛ ولی از خودسازی باز بمانیم؛ شرط سوم اینکه تشکیلات به درد مردم بخورد؛ نه اینکه باری باشد بر دوش این جامعه (لغو)\n\nمعیار معکوس : • انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است. انگیزه حضور فدر در سازمان، خودشیفتگی، اشرافیگری، لذت جوئی، فکر جمع آوری زخارف دنیا.• عدم سازماندهی نیروهای مردمی و جهادی ترجیح دیوان سارلاری فرسوده بر مدیریت جهادی• وابسته کردن نیروهای جهادی به برنامه و حمایت بنیاد\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع معکوس باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_opposite": "### معیار برای تشخیص\n• انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است.\n\n### توضیحات معیار\nویژگی «انگیزه حضور فرد در سازمان، سلطه بر دیگران یا حرص و طمع است» به ارزیابی ویژگیهای رفتاری و اخلاقی اعضای یک سازمان میپردازد و میتواند شامل جنبههای زیر باشد:\n\n1. **خودشیفتگی**: آثار و رفتارهایی که نشاندهنده توجه به منافع شخصی به جای منافع جمعی است، میتواند به عنوان یکی از ویژگیهای بارز در مدیریت و سازماندهی مبهم و غیرموفق شناخته شود. افرادی که بیش از حد به خود میبالند و به دستاوردهای خود اهمیت میدهند، ممکن است از تحقق اهداف مشترک غافل شوند.\n\n2. **اشرافیگری**: تمایلات به مصرفگرایی و زندگی لوکس میتواند به عدم تمایل افراد به فعالیتهای جهادی و خدمت به دیگران منجر شود. این رویکرد معمولاً توانایی افراد در مشارکت مؤثر را تحت تأثیر قرار میدهد.\n\n3. **لذتجویی**: افرادی که بر لذت شخصی تمرکز دارند، ممکن است از مسئولیتهای خود در قبال دیگران غفلت کنند و در نتیجه تأثیر منفی بر جو سازمان بگذارند.\n\n4. **جمعآوری زخارف دنیا**: پیگیری مداوم منافع مادی و دنیوی بهجای تلاش برای خدمت به جامعه یا ایجاد تغییرات مثبت میتواند نشاندهنده عدم انسجام و ثبات در رفتار فردی و سازمانی باشد.\n\n5. **عدم سازماندهی نیروهای مردمی**: عدم توجه به قدرت مشارکتهای مردمی و تکیه بر مدیریتهای قدیمی و ناکارآمد، میتواند باعث رکود و کاهش کارایی در یک سازمان شود. این موضوع باعث میشود که دستاوردهای سازمانی به جای خدمات به مردم، بیشتر به شکل انتظارات مدیریتی نمایش داده شود.\n\n6. **وابستگی به برنامه و حمایت بنیاد**: عدم استقلال و تأسیس نیروها بر اساس منابع و ارزشهای بومی، میتواند منجر به غفلت از ظرفیتها و توانمندیهای سازمانی و انسانی شود. این وابستگی معمولاً تأثیرات منفی بر توانایی برای حرکت به سمت اهداف مشترک خواهد گذاشت."}, {"measure": "معیار اصلی: ارائه یک «تصویر مطلوب» برای رشد هماهنگ دانش\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در دیدار قاریان\nمتن: امروز ملتهای مسلمان درگیر مشکلات فراوانی هستند از ناحیهی تسلط کسانی که نگاهشان به آفرینش، نگاه مادی است؛ نگاه سودجویانه است؛ نگاه پست یک انسانی است که از معنویت بوئی نبرده. امروز تمدنی که امکانات نظامی را در اختیار مستکبران قرار داده، مبتنی بر نگاه مادی به عالم آفرینش است. همین نگاه مادی است که دنیا را بدبخت کرده؛ خود آنها را هم بدبخت کرده. وقتی نگاه، نگاه مادی بود، سودپرستانه بود، دور از معنویت بود، دور از اخلاق انسانی بود، نتیجه این میشود که قدرت نظامی و قدرت سیاسی و قدرت اطلاعاتی در راه به زنجیر کشیدن ملتها به کار میرود. تمدن غرب در این چند قرن اخیر که به اوج رسیده، هیچ هنری غیر از این نداشته است؛ بشریت را استثمار کردند، ملتها را به زنجیر کشیدند، از علمشان استفاده کردند برای نابودی تمدنهای ملتهای دیگر و غلبهی بر آنها، بر فرهنگ آنها، بر اقتصاد آنها ... هرجا پا گذاشتند، جز فساد و نابودی حرث و نسل - همان طور که خدای متعال در قرآن میفرماید- کاری نکردند. بله، برای اینکه بازار محصولات پیدا کنند، بازارهائی را آراسته کردند؛ مردم را با محصولات جدید آشنا کردند، برای اینکه تجارت خودشان را رونق بدهند. این تمدن، منقطع از معنویت و قرآن است.\nمنبع: بیانات در دیدار اساتید دانشگاه ها\nمتن: بسیاری از مباحث علوم انسانی، مبتنی بر فلسفههایی هستند که مبنایش مادیگری است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانی را ترجمه کنیم، آنچه را که غربیها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بیاعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزشهای خودمان را در قالبهای درسی به جوانها منتقل کنیم؛ این چیز خیلی مطلوبی نیست. این از جملهی چیزهائی است که بایستی مورد توجه قرار بگیرد؛ هم در مجموعههای دولتی مثل وزارت علوم، هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی، هم در هر مرکز تصمیمگیری که در اینجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاهها و بیرون دانشگاهها.\nمنبع: بیانات در دیدار طلاب مدرسه علمیه آیت الله مجتهدی\nمتن: اینكه گفته میشود اسلامگرایانِ روشنفكر و روشنبین با تمدنغربی مخالفند، خود معاندان غربی نعل واژگونه میزنند؛ وانمود میكنند اینها با علم و پیشرفت مخالفند؛ در حالی كه مخالفت مؤمنِ به اسلام با تمدن غربی به خاطر پیشرفت علمی و مبارزهی با خرافات و علمی كردن همهی روابط اجتماعی نیست؛ به خاطر خلأ معنویت و فضیلت در این مجموعهی دنیایی است ... اما علم بدون هدایت و فضیلت و معنویت و انسانیت، و علم ناظرِ فقط به دنیا و غمض عین از آخرت، نتیجهاش همین [خشونت و وحشیگری اخلاقی] است. اول، جلوهیی به زندگی میبخشد و قدرت و ثروت و زیبایی میدهد- «للباطل جولة»- اما آخر قضیه این است؛ و این ادامه پیدا خواهد كرد. شما بدانید وحشیگری اخلاقی جوامع مترقی و متمدنی كه از معنویت بویی نبردهاند، روز به روز بیشتر خواهد شد و همین وحشیگری، لغزشگاه بزرگ تمدن غربیِ امروز است و آنها را سرنگون خواهد كرد.\nمنبع: بیانات در دیدار نخبگان جوان علمی\nمتن: یک عدّهای از غربزدهها، از صد سال پیش تبلیغ کردند که اگر میخواهید کشورتان پیشرفته بشود و ایران جلو بیفتد، بایستی بروید در ذیل غرب تعریف بشوید -غربزدگی؛ همان تعبیر غربزدگی که مرحوم آلاحمد مطرح کرد و نوشت- این فکرِ غلطی بود؛ حالا در مورد بعضی از آن کسانی که این فکر را القا میکردند، خائنانه هم بود، [امّا] بعضی خائنانه نبود، جاهلانه بود. امروز هم هنوز کسانی از دنبالههای آنها -و باید گفت تفالههای آنها- همین فکرها را ترویج میکنند که «ما در ذیل غرب بایستی پیشرفت کنیم»؛ نه، پنجاه سال، کشور در زمان دوران پهلوی در ذیل غرب زندگی کرد؛ پنجاه سال! یک مدّتی در آن اواسطِ رضاخان در ذیل آلمان، بعد یک مدّتی در ذیل آمریکا تا آخر؛ چه پیشرفتی برای کشور حاصل شد؟ جز بدبختی، جز عقبافتادگی، جز نابود شدن سرمایههای اساسی کشور، چه عاید کشور شد؟ نخیر، در ذیل غرب نمیشود، نمیتوان [پیشرفت کرد]؛ آنکسی که این حرف را بزند که کشور در ذیل غرب ممکن است پیشرفت بکند، خائن به کشور است اگر بداند چه میگوید؛ ممکن هم هست جاهل باشد.\nمنبع: بیانات در دیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش\nمتن: دنیا از غرق شدن در مادیگری سودی نبرد؛ دنیا از رواج دادن آزادیهای جنسی سودی نبرد؛ بشریت از آنچه که حرکتهای مادی در اروپا به وجود آوردند - رهائی از معنویت، رهائی از قیود الهی - سودی نبرد؛ نه عدالت را تأمین کرد، نه رفاه عمومی را تأمین کرد، نه امنیت را تأمین کرد، نه خانواده را حفظ کرد، نه توانست تربیت نسلهای بعدی را بدرستی انجام دهد؛ در همهی اینها ضرر کردند. بله، یک عدهای کمپانیدارها، بانکدارها و سازندگان سلاح به آلاف و الوف دست پیدا کردند - اینها بود - اما تمدن مادی غرب دستاورد بشری نداشت، دستاورد انسانی نداشت؛ خودشان را خوشبخت نکردند، جوامعی را هم که در زیر سایهی اینها و با تقلید از اینها زندگی کردند، خوشبخت نکردند پیام انقلاب اسلامی، پیام رهائی از این حرکت بدبختیزا و فلاکتآور است. توجه به معنویت، توجه به اخلاق الهی، در عین حال پرداختن به نیازهای بشری؛ همان چیزی که در اسلام هست؛ حد متوسط. نه افراط کلیساهای کاتولیکی و ارتدوکسی و سختگیریهای غلط، نه ولنگاریهائی که نقطهی مقابل آن در جوامع غربی بر اثر حرکت مادیشان به وجود آمد؛ هیچکدام از اینها درست نیست؛ هر دو غلط است. خط اسلام، خط میانه است؛ خط عدالت است. عدالت یک معنای فراگیر و شاملی دارد. در همهی زمینهها عدالت - یعنی هر چیز را به جای خود نهادن(۱) - باید مد نظر باشد؛ خط متوسط انسانی؛ «و کذلک جعلناکم امّة وسطا لتکونوا شهداء علی النّاس»\nمنبع: بیانات در دیدار اساتید و اعضای هیأت علمی دانشگاه ها\nمتن: آنچه که اساتید ما برای پیشرفت علم، وجههی همت خودشان باید قرار بدهند، اولاً «شجاعت علمی» در همهی بخشهاست؛ هم در بخشهای علوم انسانی، هم در بخشهای علوم تجربی، هم در بخشهای نزدیک به عمل و فناوری، و هم در بخشهای علوم پایه. نظریه را دنبال کنند، تولید کنند، خلق کنند، ابداع کنند، نقد کنند؛ چشمبسته و تقلیدی نباید کار را دنبال کرد. مشکل ما در گذشته همیشه این بوده که در زمینههای مختلف - در همهی زمینههای علمی - چشمبسته و تقلیدی نگاه کردیم که ببینیم غربیها چه میگویند ... ما از شاگردی کردنِ پیش کسی که بلد است، ننگمان نمیآید؛ ولی میگوییم نباید فکر کنیم که ما همیشه باید شاگرد بمانیم. معنای این نگاه تقلیدی، این است: ما همیشه باید شاگرد بمانیم. نوآوری لازم است. اعتماد به نفسِ شخصی و اعتماد به نفسِ ملی در اساتید ما، یک ضرورت است. اولاً، استاد ما شخصاً اعتماد به نفس داشته باشد و کار علمی بکند. به آن کار علمی اش تکیه بکند و افتخار کند. ثانیاً، اعتماد به نفسِ ملی داشته باشد. به قابلیت و تواناییهای این ملت اعتماد داشته باشد. اگر این معنا در یک استاد وجود داشته باشد، این سرریز خواهد شد در محیط درس، در کلاس درس، در انتقال به دانشجو و تأثیر تربیتی خودش را خواهد گذاشت. و ثالثاً پرکاری؛ ما یک مقداری از ناحیهی کمکاریهایمان و تنبلیهایمان - در بخشها و سطوح مختلف - ضربه خوردیم. باید کار کرد و از کار نباید خسته شد. بنابراین نوآوری و ابتکار، شجاعت علمی، اعتماد به نفس شخصی و ملی و کارِ متراکم و انبوه، علاج کارِ پیشرفت علمی ماست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: استقلال فرهنگی در این است که سبک زندگی را، سبک زندگی اسلامی - ایرانی انتخاب بکنیم. بنده در باب سبک زندگی دو سه سال قبل از این مفصّل صحبت کردم؛ سبک زندگی از معماری، از زندگی شهری، از زیستِ انسانی، از پیوندهای اجتماعی تا همهی مسائل گوناگون را شامل میشود. تقلید از غرب و از بیگانه در سبک زندگی، درست نقطهی مقابل استقلال فرهنگی است. امروز نظام سلطه بر روی این مسئله دارد کار میکند؛ همین مسئلهی مهندسی اطّلاعات، این ابزارهای جدیدی که وارد میدان شده است، اینها همه ابزارهایی هستند برای تسلّط بر فرهنگ یک کشور. بنده با این حرف نمیخواهم بگویم این ابزارها را از زندگی خودمان خارج کنیم؛ نه، اینها ابزارهایی هستند که میتوانند مفید واقع بشوند امّا سلطهی دشمن را از این ابزارها بایستی سلب کرد. نمیتوانید شما برای اینکه مثلاً فرض بفرمایید رادیو و تلویزیون داشته باشید، رادیو تلویزیونتان را بدهید در اختیار دشمن؛ اینترنت هم همینجور است، فضای مجازی هم همینجور است، دستگاههای اطّلاعاتی و ابزارهای اطّلاعاتی هم همینجور است، اینها را نمیشود در اختیار دشمن قرار داد؛ امروز در اختیار دشمن است؛ وسیله و ابزار نفوذ فرهنگی است؛ ابزار سلطهی فرهنگی دشمن است.\nمنبع: بیانیه گام دوم انقلاب خطاب به ملت ایران\nمتن: انقلاب پُرشکوه ملّت ایران که بزرگترین و مردمیترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چلّهی پُرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده و در برابر همهی وسوسههایی که غیر قابل مقاومت به نظر میرسیدند، از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دوّمین مرحلهی خودسازی و جامعهپردازی و تمدّنسازی شده است.... آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمیبُرد، انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوبها را شکست؛ کهنگی کلیشهها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود.\nمنبع: بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی\nمتن: فرض کنید بیست سال دیگر، سی سال دیگر کشور جمهوری اسلامی را مثلاً با ۲۰۰ میلیون یا ۱۸۰ میلیون یا ۱۵۰ میلیون جمعیّت با پیشرفتهای شگرف مادّی و علمی و صنعتی و با استقرار معنویّت و عدالت؛ ببینید چه میشود؛ چه جاذبهای در بین آحاد بشر -مسلمان و غیر مسلمان- بهوجود میآورد؛ میخواهند این اتّفاق نیفتد. حیات طیّبه یعنی این؛ یعنی برویم بهسمت یک چنین وضعی برای زندگی کشور؛ انقلاب میخواهد ما را به اینجاها برساند. رفاه، عدالت، نشاط، نشاط کار، شوق کار، علم، فنّاوری، اینها همه جزو حیات طیّبه است؛ در کنار اینها معنویّت، رحم، خلقیّات اسلامی، سبک زندگی اسلامی، اینها جزو حیات طیّبه است. نظم جزو حیات طیّبه است؛ این حرکت بهسمت حیات طیّبه تمامنشدنی است. اَلآ اِلَی اللهِ تَصیرُ الاُمور؛(۹) این همان صیرورت به سمت خدا [است]. صیرورت یعنی حالیبهحالی شدن، چیزی در باطن ذات خود تغییر ایجاد کند و روزبهروز بهتر بشود؛ این را میگویند صیرورت؛ بشر به سمت خدا صیرورت دارد و جامعهی مطلوب اسلامی آن است که این صیرورت در آن وجود داشته باشد؛ این صیرورت تمامنشدنی است؛ همینطور بهطور دائم ادامه دارد؛ انقلاب این است\n\nمعیار معکوس : • رؤیاهای مدرنیته، تصویر تحرک آفرین جامعه و عامل شیفتگی به الگوها و اسوههای بیگانه• رشد بی هدف در شاخص های زندگی", "query_original": "\nمن یک متن دارم (مثلاً بیانات، گزارش، سند راهبردی یا متن تحلیلی) که در آن به ویژگیها یا رفتارهای مطلوب در یک زمینه خاص (مثلاً مدیریت، کار جهادی، اخلاق سازمانی و...) اشاره شده است.\n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت مفصل، دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\nمعیار اصلی: ارائه یک «تصویر مطلوب» برای رشد هماهنگ دانش\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در دیدار قاریان\nمتن: امروز ملتهای مسلمان درگیر مشکلات فراوانی هستند از ناحیهی تسلط کسانی که نگاهشان به آفرینش، نگاه مادی است؛ نگاه سودجویانه است؛ نگاه پست یک انسانی است که از معنویت بوئی نبرده. امروز تمدنی که امکانات نظامی را در اختیار مستکبران قرار داده، مبتنی بر نگاه مادی به عالم آفرینش است. همین نگاه مادی است که دنیا را بدبخت کرده؛ خود آنها را هم بدبخت کرده. وقتی نگاه، نگاه مادی بود، سودپرستانه بود، دور از معنویت بود، دور از اخلاق انسانی بود، نتیجه این میشود که قدرت نظامی و قدرت سیاسی و قدرت اطلاعاتی در راه به زنجیر کشیدن ملتها به کار میرود. تمدن غرب در این چند قرن اخیر که به اوج رسیده، هیچ هنری غیر از این نداشته است؛ بشریت را استثمار کردند، ملتها را به زنجیر کشیدند، از علمشان استفاده کردند برای نابودی تمدنهای ملتهای دیگر و غلبهی بر آنها، بر فرهنگ آنها، بر اقتصاد آنها ... هرجا پا گذاشتند، جز فساد و نابودی حرث و نسل - همان طور که خدای متعال در قرآن میفرماید- کاری نکردند. بله، برای اینکه بازار محصولات پیدا کنند، بازارهائی را آراسته کردند؛ مردم را با محصولات جدید آشنا کردند، برای اینکه تجارت خودشان را رونق بدهند. این تمدن، منقطع از معنویت و قرآن است.\nمنبع: بیانات در دیدار اساتید دانشگاه ها\nمتن: بسیاری از مباحث علوم انسانی، مبتنی بر فلسفههایی هستند که مبنایش مادیگری است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانی را ترجمه کنیم، آنچه را که غربیها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بیاعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزشهای خودمان را در قالبهای درسی به جوانها منتقل کنیم؛ این چیز خیلی مطلوبی نیست. این از جملهی چیزهائی است که بایستی مورد توجه قرار بگیرد؛ هم در مجموعههای دولتی مثل وزارت علوم، هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی، هم در هر مرکز تصمیمگیری که در اینجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاهها و بیرون دانشگاهها.\nمنبع: بیانات در دیدار طلاب مدرسه علمیه آیت الله مجتهدی\nمتن: اینكه گفته میشود اسلامگرایانِ روشنفكر و روشنبین با تمدنغربی مخالفند، خود معاندان غربی نعل واژگونه میزنند؛ وانمود میكنند اینها با علم و پیشرفت مخالفند؛ در حالی كه مخالفت مؤمنِ به اسلام با تمدن غربی به خاطر پیشرفت علمی و مبارزهی با خرافات و علمی كردن همهی روابط اجتماعی نیست؛ به خاطر خلأ معنویت و فضیلت در این مجموعهی دنیایی است ... اما علم بدون هدایت و فضیلت و معنویت و انسانیت، و علم ناظرِ فقط به دنیا و غمض عین از آخرت، نتیجهاش همین [خشونت و وحشیگری اخلاقی] است. اول، جلوهیی به زندگی میبخشد و قدرت و ثروت و زیبایی میدهد- «للباطل جولة»- اما آخر قضیه این است؛ و این ادامه پیدا خواهد كرد. شما بدانید وحشیگری اخلاقی جوامع مترقی و متمدنی كه از معنویت بویی نبردهاند، روز به روز بیشتر خواهد شد و همین وحشیگری، لغزشگاه بزرگ تمدن غربیِ امروز است و آنها را سرنگون خواهد كرد.\nمنبع: بیانات در دیدار نخبگان جوان علمی\nمتن: یک عدّهای از غربزدهها، از صد سال پیش تبلیغ کردند که اگر میخواهید کشورتان پیشرفته بشود و ایران جلو بیفتد، بایستی بروید در ذیل غرب تعریف بشوید -غربزدگی؛ همان تعبیر غربزدگی که مرحوم آلاحمد مطرح کرد و نوشت- این فکرِ غلطی بود؛ حالا در مورد بعضی از آن کسانی که این فکر را القا میکردند، خائنانه هم بود، [امّا] بعضی خائنانه نبود، جاهلانه بود. امروز هم هنوز کسانی از دنبالههای آنها -و باید گفت تفالههای آنها- همین فکرها را ترویج میکنند که «ما در ذیل غرب بایستی پیشرفت کنیم»؛ نه، پنجاه سال، کشور در زمان دوران پهلوی در ذیل غرب زندگی کرد؛ پنجاه سال! یک مدّتی در آن اواسطِ رضاخان در ذیل آلمان، بعد یک مدّتی در ذیل آمریکا تا آخر؛ چه پیشرفتی برای کشور حاصل شد؟ جز بدبختی، جز عقبافتادگی، جز نابود شدن سرمایههای اساسی کشور، چه عاید کشور شد؟ نخیر، در ذیل غرب نمیشود، نمیتوان [پیشرفت کرد]؛ آنکسی که این حرف را بزند که کشور در ذیل غرب ممکن است پیشرفت بکند، خائن به کشور است اگر بداند چه میگوید؛ ممکن هم هست جاهل باشد.\nمنبع: بیانات در دیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش\nمتن: دنیا از غرق شدن در مادیگری سودی نبرد؛ دنیا از رواج دادن آزادیهای جنسی سودی نبرد؛ بشریت از آنچه که حرکتهای مادی در اروپا به وجود آوردند - رهائی از معنویت، رهائی از قیود الهی - سودی نبرد؛ نه عدالت را تأمین کرد، نه رفاه عمومی را تأمین کرد، نه امنیت را تأمین کرد، نه خانواده را حفظ کرد، نه توانست تربیت نسلهای بعدی را بدرستی انجام دهد؛ در همهی اینها ضرر کردند. بله، یک عدهای کمپانیدارها، بانکدارها و سازندگان سلاح به آلاف و الوف دست پیدا کردند - اینها بود - اما تمدن مادی غرب دستاورد بشری نداشت، دستاورد انسانی نداشت؛ خودشان را خوشبخت نکردند، جوامعی را هم که در زیر سایهی اینها و با تقلید از اینها زندگی کردند، خوشبخت نکردند پیام انقلاب اسلامی، پیام رهائی از این حرکت بدبختیزا و فلاکتآور است. توجه به معنویت، توجه به اخلاق الهی، در عین حال پرداختن به نیازهای بشری؛ همان چیزی که در اسلام هست؛ حد متوسط. نه افراط کلیساهای کاتولیکی و ارتدوکسی و سختگیریهای غلط، نه ولنگاریهائی که نقطهی مقابل آن در جوامع غربی بر اثر حرکت مادیشان به وجود آمد؛ هیچکدام از اینها درست نیست؛ هر دو غلط است. خط اسلام، خط میانه است؛ خط عدالت است. عدالت یک معنای فراگیر و شاملی دارد. در همهی زمینهها عدالت - یعنی هر چیز را به جای خود نهادن(۱) - باید مد نظر باشد؛ خط متوسط انسانی؛ «و کذلک جعلناکم امّة وسطا لتکونوا شهداء علی النّاس»\nمنبع: بیانات در دیدار اساتید و اعضای هیأت علمی دانشگاه ها\nمتن: آنچه که اساتید ما برای پیشرفت علم، وجههی همت خودشان باید قرار بدهند، اولاً «شجاعت علمی» در همهی بخشهاست؛ هم در بخشهای علوم انسانی، هم در بخشهای علوم تجربی، هم در بخشهای نزدیک به عمل و فناوری، و هم در بخشهای علوم پایه. نظریه را دنبال کنند، تولید کنند، خلق کنند، ابداع کنند، نقد کنند؛ چشمبسته و تقلیدی نباید کار را دنبال کرد. مشکل ما در گذشته همیشه این بوده که در زمینههای مختلف - در همهی زمینههای علمی - چشمبسته و تقلیدی نگاه کردیم که ببینیم غربیها چه میگویند ... ما از شاگردی کردنِ پیش کسی که بلد است، ننگمان نمیآید؛ ولی میگوییم نباید فکر کنیم که ما همیشه باید شاگرد بمانیم. معنای این نگاه تقلیدی، این است: ما همیشه باید شاگرد بمانیم. نوآوری لازم است. اعتماد به نفسِ شخصی و اعتماد به نفسِ ملی در اساتید ما، یک ضرورت است. اولاً، استاد ما شخصاً اعتماد به نفس داشته باشد و کار علمی بکند. به آن کار علمی اش تکیه بکند و افتخار کند. ثانیاً، اعتماد به نفسِ ملی داشته باشد. به قابلیت و تواناییهای این ملت اعتماد داشته باشد. اگر این معنا در یک استاد وجود داشته باشد، این سرریز خواهد شد در محیط درس، در کلاس درس، در انتقال به دانشجو و تأثیر تربیتی خودش را خواهد گذاشت. و ثالثاً پرکاری؛ ما یک مقداری از ناحیهی کمکاریهایمان و تنبلیهایمان - در بخشها و سطوح مختلف - ضربه خوردیم. باید کار کرد و از کار نباید خسته شد. بنابراین نوآوری و ابتکار، شجاعت علمی، اعتماد به نفس شخصی و ملی و کارِ متراکم و انبوه، علاج کارِ پیشرفت علمی ماست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: استقلال فرهنگی در این است که سبک زندگی را، سبک زندگی اسلامی - ایرانی انتخاب بکنیم. بنده در باب سبک زندگی دو سه سال قبل از این مفصّل صحبت کردم؛ سبک زندگی از معماری، از زندگی شهری، از زیستِ انسانی، از پیوندهای اجتماعی تا همهی مسائل گوناگون را شامل میشود. تقلید از غرب و از بیگانه در سبک زندگی، درست نقطهی مقابل استقلال فرهنگی است. امروز نظام سلطه بر روی این مسئله دارد کار میکند؛ همین مسئلهی مهندسی اطّلاعات، این ابزارهای جدیدی که وارد میدان شده است، اینها همه ابزارهایی هستند برای تسلّط بر فرهنگ یک کشور. بنده با این حرف نمیخواهم بگویم این ابزارها را از زندگی خودمان خارج کنیم؛ نه، اینها ابزارهایی هستند که میتوانند مفید واقع بشوند امّا سلطهی دشمن را از این ابزارها بایستی سلب کرد. نمیتوانید شما برای اینکه مثلاً فرض بفرمایید رادیو و تلویزیون داشته باشید، رادیو تلویزیونتان را بدهید در اختیار دشمن؛ اینترنت هم همینجور است، فضای مجازی هم همینجور است، دستگاههای اطّلاعاتی و ابزارهای اطّلاعاتی هم همینجور است، اینها را نمیشود در اختیار دشمن قرار داد؛ امروز در اختیار دشمن است؛ وسیله و ابزار نفوذ فرهنگی است؛ ابزار سلطهی فرهنگی دشمن است.\nمنبع: بیانیه گام دوم انقلاب خطاب به ملت ایران\nمتن: انقلاب پُرشکوه ملّت ایران که بزرگترین و مردمیترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چلّهی پُرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده و در برابر همهی وسوسههایی که غیر قابل مقاومت به نظر میرسیدند، از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دوّمین مرحلهی خودسازی و جامعهپردازی و تمدّنسازی شده است.... آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمیبُرد، انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوبها را شکست؛ کهنگی کلیشهها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود.\nمنبع: بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی\nمتن: فرض کنید بیست سال دیگر، سی سال دیگر کشور جمهوری اسلامی را مثلاً با ۲۰۰ میلیون یا ۱۸۰ میلیون یا ۱۵۰ میلیون جمعیّت با پیشرفتهای شگرف مادّی و علمی و صنعتی و با استقرار معنویّت و عدالت؛ ببینید چه میشود؛ چه جاذبهای در بین آحاد بشر -مسلمان و غیر مسلمان- بهوجود میآورد؛ میخواهند این اتّفاق نیفتد. حیات طیّبه یعنی این؛ یعنی برویم بهسمت یک چنین وضعی برای زندگی کشور؛ انقلاب میخواهد ما را به اینجاها برساند. رفاه، عدالت، نشاط، نشاط کار، شوق کار، علم، فنّاوری، اینها همه جزو حیات طیّبه است؛ در کنار اینها معنویّت، رحم، خلقیّات اسلامی، سبک زندگی اسلامی، اینها جزو حیات طیّبه است. نظم جزو حیات طیّبه است؛ این حرکت بهسمت حیات طیّبه تمامنشدنی است. اَلآ اِلَی اللهِ تَصیرُ الاُمور؛(۹) این همان صیرورت به سمت خدا [است]. صیرورت یعنی حالیبهحالی شدن، چیزی در باطن ذات خود تغییر ایجاد کند و روزبهروز بهتر بشود؛ این را میگویند صیرورت؛ بشر به سمت خدا صیرورت دارد و جامعهی مطلوب اسلامی آن است که این صیرورت در آن وجود داشته باشد؛ این صیرورت تمامنشدنی است؛ همینطور بهطور دائم ادامه دارد؛ انقلاب این است\n\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع مطلوب باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_original": "**معیار برای تشخیص:** ارائه یک «تصویر مطلوب» برای رشد هماهنگ دانش\n\n**توضیحات معیار:** \n- **نگاه معنوی:** تاکید بر اهمیت رشد و پیشرفت علمی در سایه معنویت و فضیلت. به کارگیری این نگاه میتواند به تقویت روابط اجتماعی و انسانی کمک کند و از خشونت و وحشیگری اخلاقی در جوامع جلوگیری کند.\n- **عدم وابستگی به مادیگری:** ارزیابی پیشرفتها باید فراتر از دیدگاههای مادی و سودجویانه باشد. جستجوی دستاوردهای انسانی و علمی در بستر اخلاق و معنویت از جمله مفاهیمی است که در این معیار تجلی مییابد.\n- **شجاعت علمی:** ترویج شجاعت در مطالعه و تحقیق، نوآوری و تولید نظریههای جدید. این ویژگی به اساتید و پژوهشگران اجازه میدهد تا محدودیتهای فکری را کنار گذاشته و به ایجاد محیطی مبتنی بر خلاقیت بپردازند.\n- **توجه به فرهنگ و سبک زندگی:** انتخاب و ترویج سبک زندگی اسلامی و ایرانی و جلوگیری از تقلید کورکورانه از فرهنگهای بیگانه، به عنوان یکی از ارکان استقلال فرهنگی و اجتماعی مدنظر است.\n- **عدالت و رفاه:** توجه به عدالت اجتماعی و رفاه عمومی به عنوان عناصر کلیدی در ایجاد یک جامعه سالم و متعالی. این ادعا مبنی بر این است که عدالت باید در تمام جوانب زندگی اجتماعی و اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.\n- **کار و تلاش مستمر:** اهمیت کار مداوم و تلاش در زمینههای علمی و اجتماعی به عنوان پیشزمینهای برای پیشرفت و رسیدن به اهداف فرهنگی و اجتماعی.\n\nاین معیارها در ارزیابی عملکردها و متون میتواند به تشخیص میزان توجه به ابعاد انسانی، معنوی و علمی کمک کند و به رشد و تعالی جامعه یاری رساند.", "query_opposite": "\nمن یک معیار دارم که ویژگی یا رفتاری مطلوب را توصیف میکند. میخواهم معادل معکوس آن را تولید کنی؛ یعنی شرایطی که در آن، تحقیق یا فعالیتی با این معیار همخوانی ندارد. \n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\n**معیار برای تشخیص:** ارائه یک «تصویر مطلوب» برای رشد هماهنگ دانش\n\n**توضیحات معیار:** \n- **نگاه معنوی:** تاکید بر اهمیت رشد و پیشرفت علمی در سایه معنویت و فضیلت. به کارگیری این نگاه میتواند به تقویت روابط اجتماعی و انسانی کمک کند و از خشونت و وحشیگری اخلاقی در جوامع جلوگیری کند.\n- **عدم وابستگی به مادیگری:** ارزیابی پیشرفتها باید فراتر از دیدگاههای مادی و سودجویانه باشد. جستجوی دستاوردهای انسانی و علمی در بستر اخلاق و معنویت از جمله مفاهیمی است که در این معیار تجلی مییابد.\n- **شجاعت علمی:** ترویج شجاعت در مطالعه و تحقیق، نوآوری و تولید نظریههای جدید. این ویژگی به اساتید و پژوهشگران اجازه میدهد تا محدودیتهای فکری را کنار گذاشته و به ایجاد محیطی مبتنی بر خلاقیت بپردازند.\n- **توجه به فرهنگ و سبک زندگی:** انتخاب و ترویج سبک زندگی اسلامی و ایرانی و جلوگیری از تقلید کورکورانه از فرهنگهای بیگانه، به عنوان یکی از ارکان استقلال فرهنگی و اجتماعی مدنظر است.\n- **عدالت و رفاه:** توجه به عدالت اجتماعی و رفاه عمومی به عنوان عناصر کلیدی در ایجاد یک جامعه سالم و متعالی. این ادعا مبنی بر این است که عدالت باید در تمام جوانب زندگی اجتماعی و اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.\n- **کار و تلاش مستمر:** اهمیت کار مداوم و تلاش در زمینههای علمی و اجتماعی به عنوان پیشزمینهای برای پیشرفت و رسیدن به اهداف فرهنگی و اجتماعی.\n\nاین معیارها در ارزیابی عملکردها و متون میتواند به تشخیص میزان توجه به ابعاد انسانی، معنوی و علمی کمک کند و به رشد و تعالی جامعه یاری رساند.\nمعیار اصلی: ارائه یک «تصویر مطلوب» برای رشد هماهنگ دانش\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در دیدار قاریان\nمتن: امروز ملتهای مسلمان درگیر مشکلات فراوانی هستند از ناحیهی تسلط کسانی که نگاهشان به آفرینش، نگاه مادی است؛ نگاه سودجویانه است؛ نگاه پست یک انسانی است که از معنویت بوئی نبرده. امروز تمدنی که امکانات نظامی را در اختیار مستکبران قرار داده، مبتنی بر نگاه مادی به عالم آفرینش است. همین نگاه مادی است که دنیا را بدبخت کرده؛ خود آنها را هم بدبخت کرده. وقتی نگاه، نگاه مادی بود، سودپرستانه بود، دور از معنویت بود، دور از اخلاق انسانی بود، نتیجه این میشود که قدرت نظامی و قدرت سیاسی و قدرت اطلاعاتی در راه به زنجیر کشیدن ملتها به کار میرود. تمدن غرب در این چند قرن اخیر که به اوج رسیده، هیچ هنری غیر از این نداشته است؛ بشریت را استثمار کردند، ملتها را به زنجیر کشیدند، از علمشان استفاده کردند برای نابودی تمدنهای ملتهای دیگر و غلبهی بر آنها، بر فرهنگ آنها، بر اقتصاد آنها ... هرجا پا گذاشتند، جز فساد و نابودی حرث و نسل - همان طور که خدای متعال در قرآن میفرماید- کاری نکردند. بله، برای اینکه بازار محصولات پیدا کنند، بازارهائی را آراسته کردند؛ مردم را با محصولات جدید آشنا کردند، برای اینکه تجارت خودشان را رونق بدهند. این تمدن، منقطع از معنویت و قرآن است.\nمنبع: بیانات در دیدار اساتید دانشگاه ها\nمتن: بسیاری از مباحث علوم انسانی، مبتنی بر فلسفههایی هستند که مبنایش مادیگری است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانی را ترجمه کنیم، آنچه را که غربیها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بیاعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزشهای خودمان را در قالبهای درسی به جوانها منتقل کنیم؛ این چیز خیلی مطلوبی نیست. این از جملهی چیزهائی است که بایستی مورد توجه قرار بگیرد؛ هم در مجموعههای دولتی مثل وزارت علوم، هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی، هم در هر مرکز تصمیمگیری که در اینجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاهها و بیرون دانشگاهها.\nمنبع: بیانات در دیدار طلاب مدرسه علمیه آیت الله مجتهدی\nمتن: اینكه گفته میشود اسلامگرایانِ روشنفكر و روشنبین با تمدنغربی مخالفند، خود معاندان غربی نعل واژگونه میزنند؛ وانمود میكنند اینها با علم و پیشرفت مخالفند؛ در حالی كه مخالفت مؤمنِ به اسلام با تمدن غربی به خاطر پیشرفت علمی و مبارزهی با خرافات و علمی كردن همهی روابط اجتماعی نیست؛ به خاطر خلأ معنویت و فضیلت در این مجموعهی دنیایی است ... اما علم بدون هدایت و فضیلت و معنویت و انسانیت، و علم ناظرِ فقط به دنیا و غمض عین از آخرت، نتیجهاش همین [خشونت و وحشیگری اخلاقی] است. اول، جلوهیی به زندگی میبخشد و قدرت و ثروت و زیبایی میدهد- «للباطل جولة»- اما آخر قضیه این است؛ و این ادامه پیدا خواهد كرد. شما بدانید وحشیگری اخلاقی جوامع مترقی و متمدنی كه از معنویت بویی نبردهاند، روز به روز بیشتر خواهد شد و همین وحشیگری، لغزشگاه بزرگ تمدن غربیِ امروز است و آنها را سرنگون خواهد كرد.\nمنبع: بیانات در دیدار نخبگان جوان علمی\nمتن: یک عدّهای از غربزدهها، از صد سال پیش تبلیغ کردند که اگر میخواهید کشورتان پیشرفته بشود و ایران جلو بیفتد، بایستی بروید در ذیل غرب تعریف بشوید -غربزدگی؛ همان تعبیر غربزدگی که مرحوم آلاحمد مطرح کرد و نوشت- این فکرِ غلطی بود؛ حالا در مورد بعضی از آن کسانی که این فکر را القا میکردند، خائنانه هم بود، [امّا] بعضی خائنانه نبود، جاهلانه بود. امروز هم هنوز کسانی از دنبالههای آنها -و باید گفت تفالههای آنها- همین فکرها را ترویج میکنند که «ما در ذیل غرب بایستی پیشرفت کنیم»؛ نه، پنجاه سال، کشور در زمان دوران پهلوی در ذیل غرب زندگی کرد؛ پنجاه سال! یک مدّتی در آن اواسطِ رضاخان در ذیل آلمان، بعد یک مدّتی در ذیل آمریکا تا آخر؛ چه پیشرفتی برای کشور حاصل شد؟ جز بدبختی، جز عقبافتادگی، جز نابود شدن سرمایههای اساسی کشور، چه عاید کشور شد؟ نخیر، در ذیل غرب نمیشود، نمیتوان [پیشرفت کرد]؛ آنکسی که این حرف را بزند که کشور در ذیل غرب ممکن است پیشرفت بکند، خائن به کشور است اگر بداند چه میگوید؛ ممکن هم هست جاهل باشد.\nمنبع: بیانات در دیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش\nمتن: دنیا از غرق شدن در مادیگری سودی نبرد؛ دنیا از رواج دادن آزادیهای جنسی سودی نبرد؛ بشریت از آنچه که حرکتهای مادی در اروپا به وجود آوردند - رهائی از معنویت، رهائی از قیود الهی - سودی نبرد؛ نه عدالت را تأمین کرد، نه رفاه عمومی را تأمین کرد، نه امنیت را تأمین کرد، نه خانواده را حفظ کرد، نه توانست تربیت نسلهای بعدی را بدرستی انجام دهد؛ در همهی اینها ضرر کردند. بله، یک عدهای کمپانیدارها، بانکدارها و سازندگان سلاح به آلاف و الوف دست پیدا کردند - اینها بود - اما تمدن مادی غرب دستاورد بشری نداشت، دستاورد انسانی نداشت؛ خودشان را خوشبخت نکردند، جوامعی را هم که در زیر سایهی اینها و با تقلید از اینها زندگی کردند، خوشبخت نکردند پیام انقلاب اسلامی، پیام رهائی از این حرکت بدبختیزا و فلاکتآور است. توجه به معنویت، توجه به اخلاق الهی، در عین حال پرداختن به نیازهای بشری؛ همان چیزی که در اسلام هست؛ حد متوسط. نه افراط کلیساهای کاتولیکی و ارتدوکسی و سختگیریهای غلط، نه ولنگاریهائی که نقطهی مقابل آن در جوامع غربی بر اثر حرکت مادیشان به وجود آمد؛ هیچکدام از اینها درست نیست؛ هر دو غلط است. خط اسلام، خط میانه است؛ خط عدالت است. عدالت یک معنای فراگیر و شاملی دارد. در همهی زمینهها عدالت - یعنی هر چیز را به جای خود نهادن(۱) - باید مد نظر باشد؛ خط متوسط انسانی؛ «و کذلک جعلناکم امّة وسطا لتکونوا شهداء علی النّاس»\nمنبع: بیانات در دیدار اساتید و اعضای هیأت علمی دانشگاه ها\nمتن: آنچه که اساتید ما برای پیشرفت علم، وجههی همت خودشان باید قرار بدهند، اولاً «شجاعت علمی» در همهی بخشهاست؛ هم در بخشهای علوم انسانی، هم در بخشهای علوم تجربی، هم در بخشهای نزدیک به عمل و فناوری، و هم در بخشهای علوم پایه. نظریه را دنبال کنند، تولید کنند، خلق کنند، ابداع کنند، نقد کنند؛ چشمبسته و تقلیدی نباید کار را دنبال کرد. مشکل ما در گذشته همیشه این بوده که در زمینههای مختلف - در همهی زمینههای علمی - چشمبسته و تقلیدی نگاه کردیم که ببینیم غربیها چه میگویند ... ما از شاگردی کردنِ پیش کسی که بلد است، ننگمان نمیآید؛ ولی میگوییم نباید فکر کنیم که ما همیشه باید شاگرد بمانیم. معنای این نگاه تقلیدی، این است: ما همیشه باید شاگرد بمانیم. نوآوری لازم است. اعتماد به نفسِ شخصی و اعتماد به نفسِ ملی در اساتید ما، یک ضرورت است. اولاً، استاد ما شخصاً اعتماد به نفس داشته باشد و کار علمی بکند. به آن کار علمی اش تکیه بکند و افتخار کند. ثانیاً، اعتماد به نفسِ ملی داشته باشد. به قابلیت و تواناییهای این ملت اعتماد داشته باشد. اگر این معنا در یک استاد وجود داشته باشد، این سرریز خواهد شد در محیط درس، در کلاس درس، در انتقال به دانشجو و تأثیر تربیتی خودش را خواهد گذاشت. و ثالثاً پرکاری؛ ما یک مقداری از ناحیهی کمکاریهایمان و تنبلیهایمان - در بخشها و سطوح مختلف - ضربه خوردیم. باید کار کرد و از کار نباید خسته شد. بنابراین نوآوری و ابتکار، شجاعت علمی، اعتماد به نفس شخصی و ملی و کارِ متراکم و انبوه، علاج کارِ پیشرفت علمی ماست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: استقلال فرهنگی در این است که سبک زندگی را، سبک زندگی اسلامی - ایرانی انتخاب بکنیم. بنده در باب سبک زندگی دو سه سال قبل از این مفصّل صحبت کردم؛ سبک زندگی از معماری، از زندگی شهری، از زیستِ انسانی، از پیوندهای اجتماعی تا همهی مسائل گوناگون را شامل میشود. تقلید از غرب و از بیگانه در سبک زندگی، درست نقطهی مقابل استقلال فرهنگی است. امروز نظام سلطه بر روی این مسئله دارد کار میکند؛ همین مسئلهی مهندسی اطّلاعات، این ابزارهای جدیدی که وارد میدان شده است، اینها همه ابزارهایی هستند برای تسلّط بر فرهنگ یک کشور. بنده با این حرف نمیخواهم بگویم این ابزارها را از زندگی خودمان خارج کنیم؛ نه، اینها ابزارهایی هستند که میتوانند مفید واقع بشوند امّا سلطهی دشمن را از این ابزارها بایستی سلب کرد. نمیتوانید شما برای اینکه مثلاً فرض بفرمایید رادیو و تلویزیون داشته باشید، رادیو تلویزیونتان را بدهید در اختیار دشمن؛ اینترنت هم همینجور است، فضای مجازی هم همینجور است، دستگاههای اطّلاعاتی و ابزارهای اطّلاعاتی هم همینجور است، اینها را نمیشود در اختیار دشمن قرار داد؛ امروز در اختیار دشمن است؛ وسیله و ابزار نفوذ فرهنگی است؛ ابزار سلطهی فرهنگی دشمن است.\nمنبع: بیانیه گام دوم انقلاب خطاب به ملت ایران\nمتن: انقلاب پُرشکوه ملّت ایران که بزرگترین و مردمیترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چلّهی پُرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده و در برابر همهی وسوسههایی که غیر قابل مقاومت به نظر میرسیدند، از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دوّمین مرحلهی خودسازی و جامعهپردازی و تمدّنسازی شده است.... آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمیبُرد، انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوبها را شکست؛ کهنگی کلیشهها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود.\nمنبع: بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی\nمتن: فرض کنید بیست سال دیگر، سی سال دیگر کشور جمهوری اسلامی را مثلاً با ۲۰۰ میلیون یا ۱۸۰ میلیون یا ۱۵۰ میلیون جمعیّت با پیشرفتهای شگرف مادّی و علمی و صنعتی و با استقرار معنویّت و عدالت؛ ببینید چه میشود؛ چه جاذبهای در بین آحاد بشر -مسلمان و غیر مسلمان- بهوجود میآورد؛ میخواهند این اتّفاق نیفتد. حیات طیّبه یعنی این؛ یعنی برویم بهسمت یک چنین وضعی برای زندگی کشور؛ انقلاب میخواهد ما را به اینجاها برساند. رفاه، عدالت، نشاط، نشاط کار، شوق کار، علم، فنّاوری، اینها همه جزو حیات طیّبه است؛ در کنار اینها معنویّت، رحم، خلقیّات اسلامی، سبک زندگی اسلامی، اینها جزو حیات طیّبه است. نظم جزو حیات طیّبه است؛ این حرکت بهسمت حیات طیّبه تمامنشدنی است. اَلآ اِلَی اللهِ تَصیرُ الاُمور؛(۹) این همان صیرورت به سمت خدا [است]. صیرورت یعنی حالیبهحالی شدن، چیزی در باطن ذات خود تغییر ایجاد کند و روزبهروز بهتر بشود؛ این را میگویند صیرورت؛ بشر به سمت خدا صیرورت دارد و جامعهی مطلوب اسلامی آن است که این صیرورت در آن وجود داشته باشد؛ این صیرورت تمامنشدنی است؛ همینطور بهطور دائم ادامه دارد؛ انقلاب این است\n\nمعیار معکوس : • رؤیاهای مدرنیته، تصویر تحرک آفرین جامعه و عامل شیفتگی به الگوها و اسوههای بیگانه• رشد بی هدف در شاخص های زندگی\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع معکوس باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_opposite": "**معیار برای تشخیص:** رؤیاهای مدرنیته، تصویر تحرک آفرین جامعه و عامل شیفتگی به الگوها و اسوههای بیگانه\n\n**توضیحات معیار:** \n- **نگاه مادی:** تمرکز بر تولید و دستاوردهای علمی تنها در بسترهای ملموس و مادی، که میتواند به کمتوجهی به ابعاد معنوی و اخلاقی منجر شود. این بینش معمولاً با هیچگونه توجهی به روح و جان انسانها همراه نیست و صرفاً بر اساس رفتارهای مادی سنجیده میشود.\n- **وابستگی به مادیگری:** در این رویکرد، ارزیابیها در چارچوب منافع مادی و مالی انجام میشود و تأثیرات انسانی و اجتماعی در نظر گرفته نمیشود. این نگرش به معکوسسازمانی منجر میشود که وابستگی به الگوهای خارجی و سرمایههای بیگانه را ترویج میکند.\n- **عدم شجاعت در نوآوری:** این معیار ممکن است به عدم ترویج خلاقیت و نوآوری در تحقیقات علمی منجر شود. به جای تولید نظریههای جدید، پژوهشگران ممکن است به تقلید از مدلها و نظریههای موجود بپردازند.\n- **تقلید فرهنگی:** انتخاب و ترویج سبک زندگی بدون توجه به فرهنگ و تاریخ محلی، که میتواند منجر به از دست رفتن هویت فرهنگی و استقلال اجتماعی شود. این پدیده عمدتاً به شیفتگی به فرهنگهای بیگانه مرتبط است و استقلال فرهنگی را تحت تأثیر قرار میدهد.\n- **عدم توجه به عدالت:** عدم تأکید بر عدالت اجتماعی و رفاه عمومی در فرآیندهای اجتماعی و اقتصادی. ممکن است این وضعیت منجر به تضادهای اجتماعی و اقتصادی شود که در آن گروههای خاصی به نفع خود بهرهبرداری یا انحصار منابع را در دست بگیرند.\n- **ثبات در ناپایداری:** توجه به پیشرفتهای ظاهری و کوتاهمدت که ناپایداریهای اساسی را در پی دارد. این وضعیت غالباً به اثرات کوتاهمدت متمرکز میشود و به سیاستهای پایدار و ساختاری منجر نمیشود."}, {"measure": "معیار اصلی: • تصویر باید الهام بخش و بعث برانگیز باشد.\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در دیدار قاریان\nمتن: امروز ملتهای مسلمان درگیر مشکلات فراوانی هستند از ناحیهی تسلط کسانی که نگاهشان به آفرینش، نگاه مادی است؛ نگاه سودجویانه است؛ نگاه پست یک انسانی است که از معنویت بوئی نبرده. امروز تمدنی که امکانات نظامی را در اختیار مستکبران قرار داده، مبتنی بر نگاه مادی به عالم آفرینش است. همین نگاه مادی است که دنیا را بدبخت کرده؛ خود آنها را هم بدبخت کرده. وقتی نگاه، نگاه مادی بود، سودپرستانه بود، دور از معنویت بود، دور از اخلاق انسانی بود، نتیجه این میشود که قدرت نظامی و قدرت سیاسی و قدرت اطلاعاتی در راه به زنجیر کشیدن ملتها به کار میرود. تمدن غرب در این چند قرن اخیر که به اوج رسیده، هیچ هنری غیر از این نداشته است؛ بشریت را استثمار کردند، ملتها را به زنجیر کشیدند، از علمشان استفاده کردند برای نابودی تمدنهای ملتهای دیگر و غلبهی بر آنها، بر فرهنگ آنها، بر اقتصاد آنها ... هرجا پا گذاشتند، جز فساد و نابودی حرث و نسل - همان طور که خدای متعال در قرآن میفرماید- کاری نکردند. بله، برای اینکه بازار محصولات پیدا کنند، بازارهائی را آراسته کردند؛ مردم را با محصولات جدید آشنا کردند، برای اینکه تجارت خودشان را رونق بدهند. این تمدن، منقطع از معنویت و قرآن است.\nمنبع: بیانات در دیدار اساتید دانشگاه ها\nمتن: بسیاری از مباحث علوم انسانی، مبتنی بر فلسفههایی هستند که مبنایش مادیگری است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانی را ترجمه کنیم، آنچه را که غربیها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بیاعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزشهای خودمان را در قالبهای درسی به جوانها منتقل کنیم؛ این چیز خیلی مطلوبی نیست. این از جملهی چیزهائی است که بایستی مورد توجه قرار بگیرد؛ هم در مجموعههای دولتی مثل وزارت علوم، هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی، هم در هر مرکز تصمیمگیری که در اینجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاهها و بیرون دانشگاهها.\nمنبع: بیانات در دیدار طلاب مدرسه علمیه آیت الله مجتهدی\nمتن: اینكه گفته میشود اسلامگرایانِ روشنفكر و روشنبین با تمدنغربی مخالفند، خود معاندان غربی نعل واژگونه میزنند؛ وانمود میكنند اینها با علم و پیشرفت مخالفند؛ در حالی كه مخالفت مؤمنِ به اسلام با تمدن غربی به خاطر پیشرفت علمی و مبارزهی با خرافات و علمی كردن همهی روابط اجتماعی نیست؛ به خاطر خلأ معنویت و فضیلت در این مجموعهی دنیایی است ... اما علم بدون هدایت و فضیلت و معنویت و انسانیت، و علم ناظرِ فقط به دنیا و غمض عین از آخرت، نتیجهاش همین [خشونت و وحشیگری اخلاقی] است. اول، جلوهیی به زندگی میبخشد و قدرت و ثروت و زیبایی میدهد- «للباطل جولة»- اما آخر قضیه این است؛ و این ادامه پیدا خواهد كرد. شما بدانید وحشیگری اخلاقی جوامع مترقی و متمدنی كه از معنویت بویی نبردهاند، روز به روز بیشتر خواهد شد و همین وحشیگری، لغزشگاه بزرگ تمدن غربیِ امروز است و آنها را سرنگون خواهد كرد.\nمنبع: بیانات در دیدار نخبگان جوان علمی\nمتن: یک عدّهای از غربزدهها، از صد سال پیش تبلیغ کردند که اگر میخواهید کشورتان پیشرفته بشود و ایران جلو بیفتد، بایستی بروید در ذیل غرب تعریف بشوید -غربزدگی؛ همان تعبیر غربزدگی که مرحوم آلاحمد مطرح کرد و نوشت- این فکرِ غلطی بود؛ حالا در مورد بعضی از آن کسانی که این فکر را القا میکردند، خائنانه هم بود، [امّا] بعضی خائنانه نبود، جاهلانه بود. امروز هم هنوز کسانی از دنبالههای آنها -و باید گفت تفالههای آنها- همین فکرها را ترویج میکنند که «ما در ذیل غرب بایستی پیشرفت کنیم»؛ نه، پنجاه سال، کشور در زمان دوران پهلوی در ذیل غرب زندگی کرد؛ پنجاه سال! یک مدّتی در آن اواسطِ رضاخان در ذیل آلمان، بعد یک مدّتی در ذیل آمریکا تا آخر؛ چه پیشرفتی برای کشور حاصل شد؟ جز بدبختی، جز عقبافتادگی، جز نابود شدن سرمایههای اساسی کشور، چه عاید کشور شد؟ نخیر، در ذیل غرب نمیشود، نمیتوان [پیشرفت کرد]؛ آنکسی که این حرف را بزند که کشور در ذیل غرب ممکن است پیشرفت بکند، خائن به کشور است اگر بداند چه میگوید؛ ممکن هم هست جاهل باشد.\nمنبع: بیانات در دیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش\nمتن: دنیا از غرق شدن در مادیگری سودی نبرد؛ دنیا از رواج دادن آزادیهای جنسی سودی نبرد؛ بشریت از آنچه که حرکتهای مادی در اروپا به وجود آوردند - رهائی از معنویت، رهائی از قیود الهی - سودی نبرد؛ نه عدالت را تأمین کرد، نه رفاه عمومی را تأمین کرد، نه امنیت را تأمین کرد، نه خانواده را حفظ کرد، نه توانست تربیت نسلهای بعدی را بدرستی انجام دهد؛ در همهی اینها ضرر کردند. بله، یک عدهای کمپانیدارها، بانکدارها و سازندگان سلاح به آلاف و الوف دست پیدا کردند - اینها بود - اما تمدن مادی غرب دستاورد بشری نداشت، دستاورد انسانی نداشت؛ خودشان را خوشبخت نکردند، جوامعی را هم که در زیر سایهی اینها و با تقلید از اینها زندگی کردند، خوشبخت نکردند پیام انقلاب اسلامی، پیام رهائی از این حرکت بدبختیزا و فلاکتآور است. توجه به معنویت، توجه به اخلاق الهی، در عین حال پرداختن به نیازهای بشری؛ همان چیزی که در اسلام هست؛ حد متوسط. نه افراط کلیساهای کاتولیکی و ارتدوکسی و سختگیریهای غلط، نه ولنگاریهائی که نقطهی مقابل آن در جوامع غربی بر اثر حرکت مادیشان به وجود آمد؛ هیچکدام از اینها درست نیست؛ هر دو غلط است. خط اسلام، خط میانه است؛ خط عدالت است. عدالت یک معنای فراگیر و شاملی دارد. در همهی زمینهها عدالت - یعنی هر چیز را به جای خود نهادن(۱) - باید مد نظر باشد؛ خط متوسط انسانی؛ «و کذلک جعلناکم امّة وسطا لتکونوا شهداء علی النّاس»\nمنبع: بیانات در دیدار اساتید و اعضای هیأت علمی دانشگاه ها\nمتن: آنچه که اساتید ما برای پیشرفت علم، وجههی همت خودشان باید قرار بدهند، اولاً «شجاعت علمی» در همهی بخشهاست؛ هم در بخشهای علوم انسانی، هم در بخشهای علوم تجربی، هم در بخشهای نزدیک به عمل و فناوری، و هم در بخشهای علوم پایه. نظریه را دنبال کنند، تولید کنند، خلق کنند، ابداع کنند، نقد کنند؛ چشمبسته و تقلیدی نباید کار را دنبال کرد. مشکل ما در گذشته همیشه این بوده که در زمینههای مختلف - در همهی زمینههای علمی - چشمبسته و تقلیدی نگاه کردیم که ببینیم غربیها چه میگویند ... ما از شاگردی کردنِ پیش کسی که بلد است، ننگمان نمیآید؛ ولی میگوییم نباید فکر کنیم که ما همیشه باید شاگرد بمانیم. معنای این نگاه تقلیدی، این است: ما همیشه باید شاگرد بمانیم. نوآوری لازم است. اعتماد به نفسِ شخصی و اعتماد به نفسِ ملی در اساتید ما، یک ضرورت است. اولاً، استاد ما شخصاً اعتماد به نفس داشته باشد و کار علمی بکند. به آن کار علمی اش تکیه بکند و افتخار کند. ثانیاً، اعتماد به نفسِ ملی داشته باشد. به قابلیت و تواناییهای این ملت اعتماد داشته باشد. اگر این معنا در یک استاد وجود داشته باشد، این سرریز خواهد شد در محیط درس، در کلاس درس، در انتقال به دانشجو و تأثیر تربیتی خودش را خواهد گذاشت. و ثالثاً پرکاری؛ ما یک مقداری از ناحیهی کمکاریهایمان و تنبلیهایمان - در بخشها و سطوح مختلف - ضربه خوردیم. باید کار کرد و از کار نباید خسته شد. بنابراین نوآوری و ابتکار، شجاعت علمی، اعتماد به نفس شخصی و ملی و کارِ متراکم و انبوه، علاج کارِ پیشرفت علمی ماست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: استقلال فرهنگی در این است که سبک زندگی را، سبک زندگی اسلامی - ایرانی انتخاب بکنیم. بنده در باب سبک زندگی دو سه سال قبل از این مفصّل صحبت کردم؛ سبک زندگی از معماری، از زندگی شهری، از زیستِ انسانی، از پیوندهای اجتماعی تا همهی مسائل گوناگون را شامل میشود. تقلید از غرب و از بیگانه در سبک زندگی، درست نقطهی مقابل استقلال فرهنگی است. امروز نظام سلطه بر روی این مسئله دارد کار میکند؛ همین مسئلهی مهندسی اطّلاعات، این ابزارهای جدیدی که وارد میدان شده است، اینها همه ابزارهایی هستند برای تسلّط بر فرهنگ یک کشور. بنده با این حرف نمیخواهم بگویم این ابزارها را از زندگی خودمان خارج کنیم؛ نه، اینها ابزارهایی هستند که میتوانند مفید واقع بشوند امّا سلطهی دشمن را از این ابزارها بایستی سلب کرد. نمیتوانید شما برای اینکه مثلاً فرض بفرمایید رادیو و تلویزیون داشته باشید، رادیو تلویزیونتان را بدهید در اختیار دشمن؛ اینترنت هم همینجور است، فضای مجازی هم همینجور است، دستگاههای اطّلاعاتی و ابزارهای اطّلاعاتی هم همینجور است، اینها را نمیشود در اختیار دشمن قرار داد؛ امروز در اختیار دشمن است؛ وسیله و ابزار نفوذ فرهنگی است؛ ابزار سلطهی فرهنگی دشمن است.\nمنبع: بیانیه گام دوم انقلاب خطاب به ملت ایران\nمتن: انقلاب پُرشکوه ملّت ایران که بزرگترین و مردمیترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چلّهی پُرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده و در برابر همهی وسوسههایی که غیر قابل مقاومت به نظر میرسیدند، از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دوّمین مرحلهی خودسازی و جامعهپردازی و تمدّنسازی شده است.... آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمیبُرد، انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوبها را شکست؛ کهنگی کلیشهها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود.\nمنبع: بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی\nمتن: فرض کنید بیست سال دیگر، سی سال دیگر کشور جمهوری اسلامی را مثلاً با ۲۰۰ میلیون یا ۱۸۰ میلیون یا ۱۵۰ میلیون جمعیّت با پیشرفتهای شگرف مادّی و علمی و صنعتی و با استقرار معنویّت و عدالت؛ ببینید چه میشود؛ چه جاذبهای در بین آحاد بشر -مسلمان و غیر مسلمان- بهوجود میآورد؛ میخواهند این اتّفاق نیفتد. حیات طیّبه یعنی این؛ یعنی برویم بهسمت یک چنین وضعی برای زندگی کشور؛ انقلاب میخواهد ما را به اینجاها برساند. رفاه، عدالت، نشاط، نشاط کار، شوق کار، علم، فنّاوری، اینها همه جزو حیات طیّبه است؛ در کنار اینها معنویّت، رحم، خلقیّات اسلامی، سبک زندگی اسلامی، اینها جزو حیات طیّبه است. نظم جزو حیات طیّبه است؛ این حرکت بهسمت حیات طیّبه تمامنشدنی است. اَلآ اِلَی اللهِ تَصیرُ الاُمور؛(۹) این همان صیرورت به سمت خدا [است]. صیرورت یعنی حالیبهحالی شدن، چیزی در باطن ذات خود تغییر ایجاد کند و روزبهروز بهتر بشود؛ این را میگویند صیرورت؛ بشر به سمت خدا صیرورت دارد و جامعهی مطلوب اسلامی آن است که این صیرورت در آن وجود داشته باشد؛ این صیرورت تمامنشدنی است؛ همینطور بهطور دائم ادامه دارد؛ انقلاب این است\n\nمعیار معکوس : • رؤیاهای مدرنیته، تصویر تحرک آفرین جامعه و عامل شیفتگی به الگوها و اسوههای بیگانه• رشد بی هدف در شاخص های زندگی", "query_original": "\nمن یک متن دارم (مثلاً بیانات، گزارش، سند راهبردی یا متن تحلیلی) که در آن به ویژگیها یا رفتارهای مطلوب در یک زمینه خاص (مثلاً مدیریت، کار جهادی، اخلاق سازمانی و...) اشاره شده است.\n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت مفصل، دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\nمعیار اصلی: • تصویر باید الهام بخش و بعث برانگیز باشد.\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در دیدار قاریان\nمتن: امروز ملتهای مسلمان درگیر مشکلات فراوانی هستند از ناحیهی تسلط کسانی که نگاهشان به آفرینش، نگاه مادی است؛ نگاه سودجویانه است؛ نگاه پست یک انسانی است که از معنویت بوئی نبرده. امروز تمدنی که امکانات نظامی را در اختیار مستکبران قرار داده، مبتنی بر نگاه مادی به عالم آفرینش است. همین نگاه مادی است که دنیا را بدبخت کرده؛ خود آنها را هم بدبخت کرده. وقتی نگاه، نگاه مادی بود، سودپرستانه بود، دور از معنویت بود، دور از اخلاق انسانی بود، نتیجه این میشود که قدرت نظامی و قدرت سیاسی و قدرت اطلاعاتی در راه به زنجیر کشیدن ملتها به کار میرود. تمدن غرب در این چند قرن اخیر که به اوج رسیده، هیچ هنری غیر از این نداشته است؛ بشریت را استثمار کردند، ملتها را به زنجیر کشیدند، از علمشان استفاده کردند برای نابودی تمدنهای ملتهای دیگر و غلبهی بر آنها، بر فرهنگ آنها، بر اقتصاد آنها ... هرجا پا گذاشتند، جز فساد و نابودی حرث و نسل - همان طور که خدای متعال در قرآن میفرماید- کاری نکردند. بله، برای اینکه بازار محصولات پیدا کنند، بازارهائی را آراسته کردند؛ مردم را با محصولات جدید آشنا کردند، برای اینکه تجارت خودشان را رونق بدهند. این تمدن، منقطع از معنویت و قرآن است.\nمنبع: بیانات در دیدار اساتید دانشگاه ها\nمتن: بسیاری از مباحث علوم انسانی، مبتنی بر فلسفههایی هستند که مبنایش مادیگری است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانی را ترجمه کنیم، آنچه را که غربیها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بیاعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزشهای خودمان را در قالبهای درسی به جوانها منتقل کنیم؛ این چیز خیلی مطلوبی نیست. این از جملهی چیزهائی است که بایستی مورد توجه قرار بگیرد؛ هم در مجموعههای دولتی مثل وزارت علوم، هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی، هم در هر مرکز تصمیمگیری که در اینجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاهها و بیرون دانشگاهها.\nمنبع: بیانات در دیدار طلاب مدرسه علمیه آیت الله مجتهدی\nمتن: اینكه گفته میشود اسلامگرایانِ روشنفكر و روشنبین با تمدنغربی مخالفند، خود معاندان غربی نعل واژگونه میزنند؛ وانمود میكنند اینها با علم و پیشرفت مخالفند؛ در حالی كه مخالفت مؤمنِ به اسلام با تمدن غربی به خاطر پیشرفت علمی و مبارزهی با خرافات و علمی كردن همهی روابط اجتماعی نیست؛ به خاطر خلأ معنویت و فضیلت در این مجموعهی دنیایی است ... اما علم بدون هدایت و فضیلت و معنویت و انسانیت، و علم ناظرِ فقط به دنیا و غمض عین از آخرت، نتیجهاش همین [خشونت و وحشیگری اخلاقی] است. اول، جلوهیی به زندگی میبخشد و قدرت و ثروت و زیبایی میدهد- «للباطل جولة»- اما آخر قضیه این است؛ و این ادامه پیدا خواهد كرد. شما بدانید وحشیگری اخلاقی جوامع مترقی و متمدنی كه از معنویت بویی نبردهاند، روز به روز بیشتر خواهد شد و همین وحشیگری، لغزشگاه بزرگ تمدن غربیِ امروز است و آنها را سرنگون خواهد كرد.\nمنبع: بیانات در دیدار نخبگان جوان علمی\nمتن: یک عدّهای از غربزدهها، از صد سال پیش تبلیغ کردند که اگر میخواهید کشورتان پیشرفته بشود و ایران جلو بیفتد، بایستی بروید در ذیل غرب تعریف بشوید -غربزدگی؛ همان تعبیر غربزدگی که مرحوم آلاحمد مطرح کرد و نوشت- این فکرِ غلطی بود؛ حالا در مورد بعضی از آن کسانی که این فکر را القا میکردند، خائنانه هم بود، [امّا] بعضی خائنانه نبود، جاهلانه بود. امروز هم هنوز کسانی از دنبالههای آنها -و باید گفت تفالههای آنها- همین فکرها را ترویج میکنند که «ما در ذیل غرب بایستی پیشرفت کنیم»؛ نه، پنجاه سال، کشور در زمان دوران پهلوی در ذیل غرب زندگی کرد؛ پنجاه سال! یک مدّتی در آن اواسطِ رضاخان در ذیل آلمان، بعد یک مدّتی در ذیل آمریکا تا آخر؛ چه پیشرفتی برای کشور حاصل شد؟ جز بدبختی، جز عقبافتادگی، جز نابود شدن سرمایههای اساسی کشور، چه عاید کشور شد؟ نخیر، در ذیل غرب نمیشود، نمیتوان [پیشرفت کرد]؛ آنکسی که این حرف را بزند که کشور در ذیل غرب ممکن است پیشرفت بکند، خائن به کشور است اگر بداند چه میگوید؛ ممکن هم هست جاهل باشد.\nمنبع: بیانات در دیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش\nمتن: دنیا از غرق شدن در مادیگری سودی نبرد؛ دنیا از رواج دادن آزادیهای جنسی سودی نبرد؛ بشریت از آنچه که حرکتهای مادی در اروپا به وجود آوردند - رهائی از معنویت، رهائی از قیود الهی - سودی نبرد؛ نه عدالت را تأمین کرد، نه رفاه عمومی را تأمین کرد، نه امنیت را تأمین کرد، نه خانواده را حفظ کرد، نه توانست تربیت نسلهای بعدی را بدرستی انجام دهد؛ در همهی اینها ضرر کردند. بله، یک عدهای کمپانیدارها، بانکدارها و سازندگان سلاح به آلاف و الوف دست پیدا کردند - اینها بود - اما تمدن مادی غرب دستاورد بشری نداشت، دستاورد انسانی نداشت؛ خودشان را خوشبخت نکردند، جوامعی را هم که در زیر سایهی اینها و با تقلید از اینها زندگی کردند، خوشبخت نکردند پیام انقلاب اسلامی، پیام رهائی از این حرکت بدبختیزا و فلاکتآور است. توجه به معنویت، توجه به اخلاق الهی، در عین حال پرداختن به نیازهای بشری؛ همان چیزی که در اسلام هست؛ حد متوسط. نه افراط کلیساهای کاتولیکی و ارتدوکسی و سختگیریهای غلط، نه ولنگاریهائی که نقطهی مقابل آن در جوامع غربی بر اثر حرکت مادیشان به وجود آمد؛ هیچکدام از اینها درست نیست؛ هر دو غلط است. خط اسلام، خط میانه است؛ خط عدالت است. عدالت یک معنای فراگیر و شاملی دارد. در همهی زمینهها عدالت - یعنی هر چیز را به جای خود نهادن(۱) - باید مد نظر باشد؛ خط متوسط انسانی؛ «و کذلک جعلناکم امّة وسطا لتکونوا شهداء علی النّاس»\nمنبع: بیانات در دیدار اساتید و اعضای هیأت علمی دانشگاه ها\nمتن: آنچه که اساتید ما برای پیشرفت علم، وجههی همت خودشان باید قرار بدهند، اولاً «شجاعت علمی» در همهی بخشهاست؛ هم در بخشهای علوم انسانی، هم در بخشهای علوم تجربی، هم در بخشهای نزدیک به عمل و فناوری، و هم در بخشهای علوم پایه. نظریه را دنبال کنند، تولید کنند، خلق کنند، ابداع کنند، نقد کنند؛ چشمبسته و تقلیدی نباید کار را دنبال کرد. مشکل ما در گذشته همیشه این بوده که در زمینههای مختلف - در همهی زمینههای علمی - چشمبسته و تقلیدی نگاه کردیم که ببینیم غربیها چه میگویند ... ما از شاگردی کردنِ پیش کسی که بلد است، ننگمان نمیآید؛ ولی میگوییم نباید فکر کنیم که ما همیشه باید شاگرد بمانیم. معنای این نگاه تقلیدی، این است: ما همیشه باید شاگرد بمانیم. نوآوری لازم است. اعتماد به نفسِ شخصی و اعتماد به نفسِ ملی در اساتید ما، یک ضرورت است. اولاً، استاد ما شخصاً اعتماد به نفس داشته باشد و کار علمی بکند. به آن کار علمی اش تکیه بکند و افتخار کند. ثانیاً، اعتماد به نفسِ ملی داشته باشد. به قابلیت و تواناییهای این ملت اعتماد داشته باشد. اگر این معنا در یک استاد وجود داشته باشد، این سرریز خواهد شد در محیط درس، در کلاس درس، در انتقال به دانشجو و تأثیر تربیتی خودش را خواهد گذاشت. و ثالثاً پرکاری؛ ما یک مقداری از ناحیهی کمکاریهایمان و تنبلیهایمان - در بخشها و سطوح مختلف - ضربه خوردیم. باید کار کرد و از کار نباید خسته شد. بنابراین نوآوری و ابتکار، شجاعت علمی، اعتماد به نفس شخصی و ملی و کارِ متراکم و انبوه، علاج کارِ پیشرفت علمی ماست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: استقلال فرهنگی در این است که سبک زندگی را، سبک زندگی اسلامی - ایرانی انتخاب بکنیم. بنده در باب سبک زندگی دو سه سال قبل از این مفصّل صحبت کردم؛ سبک زندگی از معماری، از زندگی شهری، از زیستِ انسانی، از پیوندهای اجتماعی تا همهی مسائل گوناگون را شامل میشود. تقلید از غرب و از بیگانه در سبک زندگی، درست نقطهی مقابل استقلال فرهنگی است. امروز نظام سلطه بر روی این مسئله دارد کار میکند؛ همین مسئلهی مهندسی اطّلاعات، این ابزارهای جدیدی که وارد میدان شده است، اینها همه ابزارهایی هستند برای تسلّط بر فرهنگ یک کشور. بنده با این حرف نمیخواهم بگویم این ابزارها را از زندگی خودمان خارج کنیم؛ نه، اینها ابزارهایی هستند که میتوانند مفید واقع بشوند امّا سلطهی دشمن را از این ابزارها بایستی سلب کرد. نمیتوانید شما برای اینکه مثلاً فرض بفرمایید رادیو و تلویزیون داشته باشید، رادیو تلویزیونتان را بدهید در اختیار دشمن؛ اینترنت هم همینجور است، فضای مجازی هم همینجور است، دستگاههای اطّلاعاتی و ابزارهای اطّلاعاتی هم همینجور است، اینها را نمیشود در اختیار دشمن قرار داد؛ امروز در اختیار دشمن است؛ وسیله و ابزار نفوذ فرهنگی است؛ ابزار سلطهی فرهنگی دشمن است.\nمنبع: بیانیه گام دوم انقلاب خطاب به ملت ایران\nمتن: انقلاب پُرشکوه ملّت ایران که بزرگترین و مردمیترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چلّهی پُرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده و در برابر همهی وسوسههایی که غیر قابل مقاومت به نظر میرسیدند، از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دوّمین مرحلهی خودسازی و جامعهپردازی و تمدّنسازی شده است.... آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمیبُرد، انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوبها را شکست؛ کهنگی کلیشهها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود.\nمنبع: بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی\nمتن: فرض کنید بیست سال دیگر، سی سال دیگر کشور جمهوری اسلامی را مثلاً با ۲۰۰ میلیون یا ۱۸۰ میلیون یا ۱۵۰ میلیون جمعیّت با پیشرفتهای شگرف مادّی و علمی و صنعتی و با استقرار معنویّت و عدالت؛ ببینید چه میشود؛ چه جاذبهای در بین آحاد بشر -مسلمان و غیر مسلمان- بهوجود میآورد؛ میخواهند این اتّفاق نیفتد. حیات طیّبه یعنی این؛ یعنی برویم بهسمت یک چنین وضعی برای زندگی کشور؛ انقلاب میخواهد ما را به اینجاها برساند. رفاه، عدالت، نشاط، نشاط کار، شوق کار، علم، فنّاوری، اینها همه جزو حیات طیّبه است؛ در کنار اینها معنویّت، رحم، خلقیّات اسلامی، سبک زندگی اسلامی، اینها جزو حیات طیّبه است. نظم جزو حیات طیّبه است؛ این حرکت بهسمت حیات طیّبه تمامنشدنی است. اَلآ اِلَی اللهِ تَصیرُ الاُمور؛(۹) این همان صیرورت به سمت خدا [است]. صیرورت یعنی حالیبهحالی شدن، چیزی در باطن ذات خود تغییر ایجاد کند و روزبهروز بهتر بشود؛ این را میگویند صیرورت؛ بشر به سمت خدا صیرورت دارد و جامعهی مطلوب اسلامی آن است که این صیرورت در آن وجود داشته باشد؛ این صیرورت تمامنشدنی است؛ همینطور بهطور دائم ادامه دارد؛ انقلاب این است\n\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع مطلوب باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار اصلی» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار معکوس» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_original": "**معیار برای تشخیص:** \n• تصویر باید الهام بخش و بعث برانگیز باشد. \n\n**توضیحات معیار:** \n1. **الهام بخشی:** تصویر یا پیام باید توانایی ایجاد انگیزه و اشتیاق در مخاطب را داشته باشد و او را به حرکت و اقدام مثبت تشویق کند. این ویژگی میتواند به ایجاد و ترویج امید و آرمانگرایی در بین افراد کمک کند.\n\n2. **انگیزه بخشی:** نیرویی که فرد را به سوی اهداف عالیتری که فراتر از منافع شخصی است، سوق میدهد. این معیار میتواند شامل مفاهیم تعهد به خدمت به جامعه و دیگران باشد.\n\n3. **نگاه معنوی:** پیام یا تصویر باید تعادل بین جنبههای مادی و معنوی زندگی را ترویج کند. تأکید بر این نکته که موفقیت در زندگی صرفاً از طریق دستیابی به مسائل مادی به دست نمیآید، بلکه باید به جنبههای روحانی و اخلاقی نیز پرداخته شود.\n\n4. **توجه به عدالت و فضیلت:** تصویر باید بر اصل عدالت و فضیلت تأکید کرده و از رفتارها یا طراحیهایی که موجب بیعدالتی میشود، پرهیز کند. این موضوع مهم است زیرا میتواند به کاهش خشونت و ناهنجاریهای اجتماعی کمک کند.\n\n5. **عزت نفس و اعتماد به نفس:** پیامی که بار معنایی احترام به انسانها و قابلیتهای آنها را در بر داشته باشد. عزت نفس جمعی و فردی میتواند به شکلگیری حس مسئولیت و همکاری در جامعه کمک کند.\n\n6. **نغمههای مثبت اجتماعی:** تصویر باید تجلیبخش جنبههای مثبت جامعه باشد و نداهایی را در بر داشته باشد که به ترویج روابط اجتماعی سالم و سازنده بین افراد پرداخته و از قطبی شدن و تضادها پرهیز کند.\n\n7. **تأکید بر کارکردهای اجتماعی:** تصویر باید قابلیتهایی را تبیین کند که بر رشد و شکوفایی جامعه و فرهنگ تأثیر مثبت دارند و از تخریب فرهنگ و هنجارهای اجتماعی پرهیز شود. \n\nاین معیارها میتوانند به عنوان شاخصهای کاربردی در ارزیابی و تحلیل متنها و رفتارها به کار گرفته شوند.", "query_opposite": "\nمن یک معیار دارم که ویژگی یا رفتاری مطلوب را توصیف میکند. میخواهم معادل معکوس آن را تولید کنی؛ یعنی شرایطی که در آن، تحقیق یا فعالیتی با این معیار همخوانی ندارد. \n\nلطفاً:\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. در «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار معکوس» و «معیار اصلی» را لیست کن و به صورت دقیق و شفاف توضیح بده.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n\nمتن ورودی:\n\n\n**معیار برای تشخیص:** \n• تصویر باید الهام بخش و بعث برانگیز باشد. \n\n**توضیحات معیار:** \n1. **الهام بخشی:** تصویر یا پیام باید توانایی ایجاد انگیزه و اشتیاق در مخاطب را داشته باشد و او را به حرکت و اقدام مثبت تشویق کند. این ویژگی میتواند به ایجاد و ترویج امید و آرمانگرایی در بین افراد کمک کند.\n\n2. **انگیزه بخشی:** نیرویی که فرد را به سوی اهداف عالیتری که فراتر از منافع شخصی است، سوق میدهد. این معیار میتواند شامل مفاهیم تعهد به خدمت به جامعه و دیگران باشد.\n\n3. **نگاه معنوی:** پیام یا تصویر باید تعادل بین جنبههای مادی و معنوی زندگی را ترویج کند. تأکید بر این نکته که موفقیت در زندگی صرفاً از طریق دستیابی به مسائل مادی به دست نمیآید، بلکه باید به جنبههای روحانی و اخلاقی نیز پرداخته شود.\n\n4. **توجه به عدالت و فضیلت:** تصویر باید بر اصل عدالت و فضیلت تأکید کرده و از رفتارها یا طراحیهایی که موجب بیعدالتی میشود، پرهیز کند. این موضوع مهم است زیرا میتواند به کاهش خشونت و ناهنجاریهای اجتماعی کمک کند.\n\n5. **عزت نفس و اعتماد به نفس:** پیامی که بار معنایی احترام به انسانها و قابلیتهای آنها را در بر داشته باشد. عزت نفس جمعی و فردی میتواند به شکلگیری حس مسئولیت و همکاری در جامعه کمک کند.\n\n6. **نغمههای مثبت اجتماعی:** تصویر باید تجلیبخش جنبههای مثبت جامعه باشد و نداهایی را در بر داشته باشد که به ترویج روابط اجتماعی سالم و سازنده بین افراد پرداخته و از قطبی شدن و تضادها پرهیز کند.\n\n7. **تأکید بر کارکردهای اجتماعی:** تصویر باید قابلیتهایی را تبیین کند که بر رشد و شکوفایی جامعه و فرهنگ تأثیر مثبت دارند و از تخریب فرهنگ و هنجارهای اجتماعی پرهیز شود. \n\nاین معیارها میتوانند به عنوان شاخصهای کاربردی در ارزیابی و تحلیل متنها و رفتارها به کار گرفته شوند.\nمعیار اصلی: • تصویر باید الهام بخش و بعث برانگیز باشد.\nتوضیحات برگرفته از منابع: \nمنبع: بیانات در دیدار قاریان\nمتن: امروز ملتهای مسلمان درگیر مشکلات فراوانی هستند از ناحیهی تسلط کسانی که نگاهشان به آفرینش، نگاه مادی است؛ نگاه سودجویانه است؛ نگاه پست یک انسانی است که از معنویت بوئی نبرده. امروز تمدنی که امکانات نظامی را در اختیار مستکبران قرار داده، مبتنی بر نگاه مادی به عالم آفرینش است. همین نگاه مادی است که دنیا را بدبخت کرده؛ خود آنها را هم بدبخت کرده. وقتی نگاه، نگاه مادی بود، سودپرستانه بود، دور از معنویت بود، دور از اخلاق انسانی بود، نتیجه این میشود که قدرت نظامی و قدرت سیاسی و قدرت اطلاعاتی در راه به زنجیر کشیدن ملتها به کار میرود. تمدن غرب در این چند قرن اخیر که به اوج رسیده، هیچ هنری غیر از این نداشته است؛ بشریت را استثمار کردند، ملتها را به زنجیر کشیدند، از علمشان استفاده کردند برای نابودی تمدنهای ملتهای دیگر و غلبهی بر آنها، بر فرهنگ آنها، بر اقتصاد آنها ... هرجا پا گذاشتند، جز فساد و نابودی حرث و نسل - همان طور که خدای متعال در قرآن میفرماید- کاری نکردند. بله، برای اینکه بازار محصولات پیدا کنند، بازارهائی را آراسته کردند؛ مردم را با محصولات جدید آشنا کردند، برای اینکه تجارت خودشان را رونق بدهند. این تمدن، منقطع از معنویت و قرآن است.\nمنبع: بیانات در دیدار اساتید دانشگاه ها\nمتن: بسیاری از مباحث علوم انسانی، مبتنی بر فلسفههایی هستند که مبنایش مادیگری است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانی را ترجمه کنیم، آنچه را که غربیها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بیاعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزشهای خودمان را در قالبهای درسی به جوانها منتقل کنیم؛ این چیز خیلی مطلوبی نیست. این از جملهی چیزهائی است که بایستی مورد توجه قرار بگیرد؛ هم در مجموعههای دولتی مثل وزارت علوم، هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی، هم در هر مرکز تصمیمگیری که در اینجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاهها و بیرون دانشگاهها.\nمنبع: بیانات در دیدار طلاب مدرسه علمیه آیت الله مجتهدی\nمتن: اینكه گفته میشود اسلامگرایانِ روشنفكر و روشنبین با تمدنغربی مخالفند، خود معاندان غربی نعل واژگونه میزنند؛ وانمود میكنند اینها با علم و پیشرفت مخالفند؛ در حالی كه مخالفت مؤمنِ به اسلام با تمدن غربی به خاطر پیشرفت علمی و مبارزهی با خرافات و علمی كردن همهی روابط اجتماعی نیست؛ به خاطر خلأ معنویت و فضیلت در این مجموعهی دنیایی است ... اما علم بدون هدایت و فضیلت و معنویت و انسانیت، و علم ناظرِ فقط به دنیا و غمض عین از آخرت، نتیجهاش همین [خشونت و وحشیگری اخلاقی] است. اول، جلوهیی به زندگی میبخشد و قدرت و ثروت و زیبایی میدهد- «للباطل جولة»- اما آخر قضیه این است؛ و این ادامه پیدا خواهد كرد. شما بدانید وحشیگری اخلاقی جوامع مترقی و متمدنی كه از معنویت بویی نبردهاند، روز به روز بیشتر خواهد شد و همین وحشیگری، لغزشگاه بزرگ تمدن غربیِ امروز است و آنها را سرنگون خواهد كرد.\nمنبع: بیانات در دیدار نخبگان جوان علمی\nمتن: یک عدّهای از غربزدهها، از صد سال پیش تبلیغ کردند که اگر میخواهید کشورتان پیشرفته بشود و ایران جلو بیفتد، بایستی بروید در ذیل غرب تعریف بشوید -غربزدگی؛ همان تعبیر غربزدگی که مرحوم آلاحمد مطرح کرد و نوشت- این فکرِ غلطی بود؛ حالا در مورد بعضی از آن کسانی که این فکر را القا میکردند، خائنانه هم بود، [امّا] بعضی خائنانه نبود، جاهلانه بود. امروز هم هنوز کسانی از دنبالههای آنها -و باید گفت تفالههای آنها- همین فکرها را ترویج میکنند که «ما در ذیل غرب بایستی پیشرفت کنیم»؛ نه، پنجاه سال، کشور در زمان دوران پهلوی در ذیل غرب زندگی کرد؛ پنجاه سال! یک مدّتی در آن اواسطِ رضاخان در ذیل آلمان، بعد یک مدّتی در ذیل آمریکا تا آخر؛ چه پیشرفتی برای کشور حاصل شد؟ جز بدبختی، جز عقبافتادگی، جز نابود شدن سرمایههای اساسی کشور، چه عاید کشور شد؟ نخیر، در ذیل غرب نمیشود، نمیتوان [پیشرفت کرد]؛ آنکسی که این حرف را بزند که کشور در ذیل غرب ممکن است پیشرفت بکند، خائن به کشور است اگر بداند چه میگوید؛ ممکن هم هست جاهل باشد.\nمنبع: بیانات در دیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش\nمتن: دنیا از غرق شدن در مادیگری سودی نبرد؛ دنیا از رواج دادن آزادیهای جنسی سودی نبرد؛ بشریت از آنچه که حرکتهای مادی در اروپا به وجود آوردند - رهائی از معنویت، رهائی از قیود الهی - سودی نبرد؛ نه عدالت را تأمین کرد، نه رفاه عمومی را تأمین کرد، نه امنیت را تأمین کرد، نه خانواده را حفظ کرد، نه توانست تربیت نسلهای بعدی را بدرستی انجام دهد؛ در همهی اینها ضرر کردند. بله، یک عدهای کمپانیدارها، بانکدارها و سازندگان سلاح به آلاف و الوف دست پیدا کردند - اینها بود - اما تمدن مادی غرب دستاورد بشری نداشت، دستاورد انسانی نداشت؛ خودشان را خوشبخت نکردند، جوامعی را هم که در زیر سایهی اینها و با تقلید از اینها زندگی کردند، خوشبخت نکردند پیام انقلاب اسلامی، پیام رهائی از این حرکت بدبختیزا و فلاکتآور است. توجه به معنویت، توجه به اخلاق الهی، در عین حال پرداختن به نیازهای بشری؛ همان چیزی که در اسلام هست؛ حد متوسط. نه افراط کلیساهای کاتولیکی و ارتدوکسی و سختگیریهای غلط، نه ولنگاریهائی که نقطهی مقابل آن در جوامع غربی بر اثر حرکت مادیشان به وجود آمد؛ هیچکدام از اینها درست نیست؛ هر دو غلط است. خط اسلام، خط میانه است؛ خط عدالت است. عدالت یک معنای فراگیر و شاملی دارد. در همهی زمینهها عدالت - یعنی هر چیز را به جای خود نهادن(۱) - باید مد نظر باشد؛ خط متوسط انسانی؛ «و کذلک جعلناکم امّة وسطا لتکونوا شهداء علی النّاس»\nمنبع: بیانات در دیدار اساتید و اعضای هیأت علمی دانشگاه ها\nمتن: آنچه که اساتید ما برای پیشرفت علم، وجههی همت خودشان باید قرار بدهند، اولاً «شجاعت علمی» در همهی بخشهاست؛ هم در بخشهای علوم انسانی، هم در بخشهای علوم تجربی، هم در بخشهای نزدیک به عمل و فناوری، و هم در بخشهای علوم پایه. نظریه را دنبال کنند، تولید کنند، خلق کنند، ابداع کنند، نقد کنند؛ چشمبسته و تقلیدی نباید کار را دنبال کرد. مشکل ما در گذشته همیشه این بوده که در زمینههای مختلف - در همهی زمینههای علمی - چشمبسته و تقلیدی نگاه کردیم که ببینیم غربیها چه میگویند ... ما از شاگردی کردنِ پیش کسی که بلد است، ننگمان نمیآید؛ ولی میگوییم نباید فکر کنیم که ما همیشه باید شاگرد بمانیم. معنای این نگاه تقلیدی، این است: ما همیشه باید شاگرد بمانیم. نوآوری لازم است. اعتماد به نفسِ شخصی و اعتماد به نفسِ ملی در اساتید ما، یک ضرورت است. اولاً، استاد ما شخصاً اعتماد به نفس داشته باشد و کار علمی بکند. به آن کار علمی اش تکیه بکند و افتخار کند. ثانیاً، اعتماد به نفسِ ملی داشته باشد. به قابلیت و تواناییهای این ملت اعتماد داشته باشد. اگر این معنا در یک استاد وجود داشته باشد، این سرریز خواهد شد در محیط درس، در کلاس درس، در انتقال به دانشجو و تأثیر تربیتی خودش را خواهد گذاشت. و ثالثاً پرکاری؛ ما یک مقداری از ناحیهی کمکاریهایمان و تنبلیهایمان - در بخشها و سطوح مختلف - ضربه خوردیم. باید کار کرد و از کار نباید خسته شد. بنابراین نوآوری و ابتکار، شجاعت علمی، اعتماد به نفس شخصی و ملی و کارِ متراکم و انبوه، علاج کارِ پیشرفت علمی ماست.\nمنبع: بیانات در مراسم بیست و هفتمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)\nمتن: استقلال فرهنگی در این است که سبک زندگی را، سبک زندگی اسلامی - ایرانی انتخاب بکنیم. بنده در باب سبک زندگی دو سه سال قبل از این مفصّل صحبت کردم؛ سبک زندگی از معماری، از زندگی شهری، از زیستِ انسانی، از پیوندهای اجتماعی تا همهی مسائل گوناگون را شامل میشود. تقلید از غرب و از بیگانه در سبک زندگی، درست نقطهی مقابل استقلال فرهنگی است. امروز نظام سلطه بر روی این مسئله دارد کار میکند؛ همین مسئلهی مهندسی اطّلاعات، این ابزارهای جدیدی که وارد میدان شده است، اینها همه ابزارهایی هستند برای تسلّط بر فرهنگ یک کشور. بنده با این حرف نمیخواهم بگویم این ابزارها را از زندگی خودمان خارج کنیم؛ نه، اینها ابزارهایی هستند که میتوانند مفید واقع بشوند امّا سلطهی دشمن را از این ابزارها بایستی سلب کرد. نمیتوانید شما برای اینکه مثلاً فرض بفرمایید رادیو و تلویزیون داشته باشید، رادیو تلویزیونتان را بدهید در اختیار دشمن؛ اینترنت هم همینجور است، فضای مجازی هم همینجور است، دستگاههای اطّلاعاتی و ابزارهای اطّلاعاتی هم همینجور است، اینها را نمیشود در اختیار دشمن قرار داد؛ امروز در اختیار دشمن است؛ وسیله و ابزار نفوذ فرهنگی است؛ ابزار سلطهی فرهنگی دشمن است.\nمنبع: بیانیه گام دوم انقلاب خطاب به ملت ایران\nمتن: انقلاب پُرشکوه ملّت ایران که بزرگترین و مردمیترین انقلاب عصر جدید است، تنها انقلابی است که یک چلّهی پُرافتخار را بدون خیانت به آرمانهایش پشت سر نهاده و در برابر همهی وسوسههایی که غیر قابل مقاومت به نظر میرسیدند، از کرامت خود و اصالت شعارهایش صیانت کرده و اینک وارد دوّمین مرحلهی خودسازی و جامعهپردازی و تمدّنسازی شده است.... آن روز که جهان میان شرق و غرب مادّی تقسیم شده بود و کسی گمان یک نهضت بزرگ دینی را نمیبُرد، انقلاب اسلامی ایران، با قدرت و شکوه پا به میدان نهاد؛ چهارچوبها را شکست؛ کهنگی کلیشهها را به رخ دنیا کشید؛ دین و دنیا را در کنار هم مطرح کرد و آغاز عصر جدیدی را اعلام نمود.\nمنبع: بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی\nمتن: فرض کنید بیست سال دیگر، سی سال دیگر کشور جمهوری اسلامی را مثلاً با ۲۰۰ میلیون یا ۱۸۰ میلیون یا ۱۵۰ میلیون جمعیّت با پیشرفتهای شگرف مادّی و علمی و صنعتی و با استقرار معنویّت و عدالت؛ ببینید چه میشود؛ چه جاذبهای در بین آحاد بشر -مسلمان و غیر مسلمان- بهوجود میآورد؛ میخواهند این اتّفاق نیفتد. حیات طیّبه یعنی این؛ یعنی برویم بهسمت یک چنین وضعی برای زندگی کشور؛ انقلاب میخواهد ما را به اینجاها برساند. رفاه، عدالت، نشاط، نشاط کار، شوق کار، علم، فنّاوری، اینها همه جزو حیات طیّبه است؛ در کنار اینها معنویّت، رحم، خلقیّات اسلامی، سبک زندگی اسلامی، اینها جزو حیات طیّبه است. نظم جزو حیات طیّبه است؛ این حرکت بهسمت حیات طیّبه تمامنشدنی است. اَلآ اِلَی اللهِ تَصیرُ الاُمور؛(۹) این همان صیرورت به سمت خدا [است]. صیرورت یعنی حالیبهحالی شدن، چیزی در باطن ذات خود تغییر ایجاد کند و روزبهروز بهتر بشود؛ این را میگویند صیرورت؛ بشر به سمت خدا صیرورت دارد و جامعهی مطلوب اسلامی آن است که این صیرورت در آن وجود داشته باشد؛ این صیرورت تمامنشدنی است؛ همینطور بهطور دائم ادامه دارد؛ انقلاب این است\n\nمعیار معکوس : • رؤیاهای مدرنیته، تصویر تحرک آفرین جامعه و عامل شیفتگی به الگوها و اسوههای بیگانه• رشد بی هدف در شاخص های زندگی\n\nلطفاً فقط ویژگیها و رفتارهایی را استخراج کن که متناسب با نوع معکوس باشند، بهگونهای که بتوان از آنها به عنوان ابزار تحلیل کیفی در بررسی متون یا عملکردها استفاده کرد.\n\n1. فقط بخش «معیار برای تشخیص» و «توضیحات معیار» را تولید کن.\n2. بخش «معیار برای تشخیص» را ازبخش «معیار معکوس» در ورودی استفاده کن. میتوانی با برعکس کردن ورودی «معیار اصلی» آن را کامل کنی.\n3. برای «توضیحات معیار»، با استفاده از منابع و مفاهیم آمده در متن ورودی، مفاهیم به کار برده در «معیار برای تشخیص» را به صورت دقیق و شفاف توضیح بده تا امکان سنجش هر متنی با معیار به طور دقیق فراهم شود.\n4. زبان علمی، بیطرف و توصیفی باشد.\n5. از کلیگویی یا قضاوتگری مستقیم (مانند: \"بسیار درست است که...\" یا \"این تنها راه موفقیت است\") پرهیز کن (مثلاً ننویس «ضعیف»، «نامطلوب»، «منفی»، «ناکارآمد» یا «اشتباه»).\nاز نوشتن متن اضافه بعد از لیست مفاهیم در انتهای خروجی پرهیز کن.\n", "output_opposite": "**معیار برای تشخیص:** \n• رؤیاهای مدرنیته، تصویر تحرک آفرین جامعه و عامل شیفتگی به الگوها و اسوههای بیگانه \n• رشد بی هدف در شاخص های زندگی \n\n**توضیحات معیار:** \n1. **رؤیاهای مدرنیته:** این مفهوم به تمایل به دنبال کردن الگوهای مدرن و غربی اشاره دارد که ممکن است به همراه خود شیفتگی به ویژگیهایی از قبیل زندگی مادی و متریالیسم را به ارمغان بیاورد. این نوع نگاه ممکن است به طرز تفکر و ارزشهایی که بر مبنای معنویت و آرمانگرایی نیستند، آسیب وارد کند.\n\n2. **تصویر تحرک آفرین جامعه:** این ویژگی به تصاویری اشاره میکند که تنها بر فعالیت و پیشرفت مادی تأکید دارد و سایر جنبههای انسانی، اخلاقی و معنوی را نادیده میگیرد. چنین تصاویری ممکن است منجر به نوعی تناقض در هویت فرهنگی و معنوی فرد شوند.\n\n3. **عامل شیفتگی به الگوها و اسوههای بیگانه:** این مفهوم به گرایش به تقلید از الگوهای خارجی اشاره دارد که ممکن است عدم اعتماد به قابلیت و فرهنگ خودی را به همراه داشته باشد. این نوع رفتار میتواند موجب بی توجهی به ارزشهای محلی و ملی گردد.\n\n4. **رشد بی هدف در شاخصهای زندگی:** این معیار به وضعیتی اشاره دارد که در آن تمامی پیشرفتها و رشدها تنها به هدفهای مادی و بدون توجه به اهداف معنوی و اخلاقی انجام میشود. چنین وضعیتی ممکن است به ناپایداری و عدم تعادل در جامعه منجر شود و نتواند به نیازهای بنیادی انسان پاسخ دهد.\n\nاین معیارها میتوانند به عنوان ابزارهای کیفی در ارزیابی و تحلیل متون و رفتارها به کار گرفته شوند و در تشخیص تفاوتهای عملکرد و شیوههای تفکر مؤثر واقع شوند."}] |