First Initialization

This commit is contained in:
aliakbar
2026-06-29 15:32:24 +03:30
commit 29c2add74e
105 changed files with 13177 additions and 0 deletions
File diff suppressed because one or more lines are too long
@@ -0,0 +1,13 @@
proposition_id,sentence,proposition_text
1,"اقتصاد کلاسیک
در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است. اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت. مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت. در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم.
آدام اسمیت
آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد. در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد. در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند. ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد.
به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است.",لیبرال‌های کلاسیک چهارچوب فکری‌ای برپا کردند که مکتب اقتصادی پرنفوذی به نام اقتصاد کلاسیک شکل گرفت.
2,"اقتصاد کلاسیک
در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است. اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت. مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت. در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم.
1 proposition_id sentence proposition_text
2 1 اقتصاد کلاسیک در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است. اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت. مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت. در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم. آدام اسمیت آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد. در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد. در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند. ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد. به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است. لیبرال‌های کلاسیک چهارچوب فکری‌ای برپا کردند که مکتب اقتصادی پرنفوذی به نام اقتصاد کلاسیک شکل گرفت.
3 2 اقتصاد کلاسیک در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است. اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت. مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت. در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم. آدام اسمیت آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد. در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد. در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند. ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد. به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است. اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظم برای تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن بود.
4 3 اقتصاد کلاسیک در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است. اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت. مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت. در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم. آدام اسمیت آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد. در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد. در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند. ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد. به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است. مکتب کلاسیک در سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ رونق داشت.
5 4 اقتصاد کلاسیک در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است. اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت. مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت. در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم. آدام اسمیت آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد. در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد. در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند. ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد. به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است. مکتب کلاسیک شامل تفکرات نظریه‌پردازان معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت است.
6 5 اقتصاد کلاسیک در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است. اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت. مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت. در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم. آدام اسمیت آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد. در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد. در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند. ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد. به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است. آدام اسمیت و دیوید ریکاردو از نام‌آورترین نظریه‌پردازان مکتب کلاسیک هستند.
7 6 اقتصاد کلاسیک در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است. اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت. مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت. در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم. آدام اسمیت آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد. در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد. در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند. ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد. به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است. آدام اسمیت در سال‌های ۱۷۲۳ تا ۱۷۹۰ در اسکاتلند زندگی کرد.
8 7 اقتصاد کلاسیک در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است. اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت. مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت. در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم. آدام اسمیت آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد. در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد. در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند. ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد. به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است. آدام اسمیت کتاب مشهور «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» را در سال ۱۷۷۶ منتشر کرد.
9 8 اقتصاد کلاسیک در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است. اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت. مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت. در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم. آدام اسمیت آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد. در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد. در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند. ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد. به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است. کتاب «ثروت ملل» آدام اسمیت به بررسی نظام‌های اقتصادی متفاوت در طول تاریخ می‌پردازد.
10 9 اقتصاد کلاسیک در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است. اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت. مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت. در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم. آدام اسمیت آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد. در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد. در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند. ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد. به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است. آدام اسمیت معتقد بود که نظام‌های اقتصادی مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایز هستند.
11 10 اقتصاد کلاسیک در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است. اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت. مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت. در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم. آدام اسمیت آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد. در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد. در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند. ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد. به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است. آدام اسمیت باور داشت که عوارض حاصل از عملکرد نظام‌های اقتصادی را می‌توان در جامعه پیش‌بینی کرد.
12 11 اقتصاد کلاسیک در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است. اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت. مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت. در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم. آدام اسمیت آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد. در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد. در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند. ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد. به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است. آدام اسمیت بیان کرد که جوامع از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند.
13 12 اقتصاد کلاسیک در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است. اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت. مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت. در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم. آدام اسمیت آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد. در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد. در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند. ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد. به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است. هر مرحله از تاریخ جوامع نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است.
@@ -0,0 +1,15 @@
relation_id,source_proposition_id,target_proposition_id,relation_type
1,1,2,گزاره اول علت شکل‌گیری گزاره دوم است.
2,1,4,گزاره اول علت شکل‌گیری گزاره دوم است.
3,1,5,گزاره اول علت شکل‌گیری مکتب اقتصادی کلاسیک است که در گزاره دوم به نظریه‌پردازان آن اشاره شده است.
4,2,4,گزاره اول زمینه‌ای برای معرفی گزاره دوم است.
5,4,5,گزاره اول زمینه‌ساز و مقدمه‌ای برای توضیح گزاره دوم است.
6,4,8,گزاره اول زمینه‌ای برای فهم ارتباط آدام اسمیت با مکتب کلاسیک فراهم می‌کند که در گزاره دوم به یکی از آثار مهم او اشاره شده است.
7,8,9,گزاره اول وسیله‌ای برای توضیح و تبیین دیدگاه گزاره دوم است.
8,8,10,گزاره اول زمینه‌ای برای باور مطرح‌شده در گزاره دوم فراهم می‌کند.
9,8,11,گزاره اول وسیله‌ای برای توضیح و تشریح گزاره دوم است.
10,8,12,گزاره اول به عنوان وسیله‌ای برای توضیح و تحلیل گزاره دوم عمل می‌کند.
11,9,10,گزاره اول علت گزاره دوم است.
12,9,11,گزاره اول علت گزاره دوم است.
13,9,12,گزاره اول علت گزاره دوم است.
14,11,12,گزاره اول علت گزاره دوم است.
1 relation_id source_proposition_id target_proposition_id relation_type
2 1 1 2 گزاره اول علت شکل‌گیری گزاره دوم است.
3 2 1 4 گزاره اول علت شکل‌گیری گزاره دوم است.
4 3 1 5 گزاره اول علت شکل‌گیری مکتب اقتصادی کلاسیک است که در گزاره دوم به نظریه‌پردازان آن اشاره شده است.
5 4 2 4 گزاره اول زمینه‌ای برای معرفی گزاره دوم است.
6 5 4 5 گزاره اول زمینه‌ساز و مقدمه‌ای برای توضیح گزاره دوم است.
7 6 4 8 گزاره اول زمینه‌ای برای فهم ارتباط آدام اسمیت با مکتب کلاسیک فراهم می‌کند که در گزاره دوم به یکی از آثار مهم او اشاره شده است.
8 7 8 9 گزاره اول وسیله‌ای برای توضیح و تبیین دیدگاه گزاره دوم است.
9 8 8 10 گزاره اول زمینه‌ای برای باور مطرح‌شده در گزاره دوم فراهم می‌کند.
10 9 8 11 گزاره اول وسیله‌ای برای توضیح و تشریح گزاره دوم است.
11 10 8 12 گزاره اول به عنوان وسیله‌ای برای توضیح و تحلیل گزاره دوم عمل می‌کند.
12 11 9 10 گزاره اول علت گزاره دوم است.
13 12 9 11 گزاره اول علت گزاره دوم است.
14 13 9 12 گزاره اول علت گزاره دوم است.
15 14 11 12 گزاره اول علت گزاره دوم است.
@@ -0,0 +1,15 @@
relation_id,score
1,7
2,1
3,7
4,1
5,7
6,7
7,7
8,8
9,7
10,7
11,1
12,1
13,1
14,1
1 relation_id score
2 1 7
3 2 1
4 3 7
5 4 1
6 5 7
7 6 7
8 7 7
9 8 8
10 9 7
11 10 7
12 11 1
13 12 1
14 13 1
15 14 1
File diff suppressed because one or more lines are too long
@@ -0,0 +1,29 @@
proposition_id,sentence,proposition_text
1,"این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند.
بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد.
اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.",چهار مرحله اجتماعی عبارتند از شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت.
2,"این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند.
بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد.
اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.",دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است.
3,"این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند.
بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد.
اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.",در میان قبایل بومی آمریکای شمالی دوران شکارگری مشاهده می‌شود.
4,"این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند.
بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد.
اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.",فقر و بی‌ثباتی زندگی در جوامع شکارگری نوعی هم‌ترازی اجتماعی ایجاد می‌کرد.
5,"این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند.
بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد.
اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.",در جوامع شکارگری نهادی برای اعمال برتری یا قدرت وجود نداشت.
6,"این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند.
بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد.
1 proposition_id sentence proposition_text
2 1 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. چهار مرحله اجتماعی عبارتند از شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت.
3 2 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است.
4 3 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. در میان قبایل بومی آمریکای شمالی دوران شکارگری مشاهده می‌شود.
5 4 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. فقر و بی‌ثباتی زندگی در جوامع شکارگری نوعی هم‌ترازی اجتماعی ایجاد می‌کرد.
6 5 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. در جوامع شکارگری نهادی برای اعمال برتری یا قدرت وجود نداشت.
7 6 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. در جوامع شکارگری مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت وجود نداشت.
8 7 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. در جوامع شکارگری نه ملکی وجود داشت و نه مالکی.
9 8 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. در سه مرحله اجتماعی شبانی، زراعت و تجارت حکومتی برقرار است.
10 9 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. در سه مرحله اجتماعی شبانی، زراعت و تجارت قوانینی جاری است.
11 10 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. قوانین در سه مرحله اجتماعی شبانی، زراعت و تجارت تقسیم جامعه به طبقات ممتاز و زحمتکش را تضمین می‌کنند.
12 11 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. مرحله تجارت یا بازرگانی بالاترین مرحله اجتماعی است.
13 12 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. مرحله تجارت از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است.
14 13 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. در مرحله بازرگانی، نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی.
15 14 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند.
16 15 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. استدلال دست نامرئی بازار از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است.
17 16 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد.
18 17 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود.
19 18 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. لیبرال‌های کلاسیک استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند.
20 19 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. لیبرال‌های کلاسیک از استدلال دست نامرئی برای اثبات هماهنگی و بی‌عیب بودن سرمایه‌داری استفاده کردند.
21 20 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام شکارگری، حکومتی برقرار است.
22 21 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. حکومت در نظام‌های اقتصادی پیشرفته از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند.
23 22 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. حکومت در سرمایه‌داری، جوامع مبتنی بر شبانی و زراعت وجود دارد.
24 23 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. نظام‌های اجتماعی پیشرفته بر پایه مالکیت خصوصی استوارند.
25 24 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. وجود مالکیت خصوصی حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد.
26 25 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد.
27 26 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. در جوامعی که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست.
28 27 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است.
29 28 این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت. دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم. فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد. دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی». اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است. در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی. در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود. آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد. اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند. این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت. این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد. لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد. در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست. وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود. با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.
@@ -0,0 +1,68 @@
relation_id,source_proposition_id,target_proposition_id,relation_type
1,1,8,گزاره اول علت گزاره دوم است.
2,1,9,گزاره اول زمینه‌ای برای توضیح گزاره دوم است، زیرا مراحل اجتماعی ذکر شده در گزاره اول به عنوان بستر اعمال قوانین در گزاره دوم مطرح می‌شوند.
3,2,4,گزاره اول علت گزاره دوم است.
4,2,6,گزاره اول علت گزاره دوم است.
5,2,7,گزاره اول علت گزاره دوم است.
6,3,4,گزاره اول علت گزاره دوم است.
7,3,5,گزاره اول علت گزاره دوم است.
8,3,6,گزاره اول علت گزاره دوم است.
9,3,7,گزاره اول علت گزاره دوم است.
10,4,5,گزاره اول علت گزاره دوم است.
11,4,6,گزاره دوم علت گزاره اول است.
12,4,7,گزاره اول علت گزاره دوم است.
13,4,26,گزاره اول علت گزاره دوم است.
14,5,6,گزاره اول نتیجه گزاره دوم است.
15,5,7,گزاره اول علت گزاره دوم است.
16,5,24,گزاره اول علت تاریخی و اجتماعی برای عدم وجود نهادهای قدرت در جوامع شکارگری است، و گزاره دوم توضیحی درباره ضرورت نهادینه شدن قدرت در جوامع دارای مالکیت خصوصی است.
17,5,26,گزاره اول علت گزاره دوم است.
18,5,28,گزاره اول علت گزاره دوم است.
19,6,7,گزاره اول علت گزاره دوم است.
20,6,24,گزاره اول علت عدم ضرورت نهادینه شدن حمایت از امتیاز و قدرت در جوامع شکارگری است که در گزاره دوم به وجود مالکیت خصوصی مرتبط شده است.
21,6,26,گزاره اول علت گزاره دوم است.
22,6,28,گزاره اول علت گزاره دوم است.
23,7,26,گزاره اول علت گزاره دوم است.
24,8,9,گزاره اول علت وجود قوانین در گزاره دوم است.
25,8,10,گزاره اول علت گزاره دوم است.
26,8,25,گزاره دوم علت برقراری حکومت در گزاره اول است.
27,8,28,گزاره دوم علت گزاره اول است.
28,9,10,گزاره اول علت گزاره دوم است.
29,9,13,"گزاره اول زمینه‌ای تاریخی و کلی را بیان می‌کند، در حالی که گزاره دوم به طور خاص به مرحله بازرگانی و ویژگی‌های آن اشاره دارد. بنابراین:
""گزاره اول زمینه‌ای کلی برای توضیح گزاره دوم فراهم می‌کند."""
30,10,21,گزاره اول علت گزاره دوم است.
31,10,24,گزاره اول علت گزاره دوم است.
32,11,13,گزاره اول علت گزاره دوم است.
33,11,14,گزاره اول زمینه‌ای برای توضیح گزاره دوم است.
34,12,14,گزاره اول زمینه‌ای را برای تحقق گزاره دوم فراهم می‌کند، زیرا مرحله تجارت از دیدگاه اسمیت (نظام سرمایه‌داری) بستری است که در آن دست نامرئی بازار عمل می‌کند.
35,12,16,گزاره دوم هدفی است که گزاره اول وسیله‌ای برای تحقق آن است.
36,12,19,گزاره اول زمینه‌ای برای استدلال گزاره دوم فراهم می‌کند.
37,13,14,گزاره اول زمینه‌ای را برای توضیح گزاره دوم فراهم می‌کند، زیرا نظام بازار (در گزاره اول) بستری است که دست نامرئی بازار (در گزاره دوم) در آن عمل می‌کند.
38,14,15,گزاره اول علت گزاره دوم است.
39,14,16,گزاره اول مبنای نظری برای حقانیت‌بخشی به نظام سرمایه‌داری در گزاره دوم است.
40,14,18,گزاره اول زمینه‌ای فکری برای گزاره دوم فراهم می‌کند.
41,14,19,گزاره اول علت استدلال مطرح‌شده در گزاره دوم است.
42,15,16,گزاره اول وسیله‌ای برای رسیدن به هدف گزاره دوم است.
43,15,18,گزاره دوم علت گزاره اول است.
44,15,19,گزاره اول علت گزاره دوم است.
45,16,18,گزاره اول هدفی است که گزاره دوم به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به آن استفاده شده است.
46,16,19,گزاره اول هدف است و گزاره دوم وسیله‌ای برای رسیدن به این هدف است.
47,16,21,گزاره اول وسیله‌ای برای رسیدن به هدف گزاره دوم است.
48,16,23,گزاره اول وسیله‌ای برای رسیدن به هدف گزاره دوم است.
49,16,24,گزاره اول وسیله‌ای برای رسیدن به هدف گزاره دوم است.
50,18,19,گزاره اول وسیله‌ای برای رسیدن به هدف گزاره دوم است.
51,20,24,گزاره اول علت گزاره دوم است.
52,20,25,گزاره دوم علت گزاره اول است.
53,20,28,گزاره اول علت گزاره دوم است.
54,21,24,گزاره دوم علت گزاره اول است.
55,21,28,گزاره اول علت گزاره دوم است.
56,22,28,گزاره اول مقدمه‌ای برای توضیح گزاره دوم است، زیرا وجود حکومت در جوامع مختلف می‌تواند با افزایش مالکیت‌های باارزش و ضرورت حکومت مدنی مرتبط باشد.
57,23,24,گزاره اول علت گزاره دوم است.
58,23,28,گزاره اول علت گزاره دوم است.
59,24,26,گزاره اول علت گزاره دوم است.
60,24,28,گزاره اول علت گزاره دوم است.
61,25,26,گزاره اول علت گزاره دوم است.
62,25,27,گزاره اول علت گزاره دوم است.
63,25,28,گزاره اول علت گزاره دوم است.
64,26,28,گزاره اول علت گزاره دوم است.
65,27,28,گزاره دوم علت گزاره اول است.
1 relation_id source_proposition_id target_proposition_id relation_type
2 1 1 8 گزاره اول علت گزاره دوم است.
3 2 1 9 گزاره اول زمینه‌ای برای توضیح گزاره دوم است، زیرا مراحل اجتماعی ذکر شده در گزاره اول به عنوان بستر اعمال قوانین در گزاره دوم مطرح می‌شوند.
4 3 2 4 گزاره اول علت گزاره دوم است.
5 4 2 6 گزاره اول علت گزاره دوم است.
6 5 2 7 گزاره اول علت گزاره دوم است.
7 6 3 4 گزاره اول علت گزاره دوم است.
8 7 3 5 گزاره اول علت گزاره دوم است.
9 8 3 6 گزاره اول علت گزاره دوم است.
10 9 3 7 گزاره اول علت گزاره دوم است.
11 10 4 5 گزاره اول علت گزاره دوم است.
12 11 4 6 گزاره دوم علت گزاره اول است.
13 12 4 7 گزاره اول علت گزاره دوم است.
14 13 4 26 گزاره اول علت گزاره دوم است.
15 14 5 6 گزاره اول نتیجه گزاره دوم است.
16 15 5 7 گزاره اول علت گزاره دوم است.
17 16 5 24 گزاره اول علت تاریخی و اجتماعی برای عدم وجود نهادهای قدرت در جوامع شکارگری است، و گزاره دوم توضیحی درباره ضرورت نهادینه شدن قدرت در جوامع دارای مالکیت خصوصی است.
18 17 5 26 گزاره اول علت گزاره دوم است.
19 18 5 28 گزاره اول علت گزاره دوم است.
20 19 6 7 گزاره اول علت گزاره دوم است.
21 20 6 24 گزاره اول علت عدم ضرورت نهادینه شدن حمایت از امتیاز و قدرت در جوامع شکارگری است که در گزاره دوم به وجود مالکیت خصوصی مرتبط شده است.
22 21 6 26 گزاره اول علت گزاره دوم است.
23 22 6 28 گزاره اول علت گزاره دوم است.
24 23 7 26 گزاره اول علت گزاره دوم است.
25 24 8 9 گزاره اول علت وجود قوانین در گزاره دوم است.
26 25 8 10 گزاره اول علت گزاره دوم است.
27 26 8 25 گزاره دوم علت برقراری حکومت در گزاره اول است.
28 27 8 28 گزاره دوم علت گزاره اول است.
29 28 9 10 گزاره اول علت گزاره دوم است.
30 29 9 13 گزاره اول زمینه‌ای تاریخی و کلی را بیان می‌کند، در حالی که گزاره دوم به طور خاص به مرحله بازرگانی و ویژگی‌های آن اشاره دارد. بنابراین: "گزاره اول زمینه‌ای کلی برای توضیح گزاره دوم فراهم می‌کند."
31 30 10 21 گزاره اول علت گزاره دوم است.
32 31 10 24 گزاره اول علت گزاره دوم است.
33 32 11 13 گزاره اول علت گزاره دوم است.
34 33 11 14 گزاره اول زمینه‌ای برای توضیح گزاره دوم است.
35 34 12 14 گزاره اول زمینه‌ای را برای تحقق گزاره دوم فراهم می‌کند، زیرا مرحله تجارت از دیدگاه اسمیت (نظام سرمایه‌داری) بستری است که در آن دست نامرئی بازار عمل می‌کند.
36 35 12 16 گزاره دوم هدفی است که گزاره اول وسیله‌ای برای تحقق آن است.
37 36 12 19 گزاره اول زمینه‌ای برای استدلال گزاره دوم فراهم می‌کند.
38 37 13 14 گزاره اول زمینه‌ای را برای توضیح گزاره دوم فراهم می‌کند، زیرا نظام بازار (در گزاره اول) بستری است که دست نامرئی بازار (در گزاره دوم) در آن عمل می‌کند.
39 38 14 15 گزاره اول علت گزاره دوم است.
40 39 14 16 گزاره اول مبنای نظری برای حقانیت‌بخشی به نظام سرمایه‌داری در گزاره دوم است.
41 40 14 18 گزاره اول زمینه‌ای فکری برای گزاره دوم فراهم می‌کند.
42 41 14 19 گزاره اول علت استدلال مطرح‌شده در گزاره دوم است.
43 42 15 16 گزاره اول وسیله‌ای برای رسیدن به هدف گزاره دوم است.
44 43 15 18 گزاره دوم علت گزاره اول است.
45 44 15 19 گزاره اول علت گزاره دوم است.
46 45 16 18 گزاره اول هدفی است که گزاره دوم به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به آن استفاده شده است.
47 46 16 19 گزاره اول هدف است و گزاره دوم وسیله‌ای برای رسیدن به این هدف است.
48 47 16 21 گزاره اول وسیله‌ای برای رسیدن به هدف گزاره دوم است.
49 48 16 23 گزاره اول وسیله‌ای برای رسیدن به هدف گزاره دوم است.
50 49 16 24 گزاره اول وسیله‌ای برای رسیدن به هدف گزاره دوم است.
51 50 18 19 گزاره اول وسیله‌ای برای رسیدن به هدف گزاره دوم است.
52 51 20 24 گزاره اول علت گزاره دوم است.
53 52 20 25 گزاره دوم علت گزاره اول است.
54 53 20 28 گزاره اول علت گزاره دوم است.
55 54 21 24 گزاره دوم علت گزاره اول است.
56 55 21 28 گزاره اول علت گزاره دوم است.
57 56 22 28 گزاره اول مقدمه‌ای برای توضیح گزاره دوم است، زیرا وجود حکومت در جوامع مختلف می‌تواند با افزایش مالکیت‌های باارزش و ضرورت حکومت مدنی مرتبط باشد.
58 57 23 24 گزاره اول علت گزاره دوم است.
59 58 23 28 گزاره اول علت گزاره دوم است.
60 59 24 26 گزاره اول علت گزاره دوم است.
61 60 24 28 گزاره اول علت گزاره دوم است.
62 61 25 26 گزاره اول علت گزاره دوم است.
63 62 25 27 گزاره اول علت گزاره دوم است.
64 63 25 28 گزاره اول علت گزاره دوم است.
65 64 26 28 گزاره اول علت گزاره دوم است.
66 65 27 28 گزاره دوم علت گزاره اول است.
@@ -0,0 +1,66 @@
relation_id,score
1,5
2,8
3,1
4,1
5,1
6,1
7,1
8,1
9,5
10,1
11,1
12,1
13,1
14,1
15,1
16,8
17,1
18,1
19,1
20,7
21,1
22,5
23,1
24,7
25,1
26,1
27,1
28,5
29,8
30,1
31,1
32,1
33,7
34,8
35,7
36,7
37,8
38,1
39,8
40,8
41,7
42,7
43,1
44,1
45,7
46,7
47,7
48,7
49,7
50,7
51,1
52,1
53,1
54,1
55,1
56,7
57,1
58,1
59,1
60,1
61,1
62,1
63,1
64,1
65,1
1 relation_id score
2 1 5
3 2 8
4 3 1
5 4 1
6 5 1
7 6 1
8 7 1
9 8 1
10 9 5
11 10 1
12 11 1
13 12 1
14 13 1
15 14 1
16 15 1
17 16 8
18 17 1
19 18 1
20 19 1
21 20 7
22 21 1
23 22 5
24 23 1
25 24 7
26 25 1
27 26 1
28 27 1
29 28 5
30 29 8
31 30 1
32 31 1
33 32 1
34 33 7
35 34 8
36 35 7
37 36 7
38 37 8
39 38 1
40 39 8
41 40 8
42 41 7
43 42 7
44 43 1
45 44 1
46 45 7
47 46 7
48 47 7
49 48 7
50 49 7
51 50 7
52 51 1
53 52 1
54 53 1
55 54 1
56 55 1
57 56 7
58 57 1
59 58 1
60 59 1
61 60 1
62 61 1
63 62 1
64 63 1
65 64 1
66 65 1
File diff suppressed because one or more lines are too long
@@ -0,0 +1,10 @@
proposition_id,sentence,proposition_text
1,"کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.»
از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد. اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم). اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود. اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست.",کار بازرسی و مدیریت به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد.
2,"کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.»
از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد. اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم). اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود. اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست.",کار بازرسی و مدیریت متناسب با مقدار دارایی زیاد و کم می‌شود.
3,"کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.»
از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد. اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم). اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود. اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست.",قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد.
1 proposition_id sentence proposition_text
2 1 کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.» از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد. اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم). اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود. اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست. کار بازرسی و مدیریت به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد.
3 2 کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.» از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد. اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم). اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود. اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست. کار بازرسی و مدیریت متناسب با مقدار دارایی زیاد و کم می‌شود.
4 3 کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.» از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد. اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم). اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود. اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست. قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد.
5 4 کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.» از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد. اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم). اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود. اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست. اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد، سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود.
6 5 کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.» از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد. اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم). اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود. اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست. اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد، مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد.
7 6 کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.» از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد. اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم). اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود. اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست. اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد، قیمتی متناسب با میزان کار نهفته در کالاها به دست می‌آید (به شرط نادیده گرفتن اجاره).
8 7 کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.» از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد. اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم). اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود. اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست. اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود.
9 8 کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.» از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد. اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم). اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود. اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست. اسمیت این واقعیت را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است.
10 9 کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.» از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد. اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم). اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود. اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست. اسمیت نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در وضعی که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر متفاوت است، چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن وجود دارد.
@@ -0,0 +1,13 @@
relation_id,source_proposition_id,target_proposition_id,relation_type
1,1,2,گزاره اول علت گزاره دوم است.
2,3,4,گزاره اول علت گزاره دوم است.
3,3,5,گزاره اول علت گزاره دوم است.
4,3,6,گزاره اول علت گزاره دوم است.
5,3,7,گزاره اول علت گزاره دوم است.
6,3,9,گزاره اول علت گزاره دوم است.
7,4,6,گزاره اول نتیجه‌ای علت‌مند از گزاره دوم است.
8,4,7,گزاره اول علت گزاره دوم است.
9,5,7,گزاره اول و دوم در رابطه علت و معلولی قرار دارند: تفاوت یا یکسان بودن ارزش سرمایه به ازای هر کارگر علت تفاوت یا یکسان بودن جمع مزدها و سودها نسبت به میزان کار نهفته در تولید کالاها است.
10,6,7,گزاره اول علت گزاره دوم است.
11,7,9,گزاره اول علت گزاره دوم است.
12,8,9,گزاره اول علت گزاره دوم است.
1 relation_id source_proposition_id target_proposition_id relation_type
2 1 1 2 گزاره اول علت گزاره دوم است.
3 2 3 4 گزاره اول علت گزاره دوم است.
4 3 3 5 گزاره اول علت گزاره دوم است.
5 4 3 6 گزاره اول علت گزاره دوم است.
6 5 3 7 گزاره اول علت گزاره دوم است.
7 6 3 9 گزاره اول علت گزاره دوم است.
8 7 4 6 گزاره اول نتیجه‌ای علت‌مند از گزاره دوم است.
9 8 4 7 گزاره اول علت گزاره دوم است.
10 9 5 7 گزاره اول و دوم در رابطه علت و معلولی قرار دارند: تفاوت یا یکسان بودن ارزش سرمایه به ازای هر کارگر علت تفاوت یا یکسان بودن جمع مزدها و سودها نسبت به میزان کار نهفته در تولید کالاها است.
11 10 6 7 گزاره اول علت گزاره دوم است.
12 11 7 9 گزاره اول علت گزاره دوم است.
13 12 8 9 گزاره اول علت گزاره دوم است.
@@ -0,0 +1,13 @@
relation_id,score
1,1
2,1
3,5
4,5
5,5
6,1
7,7
8,1
9,8
10,1
11,1
12,1
1 relation_id score
2 1 1
3 2 1
4 3 5
5 4 5
6 5 5
7 6 1
8 7 7
9 8 1
10 9 8
11 10 1
12 11 1
13 12 1
File diff suppressed because one or more lines are too long
@@ -0,0 +1,8 @@
proposition_id,sentence,proposition_text
1,رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند. اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است. توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند.,رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند
2,رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند. اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است. توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند.,اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است
3,رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند. اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است. توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند.,دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است
4,رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند. اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است. توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند.,توجه دیوید ریکاردو به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد
5,رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند. اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است. توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند.,ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند
6,رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند. اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است. توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند.,لغو قوانین غلات به اروپاییان امکان می‌داد محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند
7,رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند. اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است. توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند.,لغو قوانین غلات باعث می‌شد اروپاییان محصولات صنعتی انگلیس را بخرند
1 proposition_id sentence proposition_text
2 1 رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند. اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است. توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند. رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند
3 2 رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند. اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است. توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند. اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است
4 3 رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند. اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است. توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند. دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است
5 4 رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند. اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است. توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند. توجه دیوید ریکاردو به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد
6 5 رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند. اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است. توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند
7 6 رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند. اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است. توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند. لغو قوانین غلات به اروپاییان امکان می‌داد محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند
8 7 رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند. اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است. دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است. توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند. لغو قوانین غلات باعث می‌شد اروپاییان محصولات صنعتی انگلیس را بخرند
@@ -0,0 +1,6 @@
relation_id,source_proposition_id,target_proposition_id,relation_type
1,3,4,گزاره دوم علت گزاره اول است.
2,4,5,گزاره اول علت گزاره دوم است.
3,5,6,گزاره اول علت گزاره دوم است.
4,5,7,گزاره اول وسیله‌ای برای رسیدن به هدف گزاره دوم است.
5,6,7,گزاره اول وسیله‌ای برای رسیدن به هدف گزاره دوم است.
1 relation_id source_proposition_id target_proposition_id relation_type
2 1 3 4 گزاره دوم علت گزاره اول است.
3 2 4 5 گزاره اول علت گزاره دوم است.
4 3 5 6 گزاره اول علت گزاره دوم است.
5 4 5 7 گزاره اول وسیله‌ای برای رسیدن به هدف گزاره دوم است.
6 5 6 7 گزاره اول وسیله‌ای برای رسیدن به هدف گزاره دوم است.
@@ -0,0 +1,6 @@
relation_id,score
1,1
2,1
3,1
4,1
5,1
1 relation_id score
2 1 1
3 2 1
4 3 1
5 4 1
6 5 1
File diff suppressed because one or more lines are too long
@@ -0,0 +1,3 @@
proposition_id,sentence,proposition_text
1,تهیه آن رنج و زحمت دارد. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند.,تهیه آن رنج و زحمت دارد
2,تهیه آن رنج و زحمت دارد. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند.,منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند
1 proposition_id sentence proposition_text
2 1 تهیه آن رنج و زحمت دارد. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند. تهیه آن رنج و زحمت دارد
3 2 تهیه آن رنج و زحمت دارد. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند
@@ -0,0 +1 @@
relation_id,source_proposition_id,target_proposition_id,relation_type
1 relation_id source_proposition_id target_proposition_id relation_type
@@ -0,0 +1 @@
relation_id,score
1 relation_id score
File diff suppressed because one or more lines are too long
@@ -0,0 +1,11 @@
proposition_id,sentence,proposition_text
1,این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند.,این منابع رایگان‌اند.
2,این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند.,سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است.
3,این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند.,تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است.
4,این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند.,ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد.
5,این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند.,کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید.
6,این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند.,ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است.
7,این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند.,ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند.
8,این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند.,ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود.
9,این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند.,سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت.
10,این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند.,قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند.
1 proposition_id sentence proposition_text
2 1 این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند. این منابع رایگان‌اند.
3 2 این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است.
4 3 این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است.
5 4 این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد.
6 5 این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید.
7 6 این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است.
8 7 این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند.
9 8 این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود.
10 9 این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت.
11 10 این منابع رایگان‌اند. سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است. تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است. ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد. کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید. ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است. ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند. قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند.
@@ -0,0 +1,2 @@
relation_id,source_proposition_id,target_proposition_id,relation_type
1,2,9,گزاره اول نتیجه‌ای از شکل‌گیری روابط طبقاتی در گزاره دوم است.
1 relation_id source_proposition_id target_proposition_id relation_type
2 1 2 9 گزاره اول نتیجه‌ای از شکل‌گیری روابط طبقاتی در گزاره دوم است.
@@ -0,0 +1,2 @@
relation_id,score
1,7
1 relation_id score
2 1 7
File diff suppressed because one or more lines are too long
@@ -0,0 +1,5 @@
proposition_id,sentence,proposition_text
1,ریکاردو برای این مسئله راه‌حلی هوشمندانه یافت. ریکاردو دیدگاهی را در مورد نظریه ارزش کار پیش کشید. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است. نسبت‌های پیش‌بینی شده برای قیمت‌ها با آنچه در واقعیت مشهود است تفاوت دارد.,ریکاردو برای این مسئله راه‌حلی هوشمندانه یافت.
2,ریکاردو برای این مسئله راه‌حلی هوشمندانه یافت. ریکاردو دیدگاهی را در مورد نظریه ارزش کار پیش کشید. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است. نسبت‌های پیش‌بینی شده برای قیمت‌ها با آنچه در واقعیت مشهود است تفاوت دارد.,ریکاردو دیدگاهی را در مورد نظریه ارزش کار پیش کشید.
3,ریکاردو برای این مسئله راه‌حلی هوشمندانه یافت. ریکاردو دیدگاهی را در مورد نظریه ارزش کار پیش کشید. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است. نسبت‌های پیش‌بینی شده برای قیمت‌ها با آنچه در واقعیت مشهود است تفاوت دارد.,ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است.
4,ریکاردو برای این مسئله راه‌حلی هوشمندانه یافت. ریکاردو دیدگاهی را در مورد نظریه ارزش کار پیش کشید. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است. نسبت‌های پیش‌بینی شده برای قیمت‌ها با آنچه در واقعیت مشهود است تفاوت دارد.,نسبت‌های پیش‌بینی شده برای قیمت‌ها با آنچه در واقعیت مشهود است تفاوت دارد.
1 proposition_id sentence proposition_text
2 1 ریکاردو برای این مسئله راه‌حلی هوشمندانه یافت. ریکاردو دیدگاهی را در مورد نظریه ارزش کار پیش کشید. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است. نسبت‌های پیش‌بینی شده برای قیمت‌ها با آنچه در واقعیت مشهود است تفاوت دارد. ریکاردو برای این مسئله راه‌حلی هوشمندانه یافت.
3 2 ریکاردو برای این مسئله راه‌حلی هوشمندانه یافت. ریکاردو دیدگاهی را در مورد نظریه ارزش کار پیش کشید. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است. نسبت‌های پیش‌بینی شده برای قیمت‌ها با آنچه در واقعیت مشهود است تفاوت دارد. ریکاردو دیدگاهی را در مورد نظریه ارزش کار پیش کشید.
4 3 ریکاردو برای این مسئله راه‌حلی هوشمندانه یافت. ریکاردو دیدگاهی را در مورد نظریه ارزش کار پیش کشید. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است. نسبت‌های پیش‌بینی شده برای قیمت‌ها با آنچه در واقعیت مشهود است تفاوت دارد. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است.
5 4 ریکاردو برای این مسئله راه‌حلی هوشمندانه یافت. ریکاردو دیدگاهی را در مورد نظریه ارزش کار پیش کشید. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است. نسبت‌های پیش‌بینی شده برای قیمت‌ها با آنچه در واقعیت مشهود است تفاوت دارد. نسبت‌های پیش‌بینی شده برای قیمت‌ها با آنچه در واقعیت مشهود است تفاوت دارد.
@@ -0,0 +1,2 @@
relation_id,source_proposition_id,target_proposition_id,relation_type
1,2,3,گزاره اول علت مطرح شدن باور در گزاره دوم است.
1 relation_id source_proposition_id target_proposition_id relation_type
2 1 2 3 گزاره اول علت مطرح شدن باور در گزاره دوم است.
@@ -0,0 +1,2 @@
relation_id,score
1,7
1 relation_id score
2 1 7
File diff suppressed because one or more lines are too long
@@ -0,0 +1,4 @@
proposition_id,sentence,proposition_text
1,منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است.,منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند.
2,منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است.,سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود.
3,منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است.,در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است.
1 proposition_id sentence proposition_text
2 1 منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند.
3 2 منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است. سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود.
4 3 منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است. در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است.
@@ -0,0 +1 @@
relation_id,source_proposition_id,target_proposition_id,relation_type
1 relation_id source_proposition_id target_proposition_id relation_type
@@ -0,0 +1 @@
relation_id,score
1 relation_id score
File diff suppressed because one or more lines are too long
@@ -0,0 +1,6 @@
proposition_id,sentence,proposition_text
1,ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند. چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود. سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند. ریکاردو می‌دانست که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند.,ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند
2,ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند. چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود. سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند. ریکاردو می‌دانست که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند.,چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود
3,ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند. چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود. سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند. ریکاردو می‌دانست که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند.,سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند
4,ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند. چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود. سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند. ریکاردو می‌دانست که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند.,ریکاردو می‌دانست که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود
5,ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند. چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود. سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند. ریکاردو می‌دانست که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند.,منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند
1 proposition_id sentence proposition_text
2 1 ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند. چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود. سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند. ریکاردو می‌دانست که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند. ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند
3 2 ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند. چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود. سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند. ریکاردو می‌دانست که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند. چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود
4 3 ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند. چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود. سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند. ریکاردو می‌دانست که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند. سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند
5 4 ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند. چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود. سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند. ریکاردو می‌دانست که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند. ریکاردو می‌دانست که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود
6 5 ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند. چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود. سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند. ریکاردو می‌دانست که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند. منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند
@@ -0,0 +1 @@
relation_id,source_proposition_id,target_proposition_id,relation_type
1 relation_id source_proposition_id target_proposition_id relation_type
@@ -0,0 +1 @@
relation_id,score
1 relation_id score
+192
View File
@@ -0,0 +1,192 @@
level,segment_id,parent_segment_id,original_sentences,semantic_unit
0,node_L0_0,node_L1_1,"[""اقتصاد کلاسیک\r \r در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است.""]","اقتصاد کلاسیک
در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است."
0,node_L0_1,node_L1_1,"[""اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت.""]",اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت.
0,node_L0_2,node_L1_1,"[""مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت.""]",مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت.
0,node_L0_3,node_L1_1,"[""در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم.\r \r آدام اسمیت\r آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد.""]","در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم.
آدام اسمیت
آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد."
0,node_L0_4,node_L1_1,"[""در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد.""]",در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد.
0,node_L0_5,node_L1_1,"[""در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند.""]",در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند.
0,node_L0_6,node_L1_1,"[""ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد.\r \r به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است.""]","ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد.
به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است."
0,node_L0_7,node_L1_2,"[""این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت.""]",این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت.
0,node_L0_8,node_L1_2,"[""دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم.""]",دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم.
0,node_L0_9,node_L1_2,"[""فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد.""]",فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد.
0,node_L0_10,node_L1_2,"[""دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی».""]",دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی».
0,node_L0_11,node_L1_2,"[""اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند.\r \r بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است.""]","اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند.
بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است."
0,node_L0_12,node_L1_2,"[""در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی.""]",در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی.
0,node_L0_13,node_L1_2,"[""در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد.\r \r اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود.""]","در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد.
اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود."
0,node_L0_14,node_L1_2,"[""آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد.""]",آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد.
0,node_L0_15,node_L1_2,"[""اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند.""]",اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند.
0,node_L0_16,node_L1_2,"[""این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت.""]",این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت.
0,node_L0_17,node_L1_2,"[""این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد.""]",این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد.
0,node_L0_18,node_L1_2,"[""لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد.""]",لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد.
0,node_L0_19,node_L1_2,"[""در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست.""]",در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست.
0,node_L0_20,node_L1_2,"[""وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است.""]",وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است.
0,node_L0_21,node_L1_2,"[""با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.""]",با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.
0,node_L0_22,node_L1_3,"[""همان‌طور نیز با رشد این مالکیت‌ها، نیروهای اصلی که پدیدآورنده برتری‌جویی هستند رشد می‌کنند.\r \r اسمیت سپس به بررسی شرایط یا عواملی می‌پردازد که سبب می‌شود برخی از مردم بر دیگر هم‌نوعانشان برتری یابند.""]","همان‌طور نیز با رشد این مالکیت‌ها، نیروهای اصلی که پدیدآورنده برتری‌جویی هستند رشد می‌کنند.
اسمیت سپس به بررسی شرایط یا عواملی می‌پردازد که سبب می‌شود برخی از مردم بر دیگر هم‌نوعانشان برتری یابند."
0,node_L0_23,node_L1_3,"[""او به تحلیل برخی شرایطی پرداخت که به برقراری برتری‌جویی نهادینه‌شده و قهرآمیز برخی بر جمعی دیگر می‌انجامد.""]",او به تحلیل برخی شرایطی پرداخت که به برقراری برتری‌جویی نهادینه‌شده و قهرآمیز برخی بر جمعی دیگر می‌انجامد.
0,node_L0_24,node_L1_4,"[""او به این پاسخ مهم دست یافت که حکومت مدنی تا آنجا که برای امنیت مالکیت برقرار شده است، در واقعیت برای دفاع از غنی در مقابل فقیر است، یا به عبارتی دیگر حمایت از آنان که مالک‌اند در مقابل آنان که هیچ ندارند.\r \r آن وقتی که جمعی کوچک توانست نیروهای تولیدی را صاحب شود و به مثابه طبقه‌ای قدرت را به دست گیرد، با اعمال حق مالکیت، کارگران از کار بازداشته شدند، مگر آن که سهمی از حاصل کارشان را به صاحبان نیروهای تولیدی بدهند.""]","او به این پاسخ مهم دست یافت که حکومت مدنی تا آنجا که برای امنیت مالکیت برقرار شده است، در واقعیت برای دفاع از غنی در مقابل فقیر است، یا به عبارتی دیگر حمایت از آنان که مالک‌اند در مقابل آنان که هیچ ندارند.
آن وقتی که جمعی کوچک توانست نیروهای تولیدی را صاحب شود و به مثابه طبقه‌ای قدرت را به دست گیرد، با اعمال حق مالکیت، کارگران از کار بازداشته شدند، مگر آن که سهمی از حاصل کارشان را به صاحبان نیروهای تولیدی بدهند."
0,node_L0_25,node_L1_4,"[""به قول اسمیت: «به محضی که دارایی‌ها در دست عده‌ای خاص انباشت شد، طبیعتاً برخی از آنان دارایی‌شان را برای استخدام افراد زحمتکش به کار گرفتند تا از فروش محصول کار آنان یا از آنچه کار آنان به ارزش مواد اولیه‌ای می‌افزاید سود ببرند.""]",به قول اسمیت: «به محضی که دارایی‌ها در دست عده‌ای خاص انباشت شد، طبیعتاً برخی از آنان دارایی‌شان را برای استخدام افراد زحمتکش به کار گرفتند تا از فروش محصول کار آنان یا از آنچه کار آنان به ارزش مواد اولیه‌ای می‌افزاید سود ببرند.
0,node_L0_26,node_L1_4,"[""لذا ارزشی که کارگران به مواد اولیه می‌افزایند به دو بخش تقسیم می‌شود: آن‌که برای مزد پرداخت می‌شود و آن‌که سود کارفرما می‌شود.»\r \r هرچند اسمیت نظریه منسجمی را تحت عنوان نظریه ارزش کار مطرح نکرد، اما نکات مهمی را پیش کشید که اساس نظریه پیشرفته ارزش کار دیوید ریکاردو و کارل مارکس را تشکیل داد.""]","لذا ارزشی که کارگران به مواد اولیه می‌افزایند به دو بخش تقسیم می‌شود: آن‌که برای مزد پرداخت می‌شود و آن‌که سود کارفرما می‌شود.»
هرچند اسمیت نظریه منسجمی را تحت عنوان نظریه ارزش کار مطرح نکرد، اما نکات مهمی را پیش کشید که اساس نظریه پیشرفته ارزش کار دیوید ریکاردو و کارل مارکس را تشکیل داد."
0,node_L0_27,node_L1_4,"[""اسمیت اعلام کرد که لازمه این که کالایی ارزش داشته باشد این است که آن کالا محصول کار انسان باشد.""]",اسمیت اعلام کرد که لازمه این که کالایی ارزش داشته باشد این است که آن کالا محصول کار انسان باشد.
0,node_L0_28,node_L1_4,"[""اما نظریه ارزش کار از این فراتر می‌رود و ارزش مبادله‌ای کالا را بر اساس مقدار کاری که در کالا نهفته است تعیین می‌کند.""]",اما نظریه ارزش کار از این فراتر می‌رود و ارزش مبادله‌ای کالا را بر اساس مقدار کاری که در کالا نهفته است تعیین می‌کند.
0,node_L0_29,node_L1_4,"[""یعنی این که مقدار کاری که در زمان‌های مختلف به صورت غیرمستقیم در تولید کالا به کار رفته است (کاری که برای تولید وسایل تولیدی مصرف شده، کاری که مستقیماً برای تولید کالا صرف شده و کاری که با وسایل تولید می‌شود تا کالا تولید شود) مجموعاً تعیین‌کننده ارزش مبادله‌ای کالا هستند.\r \r اما اسمیت بر این نظر بود که نیروی کار تنها در جوامع ماقبل سرمایه‌داری می‌تواند تعیین‌کننده ارزش مبادله‌ای باشد؛ آن وقتی است که نه سرمایه‌ای در کار است و نه زمین‌داری.""]","یعنی این که مقدار کاری که در زمان‌های مختلف به صورت غیرمستقیم در تولید کالا به کار رفته است (کاری که برای تولید وسایل تولیدی مصرف شده، کاری که مستقیماً برای تولید کالا صرف شده و کاری که با وسایل تولید می‌شود تا کالا تولید شود) مجموعاً تعیین‌کننده ارزش مبادله‌ای کالا هستند.
اما اسمیت بر این نظر بود که نیروی کار تنها در جوامع ماقبل سرمایه‌داری می‌تواند تعیین‌کننده ارزش مبادله‌ای باشد؛ آن وقتی است که نه سرمایه‌ای در کار است و نه زمین‌داری."
0,node_L0_30,node_L1_4,"[""به بیان اسمیت: «به نظر می‌رسد که در مراحل اولیه و مقدماتی تحول جوامع، پیش از آن که دارایی‌ها انباشت شوند و زمین‌ها را تصاحب کنند، نسبت کار ضروری برای تهیه اشیای مختلف تنها ملاک برای ارزیابی مبادله میان آن‌ها باشد.""]",به بیان اسمیت: «به نظر می‌رسد که در مراحل اولیه و مقدماتی تحول جوامع، پیش از آن که دارایی‌ها انباشت شوند و زمین‌ها را تصاحب کنند، نسبت کار ضروری برای تهیه اشیای مختلف تنها ملاک برای ارزیابی مبادله میان آن‌ها باشد.
0,node_L0_31,node_L1_4,"[""اگر فرض کنیم در جامعه‌ای شکارگر مقدار کاری که برای کشتن یک سگ آبی لازم است دو برابر مقدار کاری باشد که برای کشتن یک آهو صرف می‌شود، آن وقت طبیعتاً یک سگ آبی باید با دو آهو مبادله شود.""]",اگر فرض کنیم در جامعه‌ای شکارگر مقدار کاری که برای کشتن یک سگ آبی لازم است دو برابر مقدار کاری باشد که برای کشتن یک آهو صرف می‌شود، آن وقت طبیعتاً یک سگ آبی باید با دو آهو مبادله شود.
0,node_L0_32,node_L1_4,"[""این طبیعی است که آن چه حاصل کار دو روز یا دو ساعت کار است ارزشی دو برابر آنچه معمولاً نتیجه یک روز یا یک ساعت کار است داشته باشد.""]",این طبیعی است که آن چه حاصل کار دو روز یا دو ساعت کار است ارزشی دو برابر آنچه معمولاً نتیجه یک روز یا یک ساعت کار است داشته باشد.
0,node_L0_33,node_L1_5,"[""در این وضع تمامی محصول کار به کارگر تعلق می‌گیرد و مقدار کاری که عموماً در تهیه یا تولید کالا مصرف می‌شود، تنها ملاک تعیین‌کننده مقدار نیروی کاری است که آن کالا می‌تواند ابتیاع کند یا با آن معاوضه شود.»\r \r اما وقتی که سرمایه‌داران کنترل بر وسایل تولیدی را به دست آوردند و زمین‌داران زمین و منابع طبیعی را به انحصار خود در آوردند، از دیدگاه اسمیت ارزش مبادله کالا یا قیمت با جمع کردن سه عنصر مزد، سود و اجاره تعیین می‌شود.""]","در این وضع تمامی محصول کار به کارگر تعلق می‌گیرد و مقدار کاری که عموماً در تهیه یا تولید کالا مصرف می‌شود، تنها ملاک تعیین‌کننده مقدار نیروی کاری است که آن کالا می‌تواند ابتیاع کند یا با آن معاوضه شود.»
اما وقتی که سرمایه‌داران کنترل بر وسایل تولیدی را به دست آوردند و زمین‌داران زمین و منابع طبیعی را به انحصار خود در آوردند، از دیدگاه اسمیت ارزش مبادله کالا یا قیمت با جمع کردن سه عنصر مزد، سود و اجاره تعیین می‌شود."
0,node_L0_34,node_L1_5,"[""او استدلال می‌کند که: «به محضی که دارایی‌ها در دست عده‌ای خاص انباشت شد، کارگران بایستی که در اغلب موارد حاصل کارشان را با صاحب دارایی که کارفرمای آن‌ها است تقسیم کنند.""]",او استدلال می‌کند که: «به محضی که دارایی‌ها در دست عده‌ای خاص انباشت شد، کارگران بایستی که در اغلب موارد حاصل کارشان را با صاحب دارایی که کارفرمای آن‌ها است تقسیم کنند.
0,node_L0_35,node_L1_5,"[""دیگر مقدار کاری که معمولاً در تهیه یا تولید کالا مصرف می‌شود، تنها ملاک تنظیم مقدار کالایی که با آن می‌شود خرید، در اختیار درآورد یا مبادله کرد نخواهد بود.""]",دیگر مقدار کاری که معمولاً در تهیه یا تولید کالا مصرف می‌شود، تنها ملاک تنظیم مقدار کالایی که با آن می‌شود خرید، در اختیار درآورد یا مبادله کرد نخواهد بود.
0,node_L0_36,node_L1_5,"[""بدیهی است مقداری نیز باید برای سود دارایی منظور کرد.""]",بدیهی است مقداری نیز باید برای سود دارایی منظور کرد.
0,node_L0_37,node_L1_6,"[""به محضی که اراضی در کشوری تماماً به مالکیت خصوصی درآید، زمین‌داران که همچون دیگر افراد مشتاقند آن چه را نکشته‌اند درو کنند، طلب اجاره می‌کنند.""]",به محضی که اراضی در کشوری تماماً به مالکیت خصوصی درآید، زمین‌داران که همچون دیگر افراد مشتاقند آن چه را نکشته‌اند درو کنند، طلب اجاره می‌کنند.
0,node_L0_38,node_L1_6,"[""کارگران بایستی بخشی را از آنچه با کارشان فراهم آورده یا تولید کرده‌اند به زمین‌دار واگذار کنند.""]",کارگران بایستی بخشی را از آنچه با کارشان فراهم آورده یا تولید کرده‌اند به زمین‌دار واگذار کنند.
0,node_L0_39,node_L1_7,"[""این بخش یا آنچه معادل آن است، یعنی قیمت آن، اجاره زمین است و سومین عنصر تشکیل‌دهنده قیمت کالایی است که تولید شده است.»\r \r از آن‌جا که سود و اجاره باید به مزد اضافه شود تا قیمت به دست آید، صاحب‌نظر معروفی در تاریخ عقاید اقتصادی، نظریه قیمت اسمیت را «نظریه جمع‌زنی» (یعنی حاصل جمع سه عنصر اصلی قیمت) خوانده است.""]","این بخش یا آنچه معادل آن است، یعنی قیمت آن، اجاره زمین است و سومین عنصر تشکیل‌دهنده قیمت کالایی است که تولید شده است.»
از آن‌جا که سود و اجاره باید به مزد اضافه شود تا قیمت به دست آید، صاحب‌نظر معروفی در تاریخ عقاید اقتصادی، نظریه قیمت اسمیت را «نظریه جمع‌زنی» (یعنی حاصل جمع سه عنصر اصلی قیمت) خوانده است."
0,node_L0_40,node_L1_7,"[""این نظریه با نظریه ارزش کار که اسمیت معتقد بود در جوامع اولیه و مقدماتی کاربست داشته باشد فرق دارد، چون عنصر سود در قیمت کالا رابطه‌ای الزامی با مقدار کار نهفته در کالا ندارد.\r \r اسمیت می‌دانست که رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند.""]","این نظریه با نظریه ارزش کار که اسمیت معتقد بود در جوامع اولیه و مقدماتی کاربست داشته باشد فرق دارد، چون عنصر سود در قیمت کالا رابطه‌ای الزامی با مقدار کار نهفته در کالا ندارد.
اسمیت می‌دانست که رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند."
0,node_L0_41,node_L1_7,"[""یعنی این که برای مثال اگر سرمایه‌داری دستگاه بافندگی به ارزش ۱۰۰ پوند داشته باشد و سالی ۴۰ پوند سود به دست آورد، رقابت و تلاش برای کسب حداکثر سود شرایط را به سوی وضعی سوق می‌دهد که ۱۰۰ پوند سرمایه در هر شکلی که باشد، همان ۴۰ پوند در سال را سود بدهد.""]",یعنی این که برای مثال اگر سرمایه‌داری دستگاه بافندگی به ارزش ۱۰۰ پوند داشته باشد و سالی ۴۰ پوند سود به دست آورد، رقابت و تلاش برای کسب حداکثر سود شرایط را به سوی وضعی سوق می‌دهد که ۱۰۰ پوند سرمایه در هر شکلی که باشد، همان ۴۰ پوند در سال را سود بدهد.
0,node_L0_42,node_L1_7,"[""به قول اسمیت: «سود دارایی را این طور می‌توان تصور کرد که نام دیگری است برای مزدِ گونه خاصی از کار، یعنی کاری که برای بازرسی و مدیریت صرف می‌شود.""]",به قول اسمیت: «سود دارایی را این طور می‌توان تصور کرد که نام دیگری است برای مزدِ گونه خاصی از کار، یعنی کاری که برای بازرسی و مدیریت صرف می‌شود.
0,node_L0_43,node_L1_7,"[""اما این دو گونه کار کاملاً متفاوتند و طبق اصول متفاوتی تنظیم می‌شوند و به لحاظ مقدار دشواری و کاردانی با هم تناسبی ندارند.""]",اما این دو گونه کار کاملاً متفاوتند و طبق اصول متفاوتی تنظیم می‌شوند و به لحاظ مقدار دشواری و کاردانی با هم تناسبی ندارند.
0,node_L0_44,node_L1_8,"[""کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.»\r \r از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد.""]","کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.»
از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد."
0,node_L0_45,node_L1_8,"[""اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم).""]",اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم).
0,node_L0_46,node_L1_8,"[""اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود.""]",اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود.
0,node_L0_47,node_L1_8,"[""اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است.""]",اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است.
0,node_L0_48,node_L1_8,"[""نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست.""]",نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست.
0,node_L0_49,node_L1_9,"[""این کار ماند برای دیوید ریکاردو تا برای نشان دادن رابطه میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن گامی به پیش نهد و نیز برای کارل مارکس تا چهارچوب نظری منسجم و مستدلی برای نظریه ارزش کار ارائه دهد.\r \r دیوید ریکاردو\r دیوید ریکاردو (۱۷۷۲ - ۱۸۲۳) تنها سرمایه‌داری است که در تاریخ سرمایه‌داری توانسته است تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته باشد.""]","این کار ماند برای دیوید ریکاردو تا برای نشان دادن رابطه میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن گامی به پیش نهد و نیز برای کارل مارکس تا چهارچوب نظری منسجم و مستدلی برای نظریه ارزش کار ارائه دهد.
دیوید ریکاردو
دیوید ریکاردو (۱۷۷۲ - ۱۸۲۳) تنها سرمایه‌داری است که در تاریخ سرمایه‌داری توانسته است تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته باشد."
0,node_L0_50,node_L1_10,"[""توجه او به نظریه اقتصادی حاصل درگیری او در زمینه‌های عملی امور بازرگانی بود.""]",توجه او به نظریه اقتصادی حاصل درگیری او در زمینه‌های عملی امور بازرگانی بود.
0,node_L0_51,node_L1_11,"[""در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم تعرفه‌های بازرگانی متعددی برای واردات مواد کشاورزی به انگلستان وضع شد تا زارعان انگلیسی از رقابت خارجی مصون باشند و قیمت مواد کشاورزی در انگلستان بالا بماند.""]",در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم تعرفه‌های بازرگانی متعددی برای واردات مواد کشاورزی به انگلستان وضع شد تا زارعان انگلیسی از رقابت خارجی مصون باشند و قیمت مواد کشاورزی در انگلستان بالا بماند.
0,node_L0_52,node_L1_11,"[""این مجموعه قوانین گمرکی به قوانین غلات مشهورند.\r \r تا حدود سال ۱۸۱۵ کشاورزی در قاره اروپا از زیر صدمات ناشی از جنگ‌های ناپلئون به درآمده بود و محصولات آن با کارایی بیشتر و قیمت ارزان‌تر از انگلستان تولید می‌شد.""]","این مجموعه قوانین گمرکی به قوانین غلات مشهورند.
تا حدود سال ۱۸۱۵ کشاورزی در قاره اروپا از زیر صدمات ناشی از جنگ‌های ناپلئون به درآمده بود و محصولات آن با کارایی بیشتر و قیمت ارزان‌تر از انگلستان تولید می‌شد."
0,node_L0_53,node_L1_11,"[""اما قوانین غلات در انگلستان با حمایت از کشاورزی در مقابل رقابت خارجی، قیمت محصولات را بالا نگه داشته بود.""]",اما قوانین غلات در انگلستان با حمایت از کشاورزی در مقابل رقابت خارجی، قیمت محصولات را بالا نگه داشته بود.
0,node_L0_54,node_L1_11,"[""ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی به دو دلیل خواهان لغو قوانین غلات بودند:\r \r نخست موضوع تولیدات صنعتی بود که در انگلستان با کارایی بیشتر و قیمت ارزان‌تر از قاره اروپا تولید می‌شد.""]","ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی به دو دلیل خواهان لغو قوانین غلات بودند:
نخست موضوع تولیدات صنعتی بود که در انگلستان با کارایی بیشتر و قیمت ارزان‌تر از قاره اروپا تولید می‌شد."
0,node_L0_55,node_L1_11,"[""سرمایه‌داران انگلیسی بدون هیچ زحمتی می‌توانستند محصولشان را ارزان‌تر از رقبای اروپایی‌شان به بازار عرضه کنند.""]",سرمایه‌داران انگلیسی بدون هیچ زحمتی می‌توانستند محصولشان را ارزان‌تر از رقبای اروپایی‌شان به بازار عرضه کنند.
0,node_L0_56,node_L1_11,"[""اما برای این که اروپاییان بتوانند محصولات صنعتی انگلستان را بخرند، بایستی با فروش محصولاتی به انگلستان پول انگلیسی به دست می‌آوردند.""]",اما برای این که اروپاییان بتوانند محصولات صنعتی انگلستان را بخرند، بایستی با فروش محصولاتی به انگلستان پول انگلیسی به دست می‌آوردند.
0,node_L0_57,node_L1_11,"[""طبیعتاً اروپاییان می‌بایستی محصولات کشاورزی به انگلستان صادر می‌کردند چون این محصولات در قاره اروپا ارزان‌تر بود.""]",طبیعتاً اروپاییان می‌بایستی محصولات کشاورزی به انگلستان صادر می‌کردند چون این محصولات در قاره اروپا ارزان‌تر بود.
0,node_L0_58,node_L1_11,"[""برای این که این جریان تجاری برقرار شود، تعرفه غلات می‌بایستی لغو می‌شد تا اروپاییان می‌توانستند مواد کشاورزی‌شان را به انگلستان بفروشند و محصولات صنعتی انگلیس را بخرند.\r \r دوم تعرفه‌های حمایتی غلات باعث می‌شد مزدها به سرعت افزایش یابد و به این ترتیب از سودها کاسته شود.""]","برای این که این جریان تجاری برقرار شود، تعرفه غلات می‌بایستی لغو می‌شد تا اروپاییان می‌توانستند مواد کشاورزی‌شان را به انگلستان بفروشند و محصولات صنعتی انگلیس را بخرند.
دوم تعرفه‌های حمایتی غلات باعث می‌شد مزدها به سرعت افزایش یابد و به این ترتیب از سودها کاسته شود."
0,node_L0_59,node_L1_12,"[""طبقه کارگر انگلیس در این دوره به ندرت می‌توانست زندگی خود را در حدی بالاتر از سطح فقر تأمین کند.""]",طبقه کارگر انگلیس در این دوره به ندرت می‌توانست زندگی خود را در حدی بالاتر از سطح فقر تأمین کند.
0,node_L0_60,node_L1_12,"[""از سوی دیگر بزرگترین بخش از مخارج کارگران صرف خرید مواد اولیه یا محصولات کشاورزی می‌شد.""]",از سوی دیگر بزرگترین بخش از مخارج کارگران صرف خرید مواد اولیه یا محصولات کشاورزی می‌شد.
0,node_L0_61,node_L1_12,"[""لذا، وقتی که این کالاها بسیار گران‌قیمت بودند چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود تا کارگران بتوانند مواد لازم برای امرار معاش‌شان را به دست آورند.""]",لذا، وقتی که این کالاها بسیار گران‌قیمت بودند چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود تا کارگران بتوانند مواد لازم برای امرار معاش‌شان را به دست آورند.
0,node_L0_62,node_L1_13,"[""اگر می‌شد قیمت محصولات کشاورزی را پایین آورد، مزدی را که می‌بایستی سرمایه‌داران بدهند تا کارگرشان امرار معاش کند می‌توانست پایین‌تر باشد و مزدهای پایین سبب افزایش سود سرمایه‌داران می‌شد.\r \r این‌طور به نظر می‌رسد که ریکاردو در بیشتر عمرش علاقه‌مندی نظری به موضوع ارزش نیروی کار نداشت، اما این باور او که قوانین غلات موجب کاهش سودها می‌شود با مخالفت توماس رابرت مالتوس مواجه شد.""]","اگر می‌شد قیمت محصولات کشاورزی را پایین آورد، مزدی را که می‌بایستی سرمایه‌داران بدهند تا کارگرشان امرار معاش کند می‌توانست پایین‌تر باشد و مزدهای پایین سبب افزایش سود سرمایه‌داران می‌شد.
این‌طور به نظر می‌رسد که ریکاردو در بیشتر عمرش علاقه‌مندی نظری به موضوع ارزش نیروی کار نداشت، اما این باور او که قوانین غلات موجب کاهش سودها می‌شود با مخالفت توماس رابرت مالتوس مواجه شد."
0,node_L0_63,node_L1_13,"[""مباحثه او با مالتوس او را بر آن داشت تا مصراً به تدوین نظریه ارزش کار بپردازد.\r \r مالتوس این استدلال را پیش کشید که حتی اگر قیمت‌های رو به افزایش مواد کشاورزی باعث افزایش مزد پولی کارگران شود، سرمایه‌داران زیان نخواهند کرد، چون آنان این افزایش مزد را به صورت قیمت‌های بالاتر برای کالاهایشان به مصرف‌کنندگان منتقل خواهند کرد.""]","مباحثه او با مالتوس او را بر آن داشت تا مصراً به تدوین نظریه ارزش کار بپردازد.
مالتوس این استدلال را پیش کشید که حتی اگر قیمت‌های رو به افزایش مواد کشاورزی باعث افزایش مزد پولی کارگران شود، سرمایه‌داران زیان نخواهند کرد، چون آنان این افزایش مزد را به صورت قیمت‌های بالاتر برای کالاهایشان به مصرف‌کنندگان منتقل خواهند کرد."
0,node_L0_64,node_L1_13,"[""به زعم مالتوس، نتیجه این وضع تورم خواهد بود که از قدرت خرید پول می‌کاهد اما سود به میزان ثابت می‌ماند، در حالی که حجم مطلق سودها با همان درصدی که سطح عمومی قیمت‌ها بالا رفته زیاد می‌شود.""]",به زعم مالتوس، نتیجه این وضع تورم خواهد بود که از قدرت خرید پول می‌کاهد اما سود به میزان ثابت می‌ماند، در حالی که حجم مطلق سودها با همان درصدی که سطح عمومی قیمت‌ها بالا رفته زیاد می‌شود.
0,node_L0_65,node_L1_13,"[""در این وضع اگر تمامی قیمت‌ها و مزدها با درصد یکسانی اضافه شوند، هیچ چیز جز حجم پول تغییر نخواهد کرد.\r \r ریکاردو اصرار داشت بر این که در اثر افت باروری کشاورزی، مزد کارگران که بخش عمده آن صرف خرید کالاهای کشاورزی می‌شود، افزایش خواهد یافت (افت باروری کشاورزی به دلیل گستراندن دامنه کشت به زمین‌های کم‌حاصل‌تر خواهد بود).""]","در این وضع اگر تمامی قیمت‌ها و مزدها با درصد یکسانی اضافه شوند، هیچ چیز جز حجم پول تغییر نخواهد کرد.
ریکاردو اصرار داشت بر این که در اثر افت باروری کشاورزی، مزد کارگران که بخش عمده آن صرف خرید کالاهای کشاورزی می‌شود، افزایش خواهد یافت (افت باروری کشاورزی به دلیل گستراندن دامنه کشت به زمین‌های کم‌حاصل‌تر خواهد بود)."
0,node_L0_66,node_L1_13,"[""اما به باور ریکاردو وقتی باروری کم شود، تأثیر آن فقط تغییر در ارزش پول نخواهد بود.""]",اما به باور ریکاردو وقتی باروری کم شود، تأثیر آن فقط تغییر در ارزش پول نخواهد بود.
0,node_L0_67,node_L1_13,"[""او بر این نظر بود که در این وضع تغییری در توزیع محصول جامعه به زیان سرمایه‌داران و به نفع زمین‌داران پدید خواهد آمد.""]",او بر این نظر بود که در این وضع تغییری در توزیع محصول جامعه به زیان سرمایه‌داران و به نفع زمین‌داران پدید خواهد آمد.
0,node_L0_68,node_L1_13,"[""برای نشان دادن این وضع ریکاردو ناگزیر به استفاده از نظریه ارزش کار بود.\r \r از دیدگاه ریکاردو توزیع درآمد میان سه طبقه اصلی اجتماعی (زمین‌داران، کارگران و سرمایه‌داران) نقش مهمی بر چگونگی شکل‌گیری قیمت‌ها دارد.""]","برای نشان دادن این وضع ریکاردو ناگزیر به استفاده از نظریه ارزش کار بود.
از دیدگاه ریکاردو توزیع درآمد میان سه طبقه اصلی اجتماعی (زمین‌داران، کارگران و سرمایه‌داران) نقش مهمی بر چگونگی شکل‌گیری قیمت‌ها دارد."
0,node_L0_69,node_L1_13,"[""اجاره زمین نشانگر تفاوت میزان باروری زمین‌های مختلف است و نقشی در تعیین قیمت ندارد.""]",اجاره زمین نشانگر تفاوت میزان باروری زمین‌های مختلف است و نقشی در تعیین قیمت ندارد.
0,node_L0_70,node_L1_13,"[""ریکاردو همچون مالتوس بر این نظر بود که مزدها در سطحی می‌ماند که کارگران در حد حداقل معاش خود و خانواده‌شان درآمدی به دست آورند.""]",ریکاردو همچون مالتوس بر این نظر بود که مزدها در سطحی می‌ماند که کارگران در حد حداقل معاش خود و خانواده‌شان درآمدی به دست آورند.
0,node_L0_71,node_L1_13,"[""از سوی دیگر، سود که همان درآمد سرمایه است، پس از کسر اجاره زمین‌دار و مزد کارگران از تولید به دست می‌آید.\r \r برای توضیح نظریه اجاره (رانت)، ریکاردو سه قطعه زمین A، B و C را در نظر می‌گیرد.""]","از سوی دیگر، سود که همان درآمد سرمایه است، پس از کسر اجاره زمین‌دار و مزد کارگران از تولید به دست می‌آید.
برای توضیح نظریه اجاره (رانت)، ریکاردو سه قطعه زمین A، B و C را در نظر می‌گیرد."
0,node_L0_72,node_L1_14,"[""به فرض برای تولید ۱۰۰ پیمانه گندم روی زمین A احتیاج به دو کارگر باشد که با وسایل مرسوم برای یک سال کار کنند.""]",به فرض برای تولید ۱۰۰ پیمانه گندم روی زمین A احتیاج به دو کارگر باشد که با وسایل مرسوم برای یک سال کار کنند.
0,node_L0_73,node_L1_14,"[""برای تولید همین مقدار گندم روی زمین B نیاز به سه کارگر باشد که آنان نیز با همان نوع وسایل برای یک سال کار کنند.""]",برای تولید همین مقدار گندم روی زمین B نیاز به سه کارگر باشد که آنان نیز با همان نوع وسایل برای یک سال کار کنند.
0,node_L0_74,node_L1_14,"[""به همین ترتیب برای زمین C برای مثال نیاز به ۴ کارگر باشد.""]",به همین ترتیب برای زمین C برای مثال نیاز به ۴ کارگر باشد.
0,node_L0_75,node_L1_15,"[""فرض کنید هر کارگری برای تأمین معاش باید آن‌قدر مزد بگیرد که بتواند با آن سالیانه ۲۰ پیمانه گندم بخرد.""]",فرض کنید هر کارگری برای تأمین معاش باید آن‌قدر مزد بگیرد که بتواند با آن سالیانه ۲۰ پیمانه گندم بخرد.
0,node_L0_76,node_L1_15,"[""اگر فقط زمین قطعه A زیر کشت برده شود، هر کارگری معادل قیمت ۲۰ پیمانه گندم مزد پولی خواهد گرفت.""]",اگر فقط زمین قطعه A زیر کشت برده شود، هر کارگری معادل قیمت ۲۰ پیمانه گندم مزد پولی خواهد گرفت.
0,node_L0_77,node_L1_15,"[""جمع آن برای زمین A مقدار ۴۰ پیمانه گندم خواهد بود.""]",جمع آن برای زمین A مقدار ۴۰ پیمانه گندم خواهد بود.
0,node_L0_78,node_L1_15,"[""بقیه که ۶۰ پیمانه خواهد بود به عنوان سود برای سرمایه‌دار باقی می‌ماند.""]",بقیه که ۶۰ پیمانه خواهد بود به عنوان سود برای سرمایه‌دار باقی می‌ماند.
0,node_L0_79,node_L1_16,"[""در این وضع تنها زمین پربارترین زمین‌ها زیر کشت رفته است.\r \r اگر در اثر افزایش جمعیت تقاضا برای مواد غذایی فزون بر آن باشد که می‌توان در زمین A کشت کرد، آن وقت زمین کم‌بارتر B را نیز باید زیر کشت برد.""]","در این وضع تنها زمین پربارترین زمین‌ها زیر کشت رفته است.
اگر در اثر افزایش جمعیت تقاضا برای مواد غذایی فزون بر آن باشد که می‌توان در زمین A کشت کرد، آن وقت زمین کم‌بارتر B را نیز باید زیر کشت برد."
0,node_L0_80,node_L1_16,"[""روی زمین B مزد سه کارگر معادل ۶۰ پیمانه گندم خواهد شد که پس از کسر آن از کل تولید، فقط ۴۰ پیمانه گندم حاصل سرمایه‌دار می‌شود.""]",روی زمین B مزد سه کارگر معادل ۶۰ پیمانه گندم خواهد شد که پس از کسر آن از کل تولید، فقط ۴۰ پیمانه گندم حاصل سرمایه‌دار می‌شود.
0,node_L0_81,node_L1_16,"[""بی‌تردید همه سرمایه‌داران خواهند خواست که زمینی به کیفیت زمین A برای کشت در اختیار داشته باشند که ۶۰ پیمانه گندم سود می‌دهد، تا آن که روی زمین B کشت کنند که فقط ۴۰ پیمانه سود برای سرمایه‌دار باقی می‌گذارد.""]",بی‌تردید همه سرمایه‌داران خواهند خواست که زمینی به کیفیت زمین A برای کشت در اختیار داشته باشند که ۶۰ پیمانه گندم سود می‌دهد، تا آن که روی زمین B کشت کنند که فقط ۴۰ پیمانه سود برای سرمایه‌دار باقی می‌گذارد.
0,node_L0_82,node_L1_16,"[""این وضع سبب می‌شود که سرمایه‌داران با همدیگر رقابت کنند و برای اجاره زمین A به مالک آن مقدار بیشتری بدهند تا آن را به دست آورند.""]",این وضع سبب می‌شود که سرمایه‌داران با همدیگر رقابت کنند و برای اجاره زمین A به مالک آن مقدار بیشتری بدهند تا آن را به دست آورند.
0,node_L0_83,node_L1_16,"[""این رقابت برای گرفتن زمین A تا آنجا ادامه می‌یابد که برای سرمایه‌داران کشت در زمین A سود بیشتری از زمین B داشته باشد، یعنی تا آنجا که اجاره زمین A به ۲۰ پیمانه گندم برسد.""]",این رقابت برای گرفتن زمین A تا آنجا ادامه می‌یابد که برای سرمایه‌داران کشت در زمین A سود بیشتری از زمین B داشته باشد، یعنی تا آنجا که اجاره زمین A به ۲۰ پیمانه گندم برسد.
0,node_L0_84,node_L1_16,"[""در این وضع برای سرمایه‌داری که روی یک هکتار زمین A و آن که روی یک هکتار زمین B کشت کرده است، برای هر دو ۴۰ پیمانه گندم سود خواهد ماند.\r \r این وضع ادامه می‌یابد تا آنجا که زمین C زیر کشت برده شود.""]","در این وضع برای سرمایه‌داری که روی یک هکتار زمین A و آن که روی یک هکتار زمین B کشت کرده است، برای هر دو ۴۰ پیمانه گندم سود خواهد ماند.
این وضع ادامه می‌یابد تا آنجا که زمین C زیر کشت برده شود."
0,node_L0_85,node_L1_16,"[""آن وقت مزد پرداختی برای کشت هر هکتار ۸۰ پیمانه گندم خواهد بود و تنها ۲۰ پیمانه گندم سود برای سرمایه‌دار به ازای هر هکتار خواهد ماند.""]",آن وقت مزد پرداختی برای کشت هر هکتار ۸۰ پیمانه گندم خواهد بود و تنها ۲۰ پیمانه گندم سود برای سرمایه‌دار به ازای هر هکتار خواهد ماند.
0,node_L0_86,node_L1_17,"[""دوباره رقابت میان سرمایه‌داران برای اجاره زمین‌های A و B شروع خواهد شد.""]",دوباره رقابت میان سرمایه‌داران برای اجاره زمین‌های A و B شروع خواهد شد.
0,node_L0_87,node_L1_17,"[""در این وضع اجاره زمین A به ۴۰ پیمانه گندم و اجاره زمین B به ۲۰ پیمانه گندم خواهد رسید.""]",در این وضع اجاره زمین A به ۴۰ پیمانه گندم و اجاره زمین B به ۲۰ پیمانه گندم خواهد رسید.
0,node_L0_88,node_L1_17,"[""مالک زمین C اجاره‌ای نخواهد گرفت.\r \r کارگران در هر حال همان مزد ۲۰ پیمانه گندم را به ازای هر سال کار خواهند گرفت، اما سود سرمایه‌داران از ۶۰ پیمانه گندم برای هر هکتار زمین (وقتی فقط روی زمین A کشت می‌کردند) به ۲۰ پیمانه وقتی دامنه کشت به زمین C برسد، تقلیل خواهد یافت.""]","مالک زمین C اجاره‌ای نخواهد گرفت.
کارگران در هر حال همان مزد ۲۰ پیمانه گندم را به ازای هر سال کار خواهند گرفت، اما سود سرمایه‌داران از ۶۰ پیمانه گندم برای هر هکتار زمین (وقتی فقط روی زمین A کشت می‌کردند) به ۲۰ پیمانه وقتی دامنه کشت به زمین C برسد، تقلیل خواهد یافت."
0,node_L0_89,node_L1_17,"[""این لب کلام نظریه رانت ریکاردو است و مثالی که او به کار می‌برد تا نشان دهد با آوردن زمین کم‌بارتر، اجاره‌ها افزون و سودها کم می‌شود.\r \r ریکاردو برای مقابله با نظر مالتوس مبنی بر این که قیمت‌ها همه با هم افزایش می‌یابند، نظریه ارزش کار را پیش می‌کشد.""]","این لب کلام نظریه رانت ریکاردو است و مثالی که او به کار می‌برد تا نشان دهد با آوردن زمین کم‌بارتر، اجاره‌ها افزون و سودها کم می‌شود.
ریکاردو برای مقابله با نظر مالتوس مبنی بر این که قیمت‌ها همه با هم افزایش می‌یابند، نظریه ارزش کار را پیش می‌کشد."
0,node_L0_90,node_L1_17,"[""استدلال ریکاردو این است که نه زمین و منابع طبیعی ایجاد ارزش می‌کند و نه سرمایه.""]",استدلال ریکاردو این است که نه زمین و منابع طبیعی ایجاد ارزش می‌کند و نه سرمایه.
0,node_L0_91,node_L1_17,"[""تنها کار است که ارزش پدید می‌آورد.""]",تنها کار است که ارزش پدید می‌آورد.
0,node_L0_92,node_L1_18,"[""به این ترتیب با اضافه شدن نیاز به زمین بیشتر برای کشت محصول، مقدار بیشتری نیروی کار به ازای هر هکتار زمین لازم خواهد بود تا ۱۰۰ پیمانه گندم تولید شود، اما برای تولید بیشتر محصولات صنعتی به ازای هر واحد از محصول نیازی به نیروی کار بیشتر نخواهد بود.""]",به این ترتیب با اضافه شدن نیاز به زمین بیشتر برای کشت محصول، مقدار بیشتری نیروی کار به ازای هر هکتار زمین لازم خواهد بود تا ۱۰۰ پیمانه گندم تولید شود، اما برای تولید بیشتر محصولات صنعتی به ازای هر واحد از محصول نیازی به نیروی کار بیشتر نخواهد بود.
0,node_L0_93,node_L1_18,"[""لذا ارزش محصولات کشاورزی افزایش خواهد یافت اما ارزش کالاهای صنعتی تغییر نخواهد کرد.""]",لذا ارزش محصولات کشاورزی افزایش خواهد یافت اما ارزش کالاهای صنعتی تغییر نخواهد کرد.
0,node_L0_94,node_L1_18,"[""در بخش کشاورزی مزدهای رو به افزایش (که برای خرید ۲۰ پیمانه گندم برای تأمین معاش کارگران لازم است) و اجاره‌های فزاینده، سودها را کاهش خواهد داد.""]",در بخش کشاورزی مزدهای رو به افزایش (که برای خرید ۲۰ پیمانه گندم برای تأمین معاش کارگران لازم است) و اجاره‌های فزاینده، سودها را کاهش خواهد داد.
0,node_L0_95,node_L1_18,"[""در بخش صنعت نیز با وجود قیمت ثابت برای کالاهای صنعتی و مزدهای رو به افزایش، میزان سود کاهش خواهد یافت.\r \r اما ریکاردو و نظریه ارزش کار او با این ایراد از جانب مخالفان مواجه شد (و این ایرادات در حال حاضر نیز نسبت به این نظریه ابراز می‌شود) که باروری سرمایه به‌وجودآورنده سود است و باروری زمین موجب اجاره می‌شود.""]","در بخش صنعت نیز با وجود قیمت ثابت برای کالاهای صنعتی و مزدهای رو به افزایش، میزان سود کاهش خواهد یافت.
اما ریکاردو و نظریه ارزش کار او با این ایراد از جانب مخالفان مواجه شد (و این ایرادات در حال حاضر نیز نسبت به این نظریه ابراز می‌شود) که باروری سرمایه به‌وجودآورنده سود است و باروری زمین موجب اجاره می‌شود."
0,node_L0_96,node_L1_19,"[""مسلماً ریکاردو بر این نکته آگاهی داشت که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود.""]",مسلماً ریکاردو بر این نکته آگاهی داشت که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود.
0,node_L0_97,node_L1_19,"[""بخش عمده‌ای از تحلیل‌های ریکاردو در باب اجاره بود اما به نظر او اجاره یکی از اشکال انگاره اجتماعی برای توزیع محصول کار کارگر است وگرنه امر تولید صرفاً یک فعالیت انسانی است.""]",بخش عمده‌ای از تحلیل‌های ریکاردو در باب اجاره بود اما به نظر او اجاره یکی از اشکال انگاره اجتماعی برای توزیع محصول کار کارگر است وگرنه امر تولید صرفاً یک فعالیت انسانی است.
0,node_L0_98,node_L1_19,"[""از نظر هزینه انسانی تولید، ریکاردو بر حق بود در اظهار این که منابع طبیعی کارشان را به رایگان می‌کنند.""]",از نظر هزینه انسانی تولید، ریکاردو بر حق بود در اظهار این که منابع طبیعی کارشان را به رایگان می‌کنند.
0,node_L0_99,node_L1_19,"[""او این گفته را با تأیید کامل از آدام اسمیت نقل می‌کند که: «بهای واقعی هر چیزی...""]",او این گفته را با تأیید کامل از آدام اسمیت نقل می‌کند که: «بهای واقعی هر چیزی...
0,node_L0_100,node_L1_20,"[""رنج و زحمت تهیه آن است.""]",رنج و زحمت تهیه آن است.
0,node_L0_101,node_L1_21,"[""کار نخستین بهایی است (اولین پرداختی است) که برای تهیه هر چیزی صرف می‌شود.»\r \r لذا، منابع طبیعی آن چیزهایی هستند که توسط نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند.""]","کار نخستین بهایی است (اولین پرداختی است) که برای تهیه هر چیزی صرف می‌شود.»
لذا، منابع طبیعی آن چیزهایی هستند که توسط نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند."
0,node_L0_102,node_L1_22,"[""اما این منابع رایگان‌اند و هزینه اجتماعی تولید نیستند.""]",اما این منابع رایگان‌اند و هزینه اجتماعی تولید نیستند.
0,node_L0_103,node_L1_23,"[""سرمایه هم چیزی جز مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار نیست که تغییر حالت منابع طبیعی در آن‌ها به صورت کامل و قابل استفاده برای مصرف نهایی انجام نشده است.""]",سرمایه هم چیزی جز مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار نیست که تغییر حالت منابع طبیعی در آن‌ها به صورت کامل و قابل استفاده برای مصرف نهایی انجام نشده است.
0,node_L0_104,node_L1_24,"[""یک دستگاه بافندگی را در نظر بگیریم؛ این دستگاه با کار کارگر درست شده تا برای تولید پارچه به کار آید.""]",یک دستگاه بافندگی را در نظر بگیریم؛ این دستگاه با کار کارگر درست شده تا برای تولید پارچه به کار آید.
0,node_L0_105,node_L1_24,"[""به این حساب یک دستگاه بافندگی دربردارنده مقداری نیروی کار است که نهایتاً در تولید پارچه به آن محصول منتقل خواهد شد.""]",به این حساب یک دستگاه بافندگی دربردارنده مقداری نیروی کار است که نهایتاً در تولید پارچه به آن محصول منتقل خواهد شد.
0,node_L0_106,node_L1_24,"[""از این دیدگاه یک دستگاه بافندگی چیزی جز مقداری پارچه نیمه‌ساخته نیست.""]",از این دیدگاه یک دستگاه بافندگی چیزی جز مقداری پارچه نیمه‌ساخته نیست.
0,node_L0_107,node_L1_24,"[""تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است.""]",تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است.
0,node_L0_108,node_L1_25,"[""ریکاردو به جای این که همچون اقتصاددانان کلاسیک جدید بگوید که بافنده و دستگاه بافندگی هر دو در امر تولید پارچه شرکت می‌کنند، می‌گوید بافنده و کارگری که دستگاه بافندگی را ساخته در تولید پارچه شرکت دارند.""]",ریکاردو به جای این که همچون اقتصاددانان کلاسیک جدید بگوید که بافنده و دستگاه بافندگی هر دو در امر تولید پارچه شرکت می‌کنند، می‌گوید بافنده و کارگری که دستگاه بافندگی را ساخته در تولید پارچه شرکت دارند.
0,node_L0_109,node_L1_25,"[""بگذاریم ریکاردو به زبان خودش بگوید:\r \r «در محاسبه ارزش مبادله یک جفت جوراب به فرض می‌بینیم که ارزش آن در بازار نسبت به دیگر کالاها به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد.""]","بگذاریم ریکاردو به زبان خودش بگوید:
«در محاسبه ارزش مبادله یک جفت جوراب به فرض می‌بینیم که ارزش آن در بازار نسبت به دیگر کالاها به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد."
0,node_L0_110,node_L1_26,"[""اول از همه کاری است که برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید.""]",اول از همه کاری است که برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید.
0,node_L0_111,node_L1_26,"[""سپس کاری بوده که انجام شده تا پنبه را به کشوری که در آن جوراب بافته شده برسانند.""]",سپس کاری بوده که انجام شده تا پنبه را به کشوری که در آن جوراب بافته شده برسانند.
0,node_L0_112,node_L1_26,"[""بخشی از این کار برای ساختن کشتی حامل پنبه صرف شده است که به ازای آن هزینه حمل و نقل پرداخت شده است.""]",بخشی از این کار برای ساختن کشتی حامل پنبه صرف شده است که به ازای آن هزینه حمل و نقل پرداخت شده است.
0,node_L0_113,node_L1_26,"[""بعد از آن کار ریسنده و بافنده بوده است و غیر از آن، بخشی از کار مهندس، آهنگر و نجاری است که ساختمان و ماشین‌آلات کارخانه جوراب‌بافی را برپا کرده است.""]",بعد از آن کار ریسنده و بافنده بوده است و غیر از آن، بخشی از کار مهندس، آهنگر و نجاری است که ساختمان و ماشین‌آلات کارخانه جوراب‌بافی را برپا کرده است.
0,node_L0_114,node_L1_27,"[""علاوه بر این‌ها کار خرده‌فروش است.""]",علاوه بر این‌ها کار خرده‌فروش است.
0,node_L0_115,node_L1_27,"[""در مقابل کار زیادی است که صرف تولید کالاهایی شده که با جوراب معاوضه می‌شوند.""]",در مقابل کار زیادی است که صرف تولید کالاهایی شده که با جوراب معاوضه می‌شوند.
0,node_L0_116,node_L1_27,"[""همین ملاحظات در مورد محاسبه مقدار کار مصرف شده برای تولید آن مقدار از کالاهایی است که با جوراب معاوضه می‌شوند.»\r \r در توجه به این که سهم ماشین‌آلات در تعیین ارزش کالای ساخته شده، صرفاً همان مقدار کاری است که در گذشته برای تولید ماشین مصرف شده، ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است و این همان گام نخستین برای تدوین نظریه ارزش کار است.""]","همین ملاحظات در مورد محاسبه مقدار کار مصرف شده برای تولید آن مقدار از کالاهایی است که با جوراب معاوضه می‌شوند.»
در توجه به این که سهم ماشین‌آلات در تعیین ارزش کالای ساخته شده، صرفاً همان مقدار کاری است که در گذشته برای تولید ماشین مصرف شده، ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است و این همان گام نخستین برای تدوین نظریه ارزش کار است."
0,node_L0_117,node_L1_28,"[""اما ریکاردو برداشتی غیرتاریخی نسبت به سرمایه‌داری دارد و روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند.""]",اما ریکاردو برداشتی غیرتاریخی نسبت به سرمایه‌داری دارد و روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند.
0,node_L0_118,node_L1_28,"[""به این ترتیب او تمامی تاریخ گذشته را به صورت تحولی در جهت تکامل نهادهای سرمایه‌داری می‌بیند.""]",به این ترتیب او تمامی تاریخ گذشته را به صورت تحولی در جهت تکامل نهادهای سرمایه‌داری می‌بیند.
0,node_L0_119,node_L1_29,"[""در نتیجه او دچار این اشتباه می‌شود و باور دارد که سرمایه همیشه و همه‌جا همان ابزار، ماشین‌آلات و دیگر وسایل تولید است.\r \r ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود و شامل غذا، لباس، ابزار، مواد اولیه، ماشین‌آلات و غیره است که کار کارگر را مؤثر می‌سازد.""]","در نتیجه او دچار این اشتباه می‌شود و باور دارد که سرمایه همیشه و همه‌جا همان ابزار، ماشین‌آلات و دیگر وسایل تولید است.
ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود و شامل غذا، لباس، ابزار، مواد اولیه، ماشین‌آلات و غیره است که کار کارگر را مؤثر می‌سازد."
0,node_L0_120,node_L1_29,"[""لذا او می‌افزاید که حتی در آن مرحله اولیه که اسمیت به آن اشاره دارد، مقداری سرمایه مصرف می‌شده است تا انسان شکارگر بتواند حیوانات وحشی را از پای درآورد، هرچند این وسایل کار را خود انسان شکارگر تهیه می‌کرده است.""]",لذا او می‌افزاید که حتی در آن مرحله اولیه که اسمیت به آن اشاره دارد، مقداری سرمایه مصرف می‌شده است تا انسان شکارگر بتواند حیوانات وحشی را از پای درآورد، هرچند این وسایل کار را خود انسان شکارگر تهیه می‌کرده است.
0,node_L0_121,node_L1_29,"[""ریکاردو بر این نظر است که حتی اگر کارگران خود سرمایه‌شان را بسازند و مالک باشند، تغییری در نظام قیمت‌ها به وجود نخواهد آمد تا آن‌که تمامی ابزار لازم برای تولید به یک طبقه تعلق داشته باشد و نیروی کار به وسیله طبقه دیگری از مردم تأمین شود.\r \r برای رسیدن به این نتیجه‌گیری، ریکاردو استدلال می‌کند که وقتی کارگران خود مالک سرمایه باشند، بخشی از درآمدشان سود سرمایه است و بخشی دیگر مزد کار.""]","ریکاردو بر این نظر است که حتی اگر کارگران خود سرمایه‌شان را بسازند و مالک باشند، تغییری در نظام قیمت‌ها به وجود نخواهد آمد تا آن‌که تمامی ابزار لازم برای تولید به یک طبقه تعلق داشته باشد و نیروی کار به وسیله طبقه دیگری از مردم تأمین شود.
برای رسیدن به این نتیجه‌گیری، ریکاردو استدلال می‌کند که وقتی کارگران خود مالک سرمایه باشند، بخشی از درآمدشان سود سرمایه است و بخشی دیگر مزد کار."
0,node_L0_122,node_L1_29,"[""نظام قیمت‌ها در این وضع هم به همان صورت کار می‌کند که اگر کارگر مالک سرمایه نباشد، منتها در این وضع هر فردی در عین حال هم کارگر است و هم سرمایه‌دار.""]",نظام قیمت‌ها در این وضع هم به همان صورت کار می‌کند که اگر کارگر مالک سرمایه نباشد، منتها در این وضع هر فردی در عین حال هم کارگر است و هم سرمایه‌دار.
0,node_L0_123,node_L1_29,"[""ریکاردو این‌جا دچار این اشتباه می‌شود که توجه ندارد ابزار همیشه در راه تولید به کار بسته می‌شده است.""]",ریکاردو این‌جا دچار این اشتباه می‌شود که توجه ندارد ابزار همیشه در راه تولید به کار بسته می‌شده است.
0,node_L0_124,node_L1_30,"[""اما تا پیش آمدن وضعی که در آن طبقه‌ای مالک انحصاری عوامل تولید باشد و طبقه دیگری پدید آید که هیچ وسیله تولیدی نداشته باشد مگر نیروی کارش که برای فروش عرضه کند، هیچ‌کس به صرف مالکیت بر ابزار سودی به دست نمی‌آورد و حتی کسی تصور این را نمی‌کرد که به صرف مالکیت بر سرمایه سودی به دست آورد.""]",اما تا پیش آمدن وضعی که در آن طبقه‌ای مالک انحصاری عوامل تولید باشد و طبقه دیگری پدید آید که هیچ وسیله تولیدی نداشته باشد مگر نیروی کارش که برای فروش عرضه کند، هیچ‌کس به صرف مالکیت بر ابزار سودی به دست نمی‌آورد و حتی کسی تصور این را نمی‌کرد که به صرف مالکیت بر سرمایه سودی به دست آورد.
1 level segment_id parent_segment_id original_sentences semantic_unit
2 0 node_L0_0 node_L1_1 ["اقتصاد کلاسیک\r \r در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است."] اقتصاد کلاسیک در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است.
3 0 node_L0_1 node_L1_1 ["اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت."] اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت.
4 0 node_L0_2 node_L1_1 ["مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت."] مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت.
5 0 node_L0_3 node_L1_1 ["در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم.\r \r آدام اسمیت\r آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد."] در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم. آدام اسمیت آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد.
6 0 node_L0_4 node_L1_1 ["در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد."] در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد.
7 0 node_L0_5 node_L1_1 ["در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند."] در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند.
8 0 node_L0_6 node_L1_1 ["ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد.\r \r به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است."] ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد. به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است.
9 0 node_L0_7 node_L1_2 ["این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت."] این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت.
10 0 node_L0_8 node_L1_2 ["دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم."] دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم.
11 0 node_L0_9 node_L1_2 ["فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد."] فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد.
12 0 node_L0_10 node_L1_2 ["دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی»."] دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی».
13 0 node_L0_11 node_L1_2 ["اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند.\r \r بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است."] اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند. بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است.
14 0 node_L0_12 node_L1_2 ["در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی."] در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی.
15 0 node_L0_13 node_L1_2 ["در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد.\r \r اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود."] در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد. اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود.
16 0 node_L0_14 node_L1_2 ["آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد."] آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد.
17 0 node_L0_15 node_L1_2 ["اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند."] اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند.
18 0 node_L0_16 node_L1_2 ["این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت."] این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت.
19 0 node_L0_17 node_L1_2 ["این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد."] این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد.
20 0 node_L0_18 node_L1_2 ["لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد."] لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد.
21 0 node_L0_19 node_L1_2 ["در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست."] در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست.
22 0 node_L0_20 node_L1_2 ["وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است."] وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است.
23 0 node_L0_21 node_L1_2 ["با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود."] با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود.
24 0 node_L0_22 node_L1_3 ["همان‌طور نیز با رشد این مالکیت‌ها، نیروهای اصلی که پدیدآورنده برتری‌جویی هستند رشد می‌کنند.\r \r اسمیت سپس به بررسی شرایط یا عواملی می‌پردازد که سبب می‌شود برخی از مردم بر دیگر هم‌نوعانشان برتری یابند."] همان‌طور نیز با رشد این مالکیت‌ها، نیروهای اصلی که پدیدآورنده برتری‌جویی هستند رشد می‌کنند. اسمیت سپس به بررسی شرایط یا عواملی می‌پردازد که سبب می‌شود برخی از مردم بر دیگر هم‌نوعانشان برتری یابند.
25 0 node_L0_23 node_L1_3 ["او به تحلیل برخی شرایطی پرداخت که به برقراری برتری‌جویی نهادینه‌شده و قهرآمیز برخی بر جمعی دیگر می‌انجامد."] او به تحلیل برخی شرایطی پرداخت که به برقراری برتری‌جویی نهادینه‌شده و قهرآمیز برخی بر جمعی دیگر می‌انجامد.
26 0 node_L0_24 node_L1_4 ["او به این پاسخ مهم دست یافت که حکومت مدنی تا آنجا که برای امنیت مالکیت برقرار شده است، در واقعیت برای دفاع از غنی در مقابل فقیر است، یا به عبارتی دیگر حمایت از آنان که مالک‌اند در مقابل آنان که هیچ ندارند.\r \r آن وقتی که جمعی کوچک توانست نیروهای تولیدی را صاحب شود و به مثابه طبقه‌ای قدرت را به دست گیرد، با اعمال حق مالکیت، کارگران از کار بازداشته شدند، مگر آن که سهمی از حاصل کارشان را به صاحبان نیروهای تولیدی بدهند."] او به این پاسخ مهم دست یافت که حکومت مدنی تا آنجا که برای امنیت مالکیت برقرار شده است، در واقعیت برای دفاع از غنی در مقابل فقیر است، یا به عبارتی دیگر حمایت از آنان که مالک‌اند در مقابل آنان که هیچ ندارند. آن وقتی که جمعی کوچک توانست نیروهای تولیدی را صاحب شود و به مثابه طبقه‌ای قدرت را به دست گیرد، با اعمال حق مالکیت، کارگران از کار بازداشته شدند، مگر آن که سهمی از حاصل کارشان را به صاحبان نیروهای تولیدی بدهند.
27 0 node_L0_25 node_L1_4 ["به قول اسمیت: «به محضی که دارایی‌ها در دست عده‌ای خاص انباشت شد، طبیعتاً برخی از آنان دارایی‌شان را برای استخدام افراد زحمتکش به کار گرفتند تا از فروش محصول کار آنان یا از آنچه کار آنان به ارزش مواد اولیه‌ای می‌افزاید سود ببرند."] به قول اسمیت: «به محضی که دارایی‌ها در دست عده‌ای خاص انباشت شد، طبیعتاً برخی از آنان دارایی‌شان را برای استخدام افراد زحمتکش به کار گرفتند تا از فروش محصول کار آنان یا از آنچه کار آنان به ارزش مواد اولیه‌ای می‌افزاید سود ببرند.
28 0 node_L0_26 node_L1_4 ["لذا ارزشی که کارگران به مواد اولیه می‌افزایند به دو بخش تقسیم می‌شود: آن‌که برای مزد پرداخت می‌شود و آن‌که سود کارفرما می‌شود.»\r \r هرچند اسمیت نظریه منسجمی را تحت عنوان نظریه ارزش کار مطرح نکرد، اما نکات مهمی را پیش کشید که اساس نظریه پیشرفته ارزش کار دیوید ریکاردو و کارل مارکس را تشکیل داد."] لذا ارزشی که کارگران به مواد اولیه می‌افزایند به دو بخش تقسیم می‌شود: آن‌که برای مزد پرداخت می‌شود و آن‌که سود کارفرما می‌شود.» هرچند اسمیت نظریه منسجمی را تحت عنوان نظریه ارزش کار مطرح نکرد، اما نکات مهمی را پیش کشید که اساس نظریه پیشرفته ارزش کار دیوید ریکاردو و کارل مارکس را تشکیل داد.
29 0 node_L0_27 node_L1_4 ["اسمیت اعلام کرد که لازمه این که کالایی ارزش داشته باشد این است که آن کالا محصول کار انسان باشد."] اسمیت اعلام کرد که لازمه این که کالایی ارزش داشته باشد این است که آن کالا محصول کار انسان باشد.
30 0 node_L0_28 node_L1_4 ["اما نظریه ارزش کار از این فراتر می‌رود و ارزش مبادله‌ای کالا را بر اساس مقدار کاری که در کالا نهفته است تعیین می‌کند."] اما نظریه ارزش کار از این فراتر می‌رود و ارزش مبادله‌ای کالا را بر اساس مقدار کاری که در کالا نهفته است تعیین می‌کند.
31 0 node_L0_29 node_L1_4 ["یعنی این که مقدار کاری که در زمان‌های مختلف به صورت غیرمستقیم در تولید کالا به کار رفته است (کاری که برای تولید وسایل تولیدی مصرف شده، کاری که مستقیماً برای تولید کالا صرف شده و کاری که با وسایل تولید می‌شود تا کالا تولید شود) مجموعاً تعیین‌کننده ارزش مبادله‌ای کالا هستند.\r \r اما اسمیت بر این نظر بود که نیروی کار تنها در جوامع ماقبل سرمایه‌داری می‌تواند تعیین‌کننده ارزش مبادله‌ای باشد؛ آن وقتی است که نه سرمایه‌ای در کار است و نه زمین‌داری."] یعنی این که مقدار کاری که در زمان‌های مختلف به صورت غیرمستقیم در تولید کالا به کار رفته است (کاری که برای تولید وسایل تولیدی مصرف شده، کاری که مستقیماً برای تولید کالا صرف شده و کاری که با وسایل تولید می‌شود تا کالا تولید شود) مجموعاً تعیین‌کننده ارزش مبادله‌ای کالا هستند. اما اسمیت بر این نظر بود که نیروی کار تنها در جوامع ماقبل سرمایه‌داری می‌تواند تعیین‌کننده ارزش مبادله‌ای باشد؛ آن وقتی است که نه سرمایه‌ای در کار است و نه زمین‌داری.
32 0 node_L0_30 node_L1_4 ["به بیان اسمیت: «به نظر می‌رسد که در مراحل اولیه و مقدماتی تحول جوامع، پیش از آن که دارایی‌ها انباشت شوند و زمین‌ها را تصاحب کنند، نسبت کار ضروری برای تهیه اشیای مختلف تنها ملاک برای ارزیابی مبادله میان آن‌ها باشد."] به بیان اسمیت: «به نظر می‌رسد که در مراحل اولیه و مقدماتی تحول جوامع، پیش از آن که دارایی‌ها انباشت شوند و زمین‌ها را تصاحب کنند، نسبت کار ضروری برای تهیه اشیای مختلف تنها ملاک برای ارزیابی مبادله میان آن‌ها باشد.
33 0 node_L0_31 node_L1_4 ["اگر فرض کنیم در جامعه‌ای شکارگر مقدار کاری که برای کشتن یک سگ آبی لازم است دو برابر مقدار کاری باشد که برای کشتن یک آهو صرف می‌شود، آن وقت طبیعتاً یک سگ آبی باید با دو آهو مبادله شود."] اگر فرض کنیم در جامعه‌ای شکارگر مقدار کاری که برای کشتن یک سگ آبی لازم است دو برابر مقدار کاری باشد که برای کشتن یک آهو صرف می‌شود، آن وقت طبیعتاً یک سگ آبی باید با دو آهو مبادله شود.
34 0 node_L0_32 node_L1_4 ["این طبیعی است که آن چه حاصل کار دو روز یا دو ساعت کار است ارزشی دو برابر آنچه معمولاً نتیجه یک روز یا یک ساعت کار است داشته باشد."] این طبیعی است که آن چه حاصل کار دو روز یا دو ساعت کار است ارزشی دو برابر آنچه معمولاً نتیجه یک روز یا یک ساعت کار است داشته باشد.
35 0 node_L0_33 node_L1_5 ["در این وضع تمامی محصول کار به کارگر تعلق می‌گیرد و مقدار کاری که عموماً در تهیه یا تولید کالا مصرف می‌شود، تنها ملاک تعیین‌کننده مقدار نیروی کاری است که آن کالا می‌تواند ابتیاع کند یا با آن معاوضه شود.»\r \r اما وقتی که سرمایه‌داران کنترل بر وسایل تولیدی را به دست آوردند و زمین‌داران زمین و منابع طبیعی را به انحصار خود در آوردند، از دیدگاه اسمیت ارزش مبادله کالا یا قیمت با جمع کردن سه عنصر مزد، سود و اجاره تعیین می‌شود."] در این وضع تمامی محصول کار به کارگر تعلق می‌گیرد و مقدار کاری که عموماً در تهیه یا تولید کالا مصرف می‌شود، تنها ملاک تعیین‌کننده مقدار نیروی کاری است که آن کالا می‌تواند ابتیاع کند یا با آن معاوضه شود.» اما وقتی که سرمایه‌داران کنترل بر وسایل تولیدی را به دست آوردند و زمین‌داران زمین و منابع طبیعی را به انحصار خود در آوردند، از دیدگاه اسمیت ارزش مبادله کالا یا قیمت با جمع کردن سه عنصر مزد، سود و اجاره تعیین می‌شود.
36 0 node_L0_34 node_L1_5 ["او استدلال می‌کند که: «به محضی که دارایی‌ها در دست عده‌ای خاص انباشت شد، کارگران بایستی که در اغلب موارد حاصل کارشان را با صاحب دارایی که کارفرمای آن‌ها است تقسیم کنند."] او استدلال می‌کند که: «به محضی که دارایی‌ها در دست عده‌ای خاص انباشت شد، کارگران بایستی که در اغلب موارد حاصل کارشان را با صاحب دارایی که کارفرمای آن‌ها است تقسیم کنند.
37 0 node_L0_35 node_L1_5 ["دیگر مقدار کاری که معمولاً در تهیه یا تولید کالا مصرف می‌شود، تنها ملاک تنظیم مقدار کالایی که با آن می‌شود خرید، در اختیار درآورد یا مبادله کرد نخواهد بود."] دیگر مقدار کاری که معمولاً در تهیه یا تولید کالا مصرف می‌شود، تنها ملاک تنظیم مقدار کالایی که با آن می‌شود خرید، در اختیار درآورد یا مبادله کرد نخواهد بود.
38 0 node_L0_36 node_L1_5 ["بدیهی است مقداری نیز باید برای سود دارایی منظور کرد."] بدیهی است مقداری نیز باید برای سود دارایی منظور کرد.
39 0 node_L0_37 node_L1_6 ["به محضی که اراضی در کشوری تماماً به مالکیت خصوصی درآید، زمین‌داران که همچون دیگر افراد مشتاقند آن چه را نکشته‌اند درو کنند، طلب اجاره می‌کنند."] به محضی که اراضی در کشوری تماماً به مالکیت خصوصی درآید، زمین‌داران که همچون دیگر افراد مشتاقند آن چه را نکشته‌اند درو کنند، طلب اجاره می‌کنند.
40 0 node_L0_38 node_L1_6 ["کارگران بایستی بخشی را از آنچه با کارشان فراهم آورده یا تولید کرده‌اند به زمین‌دار واگذار کنند."] کارگران بایستی بخشی را از آنچه با کارشان فراهم آورده یا تولید کرده‌اند به زمین‌دار واگذار کنند.
41 0 node_L0_39 node_L1_7 ["این بخش یا آنچه معادل آن است، یعنی قیمت آن، اجاره زمین است و سومین عنصر تشکیل‌دهنده قیمت کالایی است که تولید شده است.»\r \r از آن‌جا که سود و اجاره باید به مزد اضافه شود تا قیمت به دست آید، صاحب‌نظر معروفی در تاریخ عقاید اقتصادی، نظریه قیمت اسمیت را «نظریه جمع‌زنی» (یعنی حاصل جمع سه عنصر اصلی قیمت) خوانده است."] این بخش یا آنچه معادل آن است، یعنی قیمت آن، اجاره زمین است و سومین عنصر تشکیل‌دهنده قیمت کالایی است که تولید شده است.» از آن‌جا که سود و اجاره باید به مزد اضافه شود تا قیمت به دست آید، صاحب‌نظر معروفی در تاریخ عقاید اقتصادی، نظریه قیمت اسمیت را «نظریه جمع‌زنی» (یعنی حاصل جمع سه عنصر اصلی قیمت) خوانده است.
42 0 node_L0_40 node_L1_7 ["این نظریه با نظریه ارزش کار که اسمیت معتقد بود در جوامع اولیه و مقدماتی کاربست داشته باشد فرق دارد، چون عنصر سود در قیمت کالا رابطه‌ای الزامی با مقدار کار نهفته در کالا ندارد.\r \r اسمیت می‌دانست که رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند."] این نظریه با نظریه ارزش کار که اسمیت معتقد بود در جوامع اولیه و مقدماتی کاربست داشته باشد فرق دارد، چون عنصر سود در قیمت کالا رابطه‌ای الزامی با مقدار کار نهفته در کالا ندارد. اسمیت می‌دانست که رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند.
43 0 node_L0_41 node_L1_7 ["یعنی این که برای مثال اگر سرمایه‌داری دستگاه بافندگی به ارزش ۱۰۰ پوند داشته باشد و سالی ۴۰ پوند سود به دست آورد، رقابت و تلاش برای کسب حداکثر سود شرایط را به سوی وضعی سوق می‌دهد که ۱۰۰ پوند سرمایه در هر شکلی که باشد، همان ۴۰ پوند در سال را سود بدهد."] یعنی این که برای مثال اگر سرمایه‌داری دستگاه بافندگی به ارزش ۱۰۰ پوند داشته باشد و سالی ۴۰ پوند سود به دست آورد، رقابت و تلاش برای کسب حداکثر سود شرایط را به سوی وضعی سوق می‌دهد که ۱۰۰ پوند سرمایه در هر شکلی که باشد، همان ۴۰ پوند در سال را سود بدهد.
44 0 node_L0_42 node_L1_7 ["به قول اسمیت: «سود دارایی را این طور می‌توان تصور کرد که نام دیگری است برای مزدِ گونه خاصی از کار، یعنی کاری که برای بازرسی و مدیریت صرف می‌شود."] به قول اسمیت: «سود دارایی را این طور می‌توان تصور کرد که نام دیگری است برای مزدِ گونه خاصی از کار، یعنی کاری که برای بازرسی و مدیریت صرف می‌شود.
45 0 node_L0_43 node_L1_7 ["اما این دو گونه کار کاملاً متفاوتند و طبق اصول متفاوتی تنظیم می‌شوند و به لحاظ مقدار دشواری و کاردانی با هم تناسبی ندارند."] اما این دو گونه کار کاملاً متفاوتند و طبق اصول متفاوتی تنظیم می‌شوند و به لحاظ مقدار دشواری و کاردانی با هم تناسبی ندارند.
46 0 node_L0_44 node_L1_8 ["کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.»\r \r از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد."] کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.» از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد.
47 0 node_L0_45 node_L1_8 ["اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم)."] اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم).
48 0 node_L0_46 node_L1_8 ["اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود."] اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود.
49 0 node_L0_47 node_L1_8 ["اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است."] اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است.
50 0 node_L0_48 node_L1_8 ["نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست."] نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست.
51 0 node_L0_49 node_L1_9 ["این کار ماند برای دیوید ریکاردو تا برای نشان دادن رابطه میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن گامی به پیش نهد و نیز برای کارل مارکس تا چهارچوب نظری منسجم و مستدلی برای نظریه ارزش کار ارائه دهد.\r \r دیوید ریکاردو\r دیوید ریکاردو (۱۷۷۲ - ۱۸۲۳) تنها سرمایه‌داری است که در تاریخ سرمایه‌داری توانسته است تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته باشد."] این کار ماند برای دیوید ریکاردو تا برای نشان دادن رابطه میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن گامی به پیش نهد و نیز برای کارل مارکس تا چهارچوب نظری منسجم و مستدلی برای نظریه ارزش کار ارائه دهد. دیوید ریکاردو دیوید ریکاردو (۱۷۷۲ - ۱۸۲۳) تنها سرمایه‌داری است که در تاریخ سرمایه‌داری توانسته است تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته باشد.
52 0 node_L0_50 node_L1_10 ["توجه او به نظریه اقتصادی حاصل درگیری او در زمینه‌های عملی امور بازرگانی بود."] توجه او به نظریه اقتصادی حاصل درگیری او در زمینه‌های عملی امور بازرگانی بود.
53 0 node_L0_51 node_L1_11 ["در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم تعرفه‌های بازرگانی متعددی برای واردات مواد کشاورزی به انگلستان وضع شد تا زارعان انگلیسی از رقابت خارجی مصون باشند و قیمت مواد کشاورزی در انگلستان بالا بماند."] در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم تعرفه‌های بازرگانی متعددی برای واردات مواد کشاورزی به انگلستان وضع شد تا زارعان انگلیسی از رقابت خارجی مصون باشند و قیمت مواد کشاورزی در انگلستان بالا بماند.
54 0 node_L0_52 node_L1_11 ["این مجموعه قوانین گمرکی به قوانین غلات مشهورند.\r \r تا حدود سال ۱۸۱۵ کشاورزی در قاره اروپا از زیر صدمات ناشی از جنگ‌های ناپلئون به درآمده بود و محصولات آن با کارایی بیشتر و قیمت ارزان‌تر از انگلستان تولید می‌شد."] این مجموعه قوانین گمرکی به قوانین غلات مشهورند. تا حدود سال ۱۸۱۵ کشاورزی در قاره اروپا از زیر صدمات ناشی از جنگ‌های ناپلئون به درآمده بود و محصولات آن با کارایی بیشتر و قیمت ارزان‌تر از انگلستان تولید می‌شد.
55 0 node_L0_53 node_L1_11 ["اما قوانین غلات در انگلستان با حمایت از کشاورزی در مقابل رقابت خارجی، قیمت محصولات را بالا نگه داشته بود."] اما قوانین غلات در انگلستان با حمایت از کشاورزی در مقابل رقابت خارجی، قیمت محصولات را بالا نگه داشته بود.
56 0 node_L0_54 node_L1_11 ["ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی به دو دلیل خواهان لغو قوانین غلات بودند:\r \r نخست موضوع تولیدات صنعتی بود که در انگلستان با کارایی بیشتر و قیمت ارزان‌تر از قاره اروپا تولید می‌شد."] ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی به دو دلیل خواهان لغو قوانین غلات بودند: نخست موضوع تولیدات صنعتی بود که در انگلستان با کارایی بیشتر و قیمت ارزان‌تر از قاره اروپا تولید می‌شد.
57 0 node_L0_55 node_L1_11 ["سرمایه‌داران انگلیسی بدون هیچ زحمتی می‌توانستند محصولشان را ارزان‌تر از رقبای اروپایی‌شان به بازار عرضه کنند."] سرمایه‌داران انگلیسی بدون هیچ زحمتی می‌توانستند محصولشان را ارزان‌تر از رقبای اروپایی‌شان به بازار عرضه کنند.
58 0 node_L0_56 node_L1_11 ["اما برای این که اروپاییان بتوانند محصولات صنعتی انگلستان را بخرند، بایستی با فروش محصولاتی به انگلستان پول انگلیسی به دست می‌آوردند."] اما برای این که اروپاییان بتوانند محصولات صنعتی انگلستان را بخرند، بایستی با فروش محصولاتی به انگلستان پول انگلیسی به دست می‌آوردند.
59 0 node_L0_57 node_L1_11 ["طبیعتاً اروپاییان می‌بایستی محصولات کشاورزی به انگلستان صادر می‌کردند چون این محصولات در قاره اروپا ارزان‌تر بود."] طبیعتاً اروپاییان می‌بایستی محصولات کشاورزی به انگلستان صادر می‌کردند چون این محصولات در قاره اروپا ارزان‌تر بود.
60 0 node_L0_58 node_L1_11 ["برای این که این جریان تجاری برقرار شود، تعرفه غلات می‌بایستی لغو می‌شد تا اروپاییان می‌توانستند مواد کشاورزی‌شان را به انگلستان بفروشند و محصولات صنعتی انگلیس را بخرند.\r \r دوم تعرفه‌های حمایتی غلات باعث می‌شد مزدها به سرعت افزایش یابد و به این ترتیب از سودها کاسته شود."] برای این که این جریان تجاری برقرار شود، تعرفه غلات می‌بایستی لغو می‌شد تا اروپاییان می‌توانستند مواد کشاورزی‌شان را به انگلستان بفروشند و محصولات صنعتی انگلیس را بخرند. دوم تعرفه‌های حمایتی غلات باعث می‌شد مزدها به سرعت افزایش یابد و به این ترتیب از سودها کاسته شود.
61 0 node_L0_59 node_L1_12 ["طبقه کارگر انگلیس در این دوره به ندرت می‌توانست زندگی خود را در حدی بالاتر از سطح فقر تأمین کند."] طبقه کارگر انگلیس در این دوره به ندرت می‌توانست زندگی خود را در حدی بالاتر از سطح فقر تأمین کند.
62 0 node_L0_60 node_L1_12 ["از سوی دیگر بزرگترین بخش از مخارج کارگران صرف خرید مواد اولیه یا محصولات کشاورزی می‌شد."] از سوی دیگر بزرگترین بخش از مخارج کارگران صرف خرید مواد اولیه یا محصولات کشاورزی می‌شد.
63 0 node_L0_61 node_L1_12 ["لذا، وقتی که این کالاها بسیار گران‌قیمت بودند چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود تا کارگران بتوانند مواد لازم برای امرار معاش‌شان را به دست آورند."] لذا، وقتی که این کالاها بسیار گران‌قیمت بودند چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود تا کارگران بتوانند مواد لازم برای امرار معاش‌شان را به دست آورند.
64 0 node_L0_62 node_L1_13 ["اگر می‌شد قیمت محصولات کشاورزی را پایین آورد، مزدی را که می‌بایستی سرمایه‌داران بدهند تا کارگرشان امرار معاش کند می‌توانست پایین‌تر باشد و مزدهای پایین سبب افزایش سود سرمایه‌داران می‌شد.\r \r این‌طور به نظر می‌رسد که ریکاردو در بیشتر عمرش علاقه‌مندی نظری به موضوع ارزش نیروی کار نداشت، اما این باور او که قوانین غلات موجب کاهش سودها می‌شود با مخالفت توماس رابرت مالتوس مواجه شد."] اگر می‌شد قیمت محصولات کشاورزی را پایین آورد، مزدی را که می‌بایستی سرمایه‌داران بدهند تا کارگرشان امرار معاش کند می‌توانست پایین‌تر باشد و مزدهای پایین سبب افزایش سود سرمایه‌داران می‌شد. این‌طور به نظر می‌رسد که ریکاردو در بیشتر عمرش علاقه‌مندی نظری به موضوع ارزش نیروی کار نداشت، اما این باور او که قوانین غلات موجب کاهش سودها می‌شود با مخالفت توماس رابرت مالتوس مواجه شد.
65 0 node_L0_63 node_L1_13 ["مباحثه او با مالتوس او را بر آن داشت تا مصراً به تدوین نظریه ارزش کار بپردازد.\r \r مالتوس این استدلال را پیش کشید که حتی اگر قیمت‌های رو به افزایش مواد کشاورزی باعث افزایش مزد پولی کارگران شود، سرمایه‌داران زیان نخواهند کرد، چون آنان این افزایش مزد را به صورت قیمت‌های بالاتر برای کالاهایشان به مصرف‌کنندگان منتقل خواهند کرد."] مباحثه او با مالتوس او را بر آن داشت تا مصراً به تدوین نظریه ارزش کار بپردازد. مالتوس این استدلال را پیش کشید که حتی اگر قیمت‌های رو به افزایش مواد کشاورزی باعث افزایش مزد پولی کارگران شود، سرمایه‌داران زیان نخواهند کرد، چون آنان این افزایش مزد را به صورت قیمت‌های بالاتر برای کالاهایشان به مصرف‌کنندگان منتقل خواهند کرد.
66 0 node_L0_64 node_L1_13 ["به زعم مالتوس، نتیجه این وضع تورم خواهد بود که از قدرت خرید پول می‌کاهد اما سود به میزان ثابت می‌ماند، در حالی که حجم مطلق سودها با همان درصدی که سطح عمومی قیمت‌ها بالا رفته زیاد می‌شود."] به زعم مالتوس، نتیجه این وضع تورم خواهد بود که از قدرت خرید پول می‌کاهد اما سود به میزان ثابت می‌ماند، در حالی که حجم مطلق سودها با همان درصدی که سطح عمومی قیمت‌ها بالا رفته زیاد می‌شود.
67 0 node_L0_65 node_L1_13 ["در این وضع اگر تمامی قیمت‌ها و مزدها با درصد یکسانی اضافه شوند، هیچ چیز جز حجم پول تغییر نخواهد کرد.\r \r ریکاردو اصرار داشت بر این که در اثر افت باروری کشاورزی، مزد کارگران که بخش عمده آن صرف خرید کالاهای کشاورزی می‌شود، افزایش خواهد یافت (افت باروری کشاورزی به دلیل گستراندن دامنه کشت به زمین‌های کم‌حاصل‌تر خواهد بود)."] در این وضع اگر تمامی قیمت‌ها و مزدها با درصد یکسانی اضافه شوند، هیچ چیز جز حجم پول تغییر نخواهد کرد. ریکاردو اصرار داشت بر این که در اثر افت باروری کشاورزی، مزد کارگران که بخش عمده آن صرف خرید کالاهای کشاورزی می‌شود، افزایش خواهد یافت (افت باروری کشاورزی به دلیل گستراندن دامنه کشت به زمین‌های کم‌حاصل‌تر خواهد بود).
68 0 node_L0_66 node_L1_13 ["اما به باور ریکاردو وقتی باروری کم شود، تأثیر آن فقط تغییر در ارزش پول نخواهد بود."] اما به باور ریکاردو وقتی باروری کم شود، تأثیر آن فقط تغییر در ارزش پول نخواهد بود.
69 0 node_L0_67 node_L1_13 ["او بر این نظر بود که در این وضع تغییری در توزیع محصول جامعه به زیان سرمایه‌داران و به نفع زمین‌داران پدید خواهد آمد."] او بر این نظر بود که در این وضع تغییری در توزیع محصول جامعه به زیان سرمایه‌داران و به نفع زمین‌داران پدید خواهد آمد.
70 0 node_L0_68 node_L1_13 ["برای نشان دادن این وضع ریکاردو ناگزیر به استفاده از نظریه ارزش کار بود.\r \r از دیدگاه ریکاردو توزیع درآمد میان سه طبقه اصلی اجتماعی (زمین‌داران، کارگران و سرمایه‌داران) نقش مهمی بر چگونگی شکل‌گیری قیمت‌ها دارد."] برای نشان دادن این وضع ریکاردو ناگزیر به استفاده از نظریه ارزش کار بود. از دیدگاه ریکاردو توزیع درآمد میان سه طبقه اصلی اجتماعی (زمین‌داران، کارگران و سرمایه‌داران) نقش مهمی بر چگونگی شکل‌گیری قیمت‌ها دارد.
71 0 node_L0_69 node_L1_13 ["اجاره زمین نشانگر تفاوت میزان باروری زمین‌های مختلف است و نقشی در تعیین قیمت ندارد."] اجاره زمین نشانگر تفاوت میزان باروری زمین‌های مختلف است و نقشی در تعیین قیمت ندارد.
72 0 node_L0_70 node_L1_13 ["ریکاردو همچون مالتوس بر این نظر بود که مزدها در سطحی می‌ماند که کارگران در حد حداقل معاش خود و خانواده‌شان درآمدی به دست آورند."] ریکاردو همچون مالتوس بر این نظر بود که مزدها در سطحی می‌ماند که کارگران در حد حداقل معاش خود و خانواده‌شان درآمدی به دست آورند.
73 0 node_L0_71 node_L1_13 ["از سوی دیگر، سود که همان درآمد سرمایه است، پس از کسر اجاره زمین‌دار و مزد کارگران از تولید به دست می‌آید.\r \r برای توضیح نظریه اجاره (رانت)، ریکاردو سه قطعه زمین A، B و C را در نظر می‌گیرد."] از سوی دیگر، سود که همان درآمد سرمایه است، پس از کسر اجاره زمین‌دار و مزد کارگران از تولید به دست می‌آید. برای توضیح نظریه اجاره (رانت)، ریکاردو سه قطعه زمین A، B و C را در نظر می‌گیرد.
74 0 node_L0_72 node_L1_14 ["به فرض برای تولید ۱۰۰ پیمانه گندم روی زمین A احتیاج به دو کارگر باشد که با وسایل مرسوم برای یک سال کار کنند."] به فرض برای تولید ۱۰۰ پیمانه گندم روی زمین A احتیاج به دو کارگر باشد که با وسایل مرسوم برای یک سال کار کنند.
75 0 node_L0_73 node_L1_14 ["برای تولید همین مقدار گندم روی زمین B نیاز به سه کارگر باشد که آنان نیز با همان نوع وسایل برای یک سال کار کنند."] برای تولید همین مقدار گندم روی زمین B نیاز به سه کارگر باشد که آنان نیز با همان نوع وسایل برای یک سال کار کنند.
76 0 node_L0_74 node_L1_14 ["به همین ترتیب برای زمین C برای مثال نیاز به ۴ کارگر باشد."] به همین ترتیب برای زمین C برای مثال نیاز به ۴ کارگر باشد.
77 0 node_L0_75 node_L1_15 ["فرض کنید هر کارگری برای تأمین معاش باید آن‌قدر مزد بگیرد که بتواند با آن سالیانه ۲۰ پیمانه گندم بخرد."] فرض کنید هر کارگری برای تأمین معاش باید آن‌قدر مزد بگیرد که بتواند با آن سالیانه ۲۰ پیمانه گندم بخرد.
78 0 node_L0_76 node_L1_15 ["اگر فقط زمین قطعه A زیر کشت برده شود، هر کارگری معادل قیمت ۲۰ پیمانه گندم مزد پولی خواهد گرفت."] اگر فقط زمین قطعه A زیر کشت برده شود، هر کارگری معادل قیمت ۲۰ پیمانه گندم مزد پولی خواهد گرفت.
79 0 node_L0_77 node_L1_15 ["جمع آن برای زمین A مقدار ۴۰ پیمانه گندم خواهد بود."] جمع آن برای زمین A مقدار ۴۰ پیمانه گندم خواهد بود.
80 0 node_L0_78 node_L1_15 ["بقیه که ۶۰ پیمانه خواهد بود به عنوان سود برای سرمایه‌دار باقی می‌ماند."] بقیه که ۶۰ پیمانه خواهد بود به عنوان سود برای سرمایه‌دار باقی می‌ماند.
81 0 node_L0_79 node_L1_16 ["در این وضع تنها زمین پربارترین زمین‌ها زیر کشت رفته است.\r \r اگر در اثر افزایش جمعیت تقاضا برای مواد غذایی فزون بر آن باشد که می‌توان در زمین A کشت کرد، آن وقت زمین کم‌بارتر B را نیز باید زیر کشت برد."] در این وضع تنها زمین پربارترین زمین‌ها زیر کشت رفته است. اگر در اثر افزایش جمعیت تقاضا برای مواد غذایی فزون بر آن باشد که می‌توان در زمین A کشت کرد، آن وقت زمین کم‌بارتر B را نیز باید زیر کشت برد.
82 0 node_L0_80 node_L1_16 ["روی زمین B مزد سه کارگر معادل ۶۰ پیمانه گندم خواهد شد که پس از کسر آن از کل تولید، فقط ۴۰ پیمانه گندم حاصل سرمایه‌دار می‌شود."] روی زمین B مزد سه کارگر معادل ۶۰ پیمانه گندم خواهد شد که پس از کسر آن از کل تولید، فقط ۴۰ پیمانه گندم حاصل سرمایه‌دار می‌شود.
83 0 node_L0_81 node_L1_16 ["بی‌تردید همه سرمایه‌داران خواهند خواست که زمینی به کیفیت زمین A برای کشت در اختیار داشته باشند که ۶۰ پیمانه گندم سود می‌دهد، تا آن که روی زمین B کشت کنند که فقط ۴۰ پیمانه سود برای سرمایه‌دار باقی می‌گذارد."] بی‌تردید همه سرمایه‌داران خواهند خواست که زمینی به کیفیت زمین A برای کشت در اختیار داشته باشند که ۶۰ پیمانه گندم سود می‌دهد، تا آن که روی زمین B کشت کنند که فقط ۴۰ پیمانه سود برای سرمایه‌دار باقی می‌گذارد.
84 0 node_L0_82 node_L1_16 ["این وضع سبب می‌شود که سرمایه‌داران با همدیگر رقابت کنند و برای اجاره زمین A به مالک آن مقدار بیشتری بدهند تا آن را به دست آورند."] این وضع سبب می‌شود که سرمایه‌داران با همدیگر رقابت کنند و برای اجاره زمین A به مالک آن مقدار بیشتری بدهند تا آن را به دست آورند.
85 0 node_L0_83 node_L1_16 ["این رقابت برای گرفتن زمین A تا آنجا ادامه می‌یابد که برای سرمایه‌داران کشت در زمین A سود بیشتری از زمین B داشته باشد، یعنی تا آنجا که اجاره زمین A به ۲۰ پیمانه گندم برسد."] این رقابت برای گرفتن زمین A تا آنجا ادامه می‌یابد که برای سرمایه‌داران کشت در زمین A سود بیشتری از زمین B داشته باشد، یعنی تا آنجا که اجاره زمین A به ۲۰ پیمانه گندم برسد.
86 0 node_L0_84 node_L1_16 ["در این وضع برای سرمایه‌داری که روی یک هکتار زمین A و آن که روی یک هکتار زمین B کشت کرده است، برای هر دو ۴۰ پیمانه گندم سود خواهد ماند.\r \r این وضع ادامه می‌یابد تا آنجا که زمین C زیر کشت برده شود."] در این وضع برای سرمایه‌داری که روی یک هکتار زمین A و آن که روی یک هکتار زمین B کشت کرده است، برای هر دو ۴۰ پیمانه گندم سود خواهد ماند. این وضع ادامه می‌یابد تا آنجا که زمین C زیر کشت برده شود.
87 0 node_L0_85 node_L1_16 ["آن وقت مزد پرداختی برای کشت هر هکتار ۸۰ پیمانه گندم خواهد بود و تنها ۲۰ پیمانه گندم سود برای سرمایه‌دار به ازای هر هکتار خواهد ماند."] آن وقت مزد پرداختی برای کشت هر هکتار ۸۰ پیمانه گندم خواهد بود و تنها ۲۰ پیمانه گندم سود برای سرمایه‌دار به ازای هر هکتار خواهد ماند.
88 0 node_L0_86 node_L1_17 ["دوباره رقابت میان سرمایه‌داران برای اجاره زمین‌های A و B شروع خواهد شد."] دوباره رقابت میان سرمایه‌داران برای اجاره زمین‌های A و B شروع خواهد شد.
89 0 node_L0_87 node_L1_17 ["در این وضع اجاره زمین A به ۴۰ پیمانه گندم و اجاره زمین B به ۲۰ پیمانه گندم خواهد رسید."] در این وضع اجاره زمین A به ۴۰ پیمانه گندم و اجاره زمین B به ۲۰ پیمانه گندم خواهد رسید.
90 0 node_L0_88 node_L1_17 ["مالک زمین C اجاره‌ای نخواهد گرفت.\r \r کارگران در هر حال همان مزد ۲۰ پیمانه گندم را به ازای هر سال کار خواهند گرفت، اما سود سرمایه‌داران از ۶۰ پیمانه گندم برای هر هکتار زمین (وقتی فقط روی زمین A کشت می‌کردند) به ۲۰ پیمانه وقتی دامنه کشت به زمین C برسد، تقلیل خواهد یافت."] مالک زمین C اجاره‌ای نخواهد گرفت. کارگران در هر حال همان مزد ۲۰ پیمانه گندم را به ازای هر سال کار خواهند گرفت، اما سود سرمایه‌داران از ۶۰ پیمانه گندم برای هر هکتار زمین (وقتی فقط روی زمین A کشت می‌کردند) به ۲۰ پیمانه وقتی دامنه کشت به زمین C برسد، تقلیل خواهد یافت.
91 0 node_L0_89 node_L1_17 ["این لب کلام نظریه رانت ریکاردو است و مثالی که او به کار می‌برد تا نشان دهد با آوردن زمین کم‌بارتر، اجاره‌ها افزون و سودها کم می‌شود.\r \r ریکاردو برای مقابله با نظر مالتوس مبنی بر این که قیمت‌ها همه با هم افزایش می‌یابند، نظریه ارزش کار را پیش می‌کشد."] این لب کلام نظریه رانت ریکاردو است و مثالی که او به کار می‌برد تا نشان دهد با آوردن زمین کم‌بارتر، اجاره‌ها افزون و سودها کم می‌شود. ریکاردو برای مقابله با نظر مالتوس مبنی بر این که قیمت‌ها همه با هم افزایش می‌یابند، نظریه ارزش کار را پیش می‌کشد.
92 0 node_L0_90 node_L1_17 ["استدلال ریکاردو این است که نه زمین و منابع طبیعی ایجاد ارزش می‌کند و نه سرمایه."] استدلال ریکاردو این است که نه زمین و منابع طبیعی ایجاد ارزش می‌کند و نه سرمایه.
93 0 node_L0_91 node_L1_17 ["تنها کار است که ارزش پدید می‌آورد."] تنها کار است که ارزش پدید می‌آورد.
94 0 node_L0_92 node_L1_18 ["به این ترتیب با اضافه شدن نیاز به زمین بیشتر برای کشت محصول، مقدار بیشتری نیروی کار به ازای هر هکتار زمین لازم خواهد بود تا ۱۰۰ پیمانه گندم تولید شود، اما برای تولید بیشتر محصولات صنعتی به ازای هر واحد از محصول نیازی به نیروی کار بیشتر نخواهد بود."] به این ترتیب با اضافه شدن نیاز به زمین بیشتر برای کشت محصول، مقدار بیشتری نیروی کار به ازای هر هکتار زمین لازم خواهد بود تا ۱۰۰ پیمانه گندم تولید شود، اما برای تولید بیشتر محصولات صنعتی به ازای هر واحد از محصول نیازی به نیروی کار بیشتر نخواهد بود.
95 0 node_L0_93 node_L1_18 ["لذا ارزش محصولات کشاورزی افزایش خواهد یافت اما ارزش کالاهای صنعتی تغییر نخواهد کرد."] لذا ارزش محصولات کشاورزی افزایش خواهد یافت اما ارزش کالاهای صنعتی تغییر نخواهد کرد.
96 0 node_L0_94 node_L1_18 ["در بخش کشاورزی مزدهای رو به افزایش (که برای خرید ۲۰ پیمانه گندم برای تأمین معاش کارگران لازم است) و اجاره‌های فزاینده، سودها را کاهش خواهد داد."] در بخش کشاورزی مزدهای رو به افزایش (که برای خرید ۲۰ پیمانه گندم برای تأمین معاش کارگران لازم است) و اجاره‌های فزاینده، سودها را کاهش خواهد داد.
97 0 node_L0_95 node_L1_18 ["در بخش صنعت نیز با وجود قیمت ثابت برای کالاهای صنعتی و مزدهای رو به افزایش، میزان سود کاهش خواهد یافت.\r \r اما ریکاردو و نظریه ارزش کار او با این ایراد از جانب مخالفان مواجه شد (و این ایرادات در حال حاضر نیز نسبت به این نظریه ابراز می‌شود) که باروری سرمایه به‌وجودآورنده سود است و باروری زمین موجب اجاره می‌شود."] در بخش صنعت نیز با وجود قیمت ثابت برای کالاهای صنعتی و مزدهای رو به افزایش، میزان سود کاهش خواهد یافت. اما ریکاردو و نظریه ارزش کار او با این ایراد از جانب مخالفان مواجه شد (و این ایرادات در حال حاضر نیز نسبت به این نظریه ابراز می‌شود) که باروری سرمایه به‌وجودآورنده سود است و باروری زمین موجب اجاره می‌شود.
98 0 node_L0_96 node_L1_19 ["مسلماً ریکاردو بر این نکته آگاهی داشت که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود."] مسلماً ریکاردو بر این نکته آگاهی داشت که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود.
99 0 node_L0_97 node_L1_19 ["بخش عمده‌ای از تحلیل‌های ریکاردو در باب اجاره بود اما به نظر او اجاره یکی از اشکال انگاره اجتماعی برای توزیع محصول کار کارگر است وگرنه امر تولید صرفاً یک فعالیت انسانی است."] بخش عمده‌ای از تحلیل‌های ریکاردو در باب اجاره بود اما به نظر او اجاره یکی از اشکال انگاره اجتماعی برای توزیع محصول کار کارگر است وگرنه امر تولید صرفاً یک فعالیت انسانی است.
100 0 node_L0_98 node_L1_19 ["از نظر هزینه انسانی تولید، ریکاردو بر حق بود در اظهار این که منابع طبیعی کارشان را به رایگان می‌کنند."] از نظر هزینه انسانی تولید، ریکاردو بر حق بود در اظهار این که منابع طبیعی کارشان را به رایگان می‌کنند.
101 0 node_L0_99 node_L1_19 ["او این گفته را با تأیید کامل از آدام اسمیت نقل می‌کند که: «بهای واقعی هر چیزی..."] او این گفته را با تأیید کامل از آدام اسمیت نقل می‌کند که: «بهای واقعی هر چیزی...
102 0 node_L0_100 node_L1_20 ["رنج و زحمت تهیه آن است."] رنج و زحمت تهیه آن است.
103 0 node_L0_101 node_L1_21 ["کار نخستین بهایی است (اولین پرداختی است) که برای تهیه هر چیزی صرف می‌شود.»\r \r لذا، منابع طبیعی آن چیزهایی هستند که توسط نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند."] کار نخستین بهایی است (اولین پرداختی است) که برای تهیه هر چیزی صرف می‌شود.» لذا، منابع طبیعی آن چیزهایی هستند که توسط نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند.
104 0 node_L0_102 node_L1_22 ["اما این منابع رایگان‌اند و هزینه اجتماعی تولید نیستند."] اما این منابع رایگان‌اند و هزینه اجتماعی تولید نیستند.
105 0 node_L0_103 node_L1_23 ["سرمایه هم چیزی جز مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار نیست که تغییر حالت منابع طبیعی در آن‌ها به صورت کامل و قابل استفاده برای مصرف نهایی انجام نشده است."] سرمایه هم چیزی جز مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار نیست که تغییر حالت منابع طبیعی در آن‌ها به صورت کامل و قابل استفاده برای مصرف نهایی انجام نشده است.
106 0 node_L0_104 node_L1_24 ["یک دستگاه بافندگی را در نظر بگیریم؛ این دستگاه با کار کارگر درست شده تا برای تولید پارچه به کار آید."] یک دستگاه بافندگی را در نظر بگیریم؛ این دستگاه با کار کارگر درست شده تا برای تولید پارچه به کار آید.
107 0 node_L0_105 node_L1_24 ["به این حساب یک دستگاه بافندگی دربردارنده مقداری نیروی کار است که نهایتاً در تولید پارچه به آن محصول منتقل خواهد شد."] به این حساب یک دستگاه بافندگی دربردارنده مقداری نیروی کار است که نهایتاً در تولید پارچه به آن محصول منتقل خواهد شد.
108 0 node_L0_106 node_L1_24 ["از این دیدگاه یک دستگاه بافندگی چیزی جز مقداری پارچه نیمه‌ساخته نیست."] از این دیدگاه یک دستگاه بافندگی چیزی جز مقداری پارچه نیمه‌ساخته نیست.
109 0 node_L0_107 node_L1_24 ["تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است."] تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است.
110 0 node_L0_108 node_L1_25 ["ریکاردو به جای این که همچون اقتصاددانان کلاسیک جدید بگوید که بافنده و دستگاه بافندگی هر دو در امر تولید پارچه شرکت می‌کنند، می‌گوید بافنده و کارگری که دستگاه بافندگی را ساخته در تولید پارچه شرکت دارند."] ریکاردو به جای این که همچون اقتصاددانان کلاسیک جدید بگوید که بافنده و دستگاه بافندگی هر دو در امر تولید پارچه شرکت می‌کنند، می‌گوید بافنده و کارگری که دستگاه بافندگی را ساخته در تولید پارچه شرکت دارند.
111 0 node_L0_109 node_L1_25 ["بگذاریم ریکاردو به زبان خودش بگوید:\r \r «در محاسبه ارزش مبادله یک جفت جوراب به فرض می‌بینیم که ارزش آن در بازار نسبت به دیگر کالاها به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد."] بگذاریم ریکاردو به زبان خودش بگوید: «در محاسبه ارزش مبادله یک جفت جوراب به فرض می‌بینیم که ارزش آن در بازار نسبت به دیگر کالاها به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد.
112 0 node_L0_110 node_L1_26 ["اول از همه کاری است که برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید."] اول از همه کاری است که برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید.
113 0 node_L0_111 node_L1_26 ["سپس کاری بوده که انجام شده تا پنبه را به کشوری که در آن جوراب بافته شده برسانند."] سپس کاری بوده که انجام شده تا پنبه را به کشوری که در آن جوراب بافته شده برسانند.
114 0 node_L0_112 node_L1_26 ["بخشی از این کار برای ساختن کشتی حامل پنبه صرف شده است که به ازای آن هزینه حمل و نقل پرداخت شده است."] بخشی از این کار برای ساختن کشتی حامل پنبه صرف شده است که به ازای آن هزینه حمل و نقل پرداخت شده است.
115 0 node_L0_113 node_L1_26 ["بعد از آن کار ریسنده و بافنده بوده است و غیر از آن، بخشی از کار مهندس، آهنگر و نجاری است که ساختمان و ماشین‌آلات کارخانه جوراب‌بافی را برپا کرده است."] بعد از آن کار ریسنده و بافنده بوده است و غیر از آن، بخشی از کار مهندس، آهنگر و نجاری است که ساختمان و ماشین‌آلات کارخانه جوراب‌بافی را برپا کرده است.
116 0 node_L0_114 node_L1_27 ["علاوه بر این‌ها کار خرده‌فروش است."] علاوه بر این‌ها کار خرده‌فروش است.
117 0 node_L0_115 node_L1_27 ["در مقابل کار زیادی است که صرف تولید کالاهایی شده که با جوراب معاوضه می‌شوند."] در مقابل کار زیادی است که صرف تولید کالاهایی شده که با جوراب معاوضه می‌شوند.
118 0 node_L0_116 node_L1_27 ["همین ملاحظات در مورد محاسبه مقدار کار مصرف شده برای تولید آن مقدار از کالاهایی است که با جوراب معاوضه می‌شوند.»\r \r در توجه به این که سهم ماشین‌آلات در تعیین ارزش کالای ساخته شده، صرفاً همان مقدار کاری است که در گذشته برای تولید ماشین مصرف شده، ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است و این همان گام نخستین برای تدوین نظریه ارزش کار است."] همین ملاحظات در مورد محاسبه مقدار کار مصرف شده برای تولید آن مقدار از کالاهایی است که با جوراب معاوضه می‌شوند.» در توجه به این که سهم ماشین‌آلات در تعیین ارزش کالای ساخته شده، صرفاً همان مقدار کاری است که در گذشته برای تولید ماشین مصرف شده، ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است و این همان گام نخستین برای تدوین نظریه ارزش کار است.
119 0 node_L0_117 node_L1_28 ["اما ریکاردو برداشتی غیرتاریخی نسبت به سرمایه‌داری دارد و روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند."] اما ریکاردو برداشتی غیرتاریخی نسبت به سرمایه‌داری دارد و روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند.
120 0 node_L0_118 node_L1_28 ["به این ترتیب او تمامی تاریخ گذشته را به صورت تحولی در جهت تکامل نهادهای سرمایه‌داری می‌بیند."] به این ترتیب او تمامی تاریخ گذشته را به صورت تحولی در جهت تکامل نهادهای سرمایه‌داری می‌بیند.
121 0 node_L0_119 node_L1_29 ["در نتیجه او دچار این اشتباه می‌شود و باور دارد که سرمایه همیشه و همه‌جا همان ابزار، ماشین‌آلات و دیگر وسایل تولید است.\r \r ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود و شامل غذا، لباس، ابزار، مواد اولیه، ماشین‌آلات و غیره است که کار کارگر را مؤثر می‌سازد."] در نتیجه او دچار این اشتباه می‌شود و باور دارد که سرمایه همیشه و همه‌جا همان ابزار، ماشین‌آلات و دیگر وسایل تولید است. ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود و شامل غذا، لباس، ابزار، مواد اولیه، ماشین‌آلات و غیره است که کار کارگر را مؤثر می‌سازد.
122 0 node_L0_120 node_L1_29 ["لذا او می‌افزاید که حتی در آن مرحله اولیه که اسمیت به آن اشاره دارد، مقداری سرمایه مصرف می‌شده است تا انسان شکارگر بتواند حیوانات وحشی را از پای درآورد، هرچند این وسایل کار را خود انسان شکارگر تهیه می‌کرده است."] لذا او می‌افزاید که حتی در آن مرحله اولیه که اسمیت به آن اشاره دارد، مقداری سرمایه مصرف می‌شده است تا انسان شکارگر بتواند حیوانات وحشی را از پای درآورد، هرچند این وسایل کار را خود انسان شکارگر تهیه می‌کرده است.
123 0 node_L0_121 node_L1_29 ["ریکاردو بر این نظر است که حتی اگر کارگران خود سرمایه‌شان را بسازند و مالک باشند، تغییری در نظام قیمت‌ها به وجود نخواهد آمد تا آن‌که تمامی ابزار لازم برای تولید به یک طبقه تعلق داشته باشد و نیروی کار به وسیله طبقه دیگری از مردم تأمین شود.\r \r برای رسیدن به این نتیجه‌گیری، ریکاردو استدلال می‌کند که وقتی کارگران خود مالک سرمایه باشند، بخشی از درآمدشان سود سرمایه است و بخشی دیگر مزد کار."] ریکاردو بر این نظر است که حتی اگر کارگران خود سرمایه‌شان را بسازند و مالک باشند، تغییری در نظام قیمت‌ها به وجود نخواهد آمد تا آن‌که تمامی ابزار لازم برای تولید به یک طبقه تعلق داشته باشد و نیروی کار به وسیله طبقه دیگری از مردم تأمین شود. برای رسیدن به این نتیجه‌گیری، ریکاردو استدلال می‌کند که وقتی کارگران خود مالک سرمایه باشند، بخشی از درآمدشان سود سرمایه است و بخشی دیگر مزد کار.
124 0 node_L0_122 node_L1_29 ["نظام قیمت‌ها در این وضع هم به همان صورت کار می‌کند که اگر کارگر مالک سرمایه نباشد، منتها در این وضع هر فردی در عین حال هم کارگر است و هم سرمایه‌دار."] نظام قیمت‌ها در این وضع هم به همان صورت کار می‌کند که اگر کارگر مالک سرمایه نباشد، منتها در این وضع هر فردی در عین حال هم کارگر است و هم سرمایه‌دار.
125 0 node_L0_123 node_L1_29 ["ریکاردو این‌جا دچار این اشتباه می‌شود که توجه ندارد ابزار همیشه در راه تولید به کار بسته می‌شده است."] ریکاردو این‌جا دچار این اشتباه می‌شود که توجه ندارد ابزار همیشه در راه تولید به کار بسته می‌شده است.
126 0 node_L0_124 node_L1_30 ["اما تا پیش آمدن وضعی که در آن طبقه‌ای مالک انحصاری عوامل تولید باشد و طبقه دیگری پدید آید که هیچ وسیله تولیدی نداشته باشد مگر نیروی کارش که برای فروش عرضه کند، هیچ‌کس به صرف مالکیت بر ابزار سودی به دست نمی‌آورد و حتی کسی تصور این را نمی‌کرد که به صرف مالکیت بر سرمایه سودی به دست آورد."] اما تا پیش آمدن وضعی که در آن طبقه‌ای مالک انحصاری عوامل تولید باشد و طبقه دیگری پدید آید که هیچ وسیله تولیدی نداشته باشد مگر نیروی کارش که برای فروش عرضه کند، هیچ‌کس به صرف مالکیت بر ابزار سودی به دست نمی‌آورد و حتی کسی تصور این را نمی‌کرد که به صرف مالکیت بر سرمایه سودی به دست آورد.
127 0 node_L0_125 node_L1_30 ["سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت، اما ابزار تولید همیشه از روزی که انسان دست به تولید زده است بوده است."] سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت، اما ابزار تولید همیشه از روزی که انسان دست به تولید زده است بوده است.
128 0 node_L0_126 node_L1_30 ["این نکته‌ای بود که بعداً توماس هاجسکین بدان توجه کرد."] این نکته‌ای بود که بعداً توماس هاجسکین بدان توجه کرد.
129 0 node_L0_127 node_L1_31 ["مشخصه اصلی سرمایه‌داری، روابط اجتماعی ویژه آن است.\r \r اما ریکاردو هنوز با همان مشکلی دست به گریبان بود که اسمیت را از نظریه ارزش کار واداشت؛ مسئله در این بود که با یکسان بودن میزان سود در تمامی فعالیت‌های اقتصادی و با وجود تفاوت در نسبت سرمایه به کار در این فعالیت‌ها، قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند."] مشخصه اصلی سرمایه‌داری، روابط اجتماعی ویژه آن است. اما ریکاردو هنوز با همان مشکلی دست به گریبان بود که اسمیت را از نظریه ارزش کار واداشت؛ مسئله در این بود که با یکسان بودن میزان سود در تمامی فعالیت‌های اقتصادی و با وجود تفاوت در نسبت سرمایه به کار در این فعالیت‌ها، قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند.
130 0 node_L0_128 node_L1_32 ["راه‌حلی که ریکاردو برای این مسئله یافت بسیار هوشمندانه بود."] راه‌حلی که ریکاردو برای این مسئله یافت بسیار هوشمندانه بود.
131 0 node_L0_129 node_L1_33 ["این‌جا ما به بررسی تحلیل ریکاردو نمی‌پردازیم و تنها به ذکر نتیجه‌گیری‌های او بسنده می‌کنیم.\r \r ریکاردو دیدگاهی را در مورد نظریه ارزش کار پیش کشید که تا حدودی در اقتصاد به قانون جاذبه در فیزیک شبیه است."] این‌جا ما به بررسی تحلیل ریکاردو نمی‌پردازیم و تنها به ذکر نتیجه‌گیری‌های او بسنده می‌کنیم. ریکاردو دیدگاهی را در مورد نظریه ارزش کار پیش کشید که تا حدودی در اقتصاد به قانون جاذبه در فیزیک شبیه است.
132 0 node_L0_130 node_L1_34 ["در فیزیک فرمولی ریاضی هست که سرعت جسمی را که به سوی زمین حرکت می‌کند تعیین می‌کند."] در فیزیک فرمولی ریاضی هست که سرعت جسمی را که به سوی زمین حرکت می‌کند تعیین می‌کند.
133 0 node_L0_131 node_L1_34 ["اگر جسمی در خلأ به سوی زمین حرکت کند، زمانی که در راه بوده است را بدانیم، سرعت آن را می‌توانیم حساب کنیم."] اگر جسمی در خلأ به سوی زمین حرکت کند، زمانی که در راه بوده است را بدانیم، سرعت آن را می‌توانیم حساب کنیم.
134 0 node_L0_132 node_L1_34 ["اما این به شرطی است که جسم در خلأ حرکت کند."] اما این به شرطی است که جسم در خلأ حرکت کند.
135 0 node_L0_133 node_L1_34 ["واقعیت این است که اجسام سرعتشان به میزان هوایی که با حرکتشان جابه‌جا می‌شود بستگی دارد، یعنی بستگی به مقدار مقاومت هوا دارد."] واقعیت این است که اجسام سرعتشان به میزان هوایی که با حرکتشان جابه‌جا می‌شود بستگی دارد، یعنی بستگی به مقدار مقاومت هوا دارد.
136 0 node_L0_134 node_L1_34 ["به این ترتیب سرعت واقعی با سرعت محاسبه شده با فرمول ریاضی فرق می‌کند."] به این ترتیب سرعت واقعی با سرعت محاسبه شده با فرمول ریاضی فرق می‌کند.
137 0 node_L0_135 node_L1_34 ["بدیهی است می‌توان تأثیر مقاومت هوا بر حرکت اجسام را با فرمولی دیگر محاسبه کرد و نتیجه پیش‌بینی شده با فرمول اصلی را که بیان‌کننده قانون جاذبه است تعدیل کرد تا سرعت واقعی حرکت اجسام به دست آید.\r \r ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است."] بدیهی است می‌توان تأثیر مقاومت هوا بر حرکت اجسام را با فرمولی دیگر محاسبه کرد و نتیجه پیش‌بینی شده با فرمول اصلی را که بیان‌کننده قانون جاذبه است تعدیل کرد تا سرعت واقعی حرکت اجسام به دست آید. ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است.
138 0 node_L0_136 node_L1_34 ["به زعم ریکاردو این قانون اصلی تعیین قیمت‌ها است."] به زعم ریکاردو این قانون اصلی تعیین قیمت‌ها است.
139 0 node_L0_137 node_L1_35 ["اما چون در واقعیت نسبت سرمایه به کار در فعالیت‌های اقتصادی فرق می‌کند، نسبت‌های پیش‌بینی شده برای قیمت‌ها با آنچه در واقعیت مشهود است تفاوت دارد."] اما چون در واقعیت نسبت سرمایه به کار در فعالیت‌های اقتصادی فرق می‌کند، نسبت‌های پیش‌بینی شده برای قیمت‌ها با آنچه در واقعیت مشهود است تفاوت دارد.
140 0 node_L0_138 node_L1_35 ["ریکاردو معتقد بود که این تفاوت‌ها اندک و بی‌اهمیت است و مقدار آن را می‌توان با در نظر گرفتن اصول ثانویه سنجید."] ریکاردو معتقد بود که این تفاوت‌ها اندک و بی‌اهمیت است و مقدار آن را می‌توان با در نظر گرفتن اصول ثانویه سنجید.
141 0 node_L0_139 node_L1_35 ["این اصول ثانویه را به زعم ریکاردو می‌توان به صورت فرمولی ریاضی مطرح کرد و نشان داد که میزان انحراف نسبت قیمت‌ها از نسبت مقدار کار صرف شده در تولید کالا به دو عامل بستگی دارد: میزان تفاوت در نسبت سرمایه به کار و میزان سود متوسط رایج در بازار.\r \r ریکاردو مدافعی محافظه‌کار برای سرمایه‌داری و طرفداری سخت برای نظریه دست نامرئی اسمیت و عملکرد آن در بازار سرمایه‌داری بود."] این اصول ثانویه را به زعم ریکاردو می‌توان به صورت فرمولی ریاضی مطرح کرد و نشان داد که میزان انحراف نسبت قیمت‌ها از نسبت مقدار کار صرف شده در تولید کالا به دو عامل بستگی دارد: میزان تفاوت در نسبت سرمایه به کار و میزان سود متوسط رایج در بازار. ریکاردو مدافعی محافظه‌کار برای سرمایه‌داری و طرفداری سخت برای نظریه دست نامرئی اسمیت و عملکرد آن در بازار سرمایه‌داری بود.
142 0 node_L0_140 node_L1_35 ["این دید محافظه‌کارانه اقتصاد کلاسیک، از سال ۱۸۷۰ تاکنون در مکتب اقتصادی کلاسیک جدید جلوه‌گر شده است که آن را بررسی خواهیم کرد."] این دید محافظه‌کارانه اقتصاد کلاسیک، از سال ۱۸۷۰ تاکنون در مکتب اقتصادی کلاسیک جدید جلوه‌گر شده است که آن را بررسی خواهیم کرد.
143 0 node_L0_141 node_L1_35 ["اما از آنجا که ریکاردو کوشید تا نظریه ارزش کار را به صورت منسجمی درآورد، تأثیر مهمی بر کارل مارکس نیز داشته است که بررسی خواهیم کرد."] اما از آنجا که ریکاردو کوشید تا نظریه ارزش کار را به صورت منسجمی درآورد، تأثیر مهمی بر کارل مارکس نیز داشته است که بررسی خواهیم کرد.
144 1 node_L1_1 node_L2_36 ["اقتصاد کلاسیک\r \r در چهارچوب فکری که لیبرال‌های کلاسیک برپا کردند، مکتب اقتصادی پرنفوذی شکل گرفت که به اقتصاد کلاسیک مشهور است.", "اقتصاد کلاسیک نخستین برداشت نظری همه‌جانبه و منظمی بود که به تبیین سرمایه‌داری و چگونگی عملکرد آن پرداخت.", "مکتب کلاسیک که رونق آن همان سال‌های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ بود، مجموعه‌ای است از تفکر نظریه‌پردازان بسیار معروفی چون توماس رابرت مالتوس، جان استوارت میل، دیوید ریکاردو، ژان باتیست سی، ناسا سینیور و آدام اسمیت.", "در این ضمیمه به اختصار به شرح نظرات دو تن از نام‌آورترین آن‌ها یعنی آدام اسمیت و دیوید ریکاردو می‌پردازیم.\r \r آدام اسمیت\r آدام اسمیت (۱۷۲۳ - ۱۷۹۰) در اسکاتلند زاده شد و بیشتر عمر خود را نیز در همان دیار سپری کرد.", "در سال ۱۷۷۶ اسمیت کتاب مشهورش را با عنوان «تحلیلی از ماهیت و علل ثروت ملل» (معروف به ثروت ملل) منتشر کرد.", "در این اثر اسمیت این نظر را پیش می‌کشد که در طول تاریخ نظام‌های اقتصادی متفاوتی پدید آمده‌اند که مبتنی بر روش‌های تولیدی و روابط اجتماعی متمایزی بوده‌اند.", "ماهیت این روش‌های تولید و روابط اجتماعی چنان بوده است که می‌توان عوارض حاصل از عملکرد آن‌ها را در جامعه پیش‌بینی کرد.\r \r به زعم اسمیت جوامع عموماً از چهار مرحله معین گذر کرده‌اند و هر مرحله نظام اقتصادی منحصر به فرد خود را داشته است."] آدام اسمیت در کتاب «ثروت ملل» بیان می‌کند که جوامع در طول تاریخ از چهار مرحله معین با نظام‌های اقتصادی متفاوت عبور کرده‌اند.
145 1 node_L1_2 node_L2_36 ["این چهار مرحله عبارتند از: شکارگری، شبانی، زراعت و تجارت.", "دوران شکارگری ابتدایی‌ترین و پست‌ترین اوضاع اجتماعی است و این آن‌گونه بوده است که در میان قبایل بومی آمریکای شمالی می‌بینیم.", "فقر و بی‌ثباتی زندگی در این جوامع پدیدآورنده نوعی هم‌ترازی اجتماعی بود که مجال برقراری هیچ نوع نهادی را برای اعمال برتری یا قدرت نمی‌داد.", "دلیل آن این بود که در این جوامع هیچ مبنای اقتصادی برای اعمال امتیاز و قدرت نبود، بنابراین در چنین وضعی به معنای دقیق کلمه «نه ملکی هست و نه مالکی».", "اما در سه مرحله دیگر اجتماعی، حکومتی برقرار است و قوانینی جاری است که تقسیم جامعه را به طبقات ممتاز و زحمتکش تضمین می‌کند.\r \r بالاترین این مراحل سه‌گانه، مرحله تجارت یا بازرگانی است که از دیدگاه اسمیت همان نظام سرمایه‌داری است.", "در مرحله‌ای که روابط بازرگانی برقرار است، خرید و فروش یعنی نظام بازار تعیین می‌کند چه تولید شود، توسط چه کسی و برای چه کسی.", "در بحثی که درباره لیبرالیسم کلاسیک داشتیم، دیدیم که اسمیت بر این باور است که در مرحله بازرگانی دست نامرئی بازار منافع تمامی افراد را هماهنگ می‌کند و نیز دیدیم که این استدلال اسمیت از اساسی‌ترین ارکان ایدئولوژی لیبرالیسم کلاسیک است که می‌کوشد به نظام سرمایه‌داری حقانیت بخشد.\r \r اما اسمیت به محافظه‌کاری لیبرال‌های کلاسیک نبود.", "آنان استدلال دست نامرئی اسمیت را از زمینه فکری ثروت ملل بیرون آوردند و وسیله‌ای کردند برای اثبات این که سرمایه‌داری نظام هماهنگ و بی‌عیب و نقصی است که در آن هیچ تعارض درونی وجود ندارد.", "اسمیت می‌دانست که در تمامی نظام‌های اقتصادی پیشرفته‌تر از نظام ابتدایی شکارگر، حکومتی برقرار است که از قدرتمندان و نخبگان صاحب امتیاز پشتیبانی می‌کند.", "این وضع هم در سرمایه‌داری هست و هم در جوامع مبتنی بر شبانی و یا زراعت.", "این نظام‌ها همه بر پایه مالکیت خصوصی استوارند و وجود مالکیت خصوصی در آن‌ها حمایت از امتیاز و قدرت را به نحوی نهادینه شده ضروری می‌سازد.", "لذا کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد.", "در آنجا که مالکیتی نیست، نیازی به حکومت هم نیست.", "وجود حکومت مدنی به معنای برقراری نوعی برتری‌جویی است.", "با فزون‌یابی مالکیت‌های باارزش، ضرورت وجودی حکومت مدنی بیشتر می‌شود."] کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد.
146 1 node_L1_3 node_L2_36 ["همان‌طور نیز با رشد این مالکیت‌ها، نیروهای اصلی که پدیدآورنده برتری‌جویی هستند رشد می‌کنند.\r \r اسمیت سپس به بررسی شرایط یا عواملی می‌پردازد که سبب می‌شود برخی از مردم بر دیگر هم‌نوعانشان برتری یابند.", "او به تحلیل برخی شرایطی پرداخت که به برقراری برتری‌جویی نهادینه‌شده و قهرآمیز برخی بر جمعی دیگر می‌انجامد."] اسمیت به تحلیل شرایطی پرداخت که به برقراری برتری‌جویی نهادینه‌شده و قهرآمیز برخی بر جمعی دیگر می‌انجامد.
147 1 node_L1_4 node_L2_36 ["او به این پاسخ مهم دست یافت که حکومت مدنی تا آنجا که برای امنیت مالکیت برقرار شده است، در واقعیت برای دفاع از غنی در مقابل فقیر است، یا به عبارتی دیگر حمایت از آنان که مالک‌اند در مقابل آنان که هیچ ندارند.\r \r آن وقتی که جمعی کوچک توانست نیروهای تولیدی را صاحب شود و به مثابه طبقه‌ای قدرت را به دست گیرد، با اعمال حق مالکیت، کارگران از کار بازداشته شدند، مگر آن که سهمی از حاصل کارشان را به صاحبان نیروهای تولیدی بدهند.", "به قول اسمیت: «به محضی که دارایی‌ها در دست عده‌ای خاص انباشت شد، طبیعتاً برخی از آنان دارایی‌شان را برای استخدام افراد زحمتکش به کار گرفتند تا از فروش محصول کار آنان یا از آنچه کار آنان به ارزش مواد اولیه‌ای می‌افزاید سود ببرند.", "لذا ارزشی که کارگران به مواد اولیه می‌افزایند به دو بخش تقسیم می‌شود: آن‌که برای مزد پرداخت می‌شود و آن‌که سود کارفرما می‌شود.»\r \r هرچند اسمیت نظریه منسجمی را تحت عنوان نظریه ارزش کار مطرح نکرد، اما نکات مهمی را پیش کشید که اساس نظریه پیشرفته ارزش کار دیوید ریکاردو و کارل مارکس را تشکیل داد.", "اسمیت اعلام کرد که لازمه این که کالایی ارزش داشته باشد این است که آن کالا محصول کار انسان باشد.", "اما نظریه ارزش کار از این فراتر می‌رود و ارزش مبادله‌ای کالا را بر اساس مقدار کاری که در کالا نهفته است تعیین می‌کند.", "یعنی این که مقدار کاری که در زمان‌های مختلف به صورت غیرمستقیم در تولید کالا به کار رفته است (کاری که برای تولید وسایل تولیدی مصرف شده، کاری که مستقیماً برای تولید کالا صرف شده و کاری که با وسایل تولید می‌شود تا کالا تولید شود) مجموعاً تعیین‌کننده ارزش مبادله‌ای کالا هستند.\r \r اما اسمیت بر این نظر بود که نیروی کار تنها در جوامع ماقبل سرمایه‌داری می‌تواند تعیین‌کننده ارزش مبادله‌ای باشد؛ آن وقتی است که نه سرمایه‌ای در کار است و نه زمین‌داری.", "به بیان اسمیت: «به نظر می‌رسد که در مراحل اولیه و مقدماتی تحول جوامع، پیش از آن که دارایی‌ها انباشت شوند و زمین‌ها را تصاحب کنند، نسبت کار ضروری برای تهیه اشیای مختلف تنها ملاک برای ارزیابی مبادله میان آن‌ها باشد.", "اگر فرض کنیم در جامعه‌ای شکارگر مقدار کاری که برای کشتن یک سگ آبی لازم است دو برابر مقدار کاری باشد که برای کشتن یک آهو صرف می‌شود، آن وقت طبیعتاً یک سگ آبی باید با دو آهو مبادله شود.", "این طبیعی است که آن چه حاصل کار دو روز یا دو ساعت کار است ارزشی دو برابر آنچه معمولاً نتیجه یک روز یا یک ساعت کار است داشته باشد."] لازمه این که کالایی ارزش داشته باشد این است که آن کالا محصول کار انسان باشد.
148 1 node_L1_5 node_L2_36 ["در این وضع تمامی محصول کار به کارگر تعلق می‌گیرد و مقدار کاری که عموماً در تهیه یا تولید کالا مصرف می‌شود، تنها ملاک تعیین‌کننده مقدار نیروی کاری است که آن کالا می‌تواند ابتیاع کند یا با آن معاوضه شود.»\r \r اما وقتی که سرمایه‌داران کنترل بر وسایل تولیدی را به دست آوردند و زمین‌داران زمین و منابع طبیعی را به انحصار خود در آوردند، از دیدگاه اسمیت ارزش مبادله کالا یا قیمت با جمع کردن سه عنصر مزد، سود و اجاره تعیین می‌شود.", "او استدلال می‌کند که: «به محضی که دارایی‌ها در دست عده‌ای خاص انباشت شد، کارگران بایستی که در اغلب موارد حاصل کارشان را با صاحب دارایی که کارفرمای آن‌ها است تقسیم کنند.", "دیگر مقدار کاری که معمولاً در تهیه یا تولید کالا مصرف می‌شود، تنها ملاک تنظیم مقدار کالایی که با آن می‌شود خرید، در اختیار درآورد یا مبادله کرد نخواهد بود.", "بدیهی است مقداری نیز باید برای سود دارایی منظور کرد."] کارگران باید حاصل کارشان را با صاحب دارایی که کارفرمای آن‌ها است تقسیم کنند.
149 1 node_L1_6 node_L2_36 ["به محضی که اراضی در کشوری تماماً به مالکیت خصوصی درآید، زمین‌داران که همچون دیگر افراد مشتاقند آن چه را نکشته‌اند درو کنند، طلب اجاره می‌کنند.", "کارگران بایستی بخشی را از آنچه با کارشان فراهم آورده یا تولید کرده‌اند به زمین‌دار واگذار کنند."] زمین‌داران طلب اجاره می‌کنند.
150 1 node_L1_7 node_L2_37 ["این بخش یا آنچه معادل آن است، یعنی قیمت آن، اجاره زمین است و سومین عنصر تشکیل‌دهنده قیمت کالایی است که تولید شده است.»\r \r از آن‌جا که سود و اجاره باید به مزد اضافه شود تا قیمت به دست آید، صاحب‌نظر معروفی در تاریخ عقاید اقتصادی، نظریه قیمت اسمیت را «نظریه جمع‌زنی» (یعنی حاصل جمع سه عنصر اصلی قیمت) خوانده است.", "این نظریه با نظریه ارزش کار که اسمیت معتقد بود در جوامع اولیه و مقدماتی کاربست داشته باشد فرق دارد، چون عنصر سود در قیمت کالا رابطه‌ای الزامی با مقدار کار نهفته در کالا ندارد.\r \r اسمیت می‌دانست که رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند.", "یعنی این که برای مثال اگر سرمایه‌داری دستگاه بافندگی به ارزش ۱۰۰ پوند داشته باشد و سالی ۴۰ پوند سود به دست آورد، رقابت و تلاش برای کسب حداکثر سود شرایط را به سوی وضعی سوق می‌دهد که ۱۰۰ پوند سرمایه در هر شکلی که باشد، همان ۴۰ پوند در سال را سود بدهد.", "به قول اسمیت: «سود دارایی را این طور می‌توان تصور کرد که نام دیگری است برای مزدِ گونه خاصی از کار، یعنی کاری که برای بازرسی و مدیریت صرف می‌شود.", "اما این دو گونه کار کاملاً متفاوتند و طبق اصول متفاوتی تنظیم می‌شوند و به لحاظ مقدار دشواری و کاردانی با هم تناسبی ندارند."] رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند.
151 1 node_L1_8 node_L2_37 ["کار بازرسی و مدیریت کلاً به ارزش دارایی مورد استفاده بستگی دارد و متناسب با مقدار این دارایی زیاد و کم می‌شود.»\r \r از این اصل نتیجه می‌شود که قیمت‌ها تنها در صورتی متناسب با مقدار کار نهفته در کالاها خواهد بود که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در تمامی فعالیت‌های تولیدی یکسان باشد.", "اگر این شرط برقرار باشد، آنگاه سود سرمایه متناسب با مزد پرداخت شده در فعالیت‌های مختلف اقتصادی خواهد بود و مزدها و سودها جمعی را حاصل می‌آورد یا قیمتی را که متناسب با میزان کار نهفته در کالاهاست (به شرط آنکه اجاره را نادیده بگیریم).", "اما اگر ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف تولیدی اقتصاد متفاوت باشد، در آن صورت جمع حاصل از مزدها و سودها متناسب با میزان کار نهفته در تولید کالاها نخواهد بود.", "اسمیت این واقعیت عینی را می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است.", "نتیجتاً او نتوانست راهی بیابد تا نشان دهد در چنین وضعی چه رابطه‌ای میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن هست."] اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است.
152 1 node_L1_9 node_L2_37 ["این کار ماند برای دیوید ریکاردو تا برای نشان دادن رابطه میان مقدار کار نهفته در کالا و ارزش مبادله آن گامی به پیش نهد و نیز برای کارل مارکس تا چهارچوب نظری منسجم و مستدلی برای نظریه ارزش کار ارائه دهد.\r \r دیوید ریکاردو\r دیوید ریکاردو (۱۷۷۲ - ۱۸۲۳) تنها سرمایه‌داری است که در تاریخ سرمایه‌داری توانسته است تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته باشد."] دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است.
153 1 node_L1_10 node_L2_37 ["توجه او به نظریه اقتصادی حاصل درگیری او در زمینه‌های عملی امور بازرگانی بود."] توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد.
154 1 node_L1_11 node_L2_37 ["در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم تعرفه‌های بازرگانی متعددی برای واردات مواد کشاورزی به انگلستان وضع شد تا زارعان انگلیسی از رقابت خارجی مصون باشند و قیمت مواد کشاورزی در انگلستان بالا بماند.", "این مجموعه قوانین گمرکی به قوانین غلات مشهورند.\r \r تا حدود سال ۱۸۱۵ کشاورزی در قاره اروپا از زیر صدمات ناشی از جنگ‌های ناپلئون به درآمده بود و محصولات آن با کارایی بیشتر و قیمت ارزان‌تر از انگلستان تولید می‌شد.", "اما قوانین غلات در انگلستان با حمایت از کشاورزی در مقابل رقابت خارجی، قیمت محصولات را بالا نگه داشته بود.", "ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی به دو دلیل خواهان لغو قوانین غلات بودند:\r \r نخست موضوع تولیدات صنعتی بود که در انگلستان با کارایی بیشتر و قیمت ارزان‌تر از قاره اروپا تولید می‌شد.", "سرمایه‌داران انگلیسی بدون هیچ زحمتی می‌توانستند محصولشان را ارزان‌تر از رقبای اروپایی‌شان به بازار عرضه کنند.", "اما برای این که اروپاییان بتوانند محصولات صنعتی انگلستان را بخرند، بایستی با فروش محصولاتی به انگلستان پول انگلیسی به دست می‌آوردند.", "طبیعتاً اروپاییان می‌بایستی محصولات کشاورزی به انگلستان صادر می‌کردند چون این محصولات در قاره اروپا ارزان‌تر بود.", "برای این که این جریان تجاری برقرار شود، تعرفه غلات می‌بایستی لغو می‌شد تا اروپاییان می‌توانستند مواد کشاورزی‌شان را به انگلستان بفروشند و محصولات صنعتی انگلیس را بخرند.\r \r دوم تعرفه‌های حمایتی غلات باعث می‌شد مزدها به سرعت افزایش یابد و به این ترتیب از سودها کاسته شود."] ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند.
155 1 node_L1_12 node_L2_38 ["طبقه کارگر انگلیس در این دوره به ندرت می‌توانست زندگی خود را در حدی بالاتر از سطح فقر تأمین کند.", "از سوی دیگر بزرگترین بخش از مخارج کارگران صرف خرید مواد اولیه یا محصولات کشاورزی می‌شد.", "لذا، وقتی که این کالاها بسیار گران‌قیمت بودند چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود تا کارگران بتوانند مواد لازم برای امرار معاش‌شان را به دست آورند."] چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود.
156 1 node_L1_13 node_L2_39 ["اگر می‌شد قیمت محصولات کشاورزی را پایین آورد، مزدی را که می‌بایستی سرمایه‌داران بدهند تا کارگرشان امرار معاش کند می‌توانست پایین‌تر باشد و مزدهای پایین سبب افزایش سود سرمایه‌داران می‌شد.\r \r این‌طور به نظر می‌رسد که ریکاردو در بیشتر عمرش علاقه‌مندی نظری به موضوع ارزش نیروی کار نداشت، اما این باور او که قوانین غلات موجب کاهش سودها می‌شود با مخالفت توماس رابرت مالتوس مواجه شد.", "مباحثه او با مالتوس او را بر آن داشت تا مصراً به تدوین نظریه ارزش کار بپردازد.\r \r مالتوس این استدلال را پیش کشید که حتی اگر قیمت‌های رو به افزایش مواد کشاورزی باعث افزایش مزد پولی کارگران شود، سرمایه‌داران زیان نخواهند کرد، چون آنان این افزایش مزد را به صورت قیمت‌های بالاتر برای کالاهایشان به مصرف‌کنندگان منتقل خواهند کرد.", "به زعم مالتوس، نتیجه این وضع تورم خواهد بود که از قدرت خرید پول می‌کاهد اما سود به میزان ثابت می‌ماند، در حالی که حجم مطلق سودها با همان درصدی که سطح عمومی قیمت‌ها بالا رفته زیاد می‌شود.", "در این وضع اگر تمامی قیمت‌ها و مزدها با درصد یکسانی اضافه شوند، هیچ چیز جز حجم پول تغییر نخواهد کرد.\r \r ریکاردو اصرار داشت بر این که در اثر افت باروری کشاورزی، مزد کارگران که بخش عمده آن صرف خرید کالاهای کشاورزی می‌شود، افزایش خواهد یافت (افت باروری کشاورزی به دلیل گستراندن دامنه کشت به زمین‌های کم‌حاصل‌تر خواهد بود).", "اما به باور ریکاردو وقتی باروری کم شود، تأثیر آن فقط تغییر در ارزش پول نخواهد بود.", "او بر این نظر بود که در این وضع تغییری در توزیع محصول جامعه به زیان سرمایه‌داران و به نفع زمین‌داران پدید خواهد آمد.", "برای نشان دادن این وضع ریکاردو ناگزیر به استفاده از نظریه ارزش کار بود.\r \r از دیدگاه ریکاردو توزیع درآمد میان سه طبقه اصلی اجتماعی (زمین‌داران، کارگران و سرمایه‌داران) نقش مهمی بر چگونگی شکل‌گیری قیمت‌ها دارد.", "اجاره زمین نشانگر تفاوت میزان باروری زمین‌های مختلف است و نقشی در تعیین قیمت ندارد.", "ریکاردو همچون مالتوس بر این نظر بود که مزدها در سطحی می‌ماند که کارگران در حد حداقل معاش خود و خانواده‌شان درآمدی به دست آورند.", "از سوی دیگر، سود که همان درآمد سرمایه است، پس از کسر اجاره زمین‌دار و مزد کارگران از تولید به دست می‌آید.\r \r برای توضیح نظریه اجاره (رانت)، ریکاردو سه قطعه زمین A، B و C را در نظر می‌گیرد."] ریکاردو اصرار داشت که در اثر افت باروری کشاورزی، تغییری در توزیع محصول جامعه به زیان سرمایه‌داران و به نفع زمین‌داران پدید خواهد آمد.
157 1 node_L1_14 node_L2_39 ["به فرض برای تولید ۱۰۰ پیمانه گندم روی زمین A احتیاج به دو کارگر باشد که با وسایل مرسوم برای یک سال کار کنند.", "برای تولید همین مقدار گندم روی زمین B نیاز به سه کارگر باشد که آنان نیز با همان نوع وسایل برای یک سال کار کنند.", "به همین ترتیب برای زمین C برای مثال نیاز به ۴ کارگر باشد."] برای تولید ۱۰۰ پیمانه گندم روی زمین A احتیاج به دو کارگر است.
158 1 node_L1_15 node_L2_39 ["فرض کنید هر کارگری برای تأمین معاش باید آن‌قدر مزد بگیرد که بتواند با آن سالیانه ۲۰ پیمانه گندم بخرد.", "اگر فقط زمین قطعه A زیر کشت برده شود، هر کارگری معادل قیمت ۲۰ پیمانه گندم مزد پولی خواهد گرفت.", "جمع آن برای زمین A مقدار ۴۰ پیمانه گندم خواهد بود.", "بقیه که ۶۰ پیمانه خواهد بود به عنوان سود برای سرمایه‌دار باقی می‌ماند."] هر کارگری معادل قیمت ۲۰ پیمانه گندم مزد پولی خواهد گرفت.
159 1 node_L1_16 node_L2_39 ["در این وضع تنها زمین پربارترین زمین‌ها زیر کشت رفته است.\r \r اگر در اثر افزایش جمعیت تقاضا برای مواد غذایی فزون بر آن باشد که می‌توان در زمین A کشت کرد، آن وقت زمین کم‌بارتر B را نیز باید زیر کشت برد.", "روی زمین B مزد سه کارگر معادل ۶۰ پیمانه گندم خواهد شد که پس از کسر آن از کل تولید، فقط ۴۰ پیمانه گندم حاصل سرمایه‌دار می‌شود.", "بی‌تردید همه سرمایه‌داران خواهند خواست که زمینی به کیفیت زمین A برای کشت در اختیار داشته باشند که ۶۰ پیمانه گندم سود می‌دهد، تا آن که روی زمین B کشت کنند که فقط ۴۰ پیمانه سود برای سرمایه‌دار باقی می‌گذارد.", "این وضع سبب می‌شود که سرمایه‌داران با همدیگر رقابت کنند و برای اجاره زمین A به مالک آن مقدار بیشتری بدهند تا آن را به دست آورند.", "این رقابت برای گرفتن زمین A تا آنجا ادامه می‌یابد که برای سرمایه‌داران کشت در زمین A سود بیشتری از زمین B داشته باشد، یعنی تا آنجا که اجاره زمین A به ۲۰ پیمانه گندم برسد.", "در این وضع برای سرمایه‌داری که روی یک هکتار زمین A و آن که روی یک هکتار زمین B کشت کرده است، برای هر دو ۴۰ پیمانه گندم سود خواهد ماند.\r \r این وضع ادامه می‌یابد تا آنجا که زمین C زیر کشت برده شود.", "آن وقت مزد پرداختی برای کشت هر هکتار ۸۰ پیمانه گندم خواهد بود و تنها ۲۰ پیمانه گندم سود برای سرمایه‌دار به ازای هر هکتار خواهد ماند."] سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند تا اجاره آن به ۲۰ پیمانه گندم برسد و سود کشت در زمین A و B برابر شود.
160 1 node_L1_17 node_L2_40 ["دوباره رقابت میان سرمایه‌داران برای اجاره زمین‌های A و B شروع خواهد شد.", "در این وضع اجاره زمین A به ۴۰ پیمانه گندم و اجاره زمین B به ۲۰ پیمانه گندم خواهد رسید.", "مالک زمین C اجاره‌ای نخواهد گرفت.\r \r کارگران در هر حال همان مزد ۲۰ پیمانه گندم را به ازای هر سال کار خواهند گرفت، اما سود سرمایه‌داران از ۶۰ پیمانه گندم برای هر هکتار زمین (وقتی فقط روی زمین A کشت می‌کردند) به ۲۰ پیمانه وقتی دامنه کشت به زمین C برسد، تقلیل خواهد یافت.", "این لب کلام نظریه رانت ریکاردو است و مثالی که او به کار می‌برد تا نشان دهد با آوردن زمین کم‌بارتر، اجاره‌ها افزون و سودها کم می‌شود.\r \r ریکاردو برای مقابله با نظر مالتوس مبنی بر این که قیمت‌ها همه با هم افزایش می‌یابند، نظریه ارزش کار را پیش می‌کشد.", "استدلال ریکاردو این است که نه زمین و منابع طبیعی ایجاد ارزش می‌کند و نه سرمایه.", "تنها کار است که ارزش پدید می‌آورد."] تنها کار است که ارزش پدید می‌آورد.
161 1 node_L1_18 node_L2_40 ["به این ترتیب با اضافه شدن نیاز به زمین بیشتر برای کشت محصول، مقدار بیشتری نیروی کار به ازای هر هکتار زمین لازم خواهد بود تا ۱۰۰ پیمانه گندم تولید شود، اما برای تولید بیشتر محصولات صنعتی به ازای هر واحد از محصول نیازی به نیروی کار بیشتر نخواهد بود.", "لذا ارزش محصولات کشاورزی افزایش خواهد یافت اما ارزش کالاهای صنعتی تغییر نخواهد کرد.", "در بخش کشاورزی مزدهای رو به افزایش (که برای خرید ۲۰ پیمانه گندم برای تأمین معاش کارگران لازم است) و اجاره‌های فزاینده، سودها را کاهش خواهد داد.", "در بخش صنعت نیز با وجود قیمت ثابت برای کالاهای صنعتی و مزدهای رو به افزایش، میزان سود کاهش خواهد یافت.\r \r اما ریکاردو و نظریه ارزش کار او با این ایراد از جانب مخالفان مواجه شد (و این ایرادات در حال حاضر نیز نسبت به این نظریه ابراز می‌شود) که باروری سرمایه به‌وجودآورنده سود است و باروری زمین موجب اجاره می‌شود."] ریکاردو و نظریه ارزش کار او با این ایراد مواجه شد که باروری سرمایه به‌وجودآورنده سود است و باروری زمین موجب اجاره می‌شود.
162 1 node_L1_19 node_L2_40 ["مسلماً ریکاردو بر این نکته آگاهی داشت که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود.", "بخش عمده‌ای از تحلیل‌های ریکاردو در باب اجاره بود اما به نظر او اجاره یکی از اشکال انگاره اجتماعی برای توزیع محصول کار کارگر است وگرنه امر تولید صرفاً یک فعالیت انسانی است.", "از نظر هزینه انسانی تولید، ریکاردو بر حق بود در اظهار این که منابع طبیعی کارشان را به رایگان می‌کنند.", "او این گفته را با تأیید کامل از آدام اسمیت نقل می‌کند که: «بهای واقعی هر چیزی..."] ریکاردو بر این نکته آگاهی داشت که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود.
163 1 node_L1_20 node_L2_41 ["رنج و زحمت تهیه آن است."] تهیه آن رنج و زحمت دارد.
164 1 node_L1_21 node_L2_41 ["کار نخستین بهایی است (اولین پرداختی است) که برای تهیه هر چیزی صرف می‌شود.»\r \r لذا، منابع طبیعی آن چیزهایی هستند که توسط نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند."] منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند.
165 1 node_L1_22 node_L2_42 ["اما این منابع رایگان‌اند و هزینه اجتماعی تولید نیستند."] این منابع رایگان‌اند.
166 1 node_L1_23 node_L2_42 ["سرمایه هم چیزی جز مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار نیست که تغییر حالت منابع طبیعی در آن‌ها به صورت کامل و قابل استفاده برای مصرف نهایی انجام نشده است."] سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است.
167 1 node_L1_24 node_L2_42 ["یک دستگاه بافندگی را در نظر بگیریم؛ این دستگاه با کار کارگر درست شده تا برای تولید پارچه به کار آید.", "به این حساب یک دستگاه بافندگی دربردارنده مقداری نیروی کار است که نهایتاً در تولید پارچه به آن محصول منتقل خواهد شد.", "از این دیدگاه یک دستگاه بافندگی چیزی جز مقداری پارچه نیمه‌ساخته نیست.", "تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است."] تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است.
168 1 node_L1_25 node_L2_42 ["ریکاردو به جای این که همچون اقتصاددانان کلاسیک جدید بگوید که بافنده و دستگاه بافندگی هر دو در امر تولید پارچه شرکت می‌کنند، می‌گوید بافنده و کارگری که دستگاه بافندگی را ساخته در تولید پارچه شرکت دارند.", "بگذاریم ریکاردو به زبان خودش بگوید:\r \r «در محاسبه ارزش مبادله یک جفت جوراب به فرض می‌بینیم که ارزش آن در بازار نسبت به دیگر کالاها به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد."] ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد.
169 1 node_L1_26 node_L2_42 ["اول از همه کاری است که برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید.", "سپس کاری بوده که انجام شده تا پنبه را به کشوری که در آن جوراب بافته شده برسانند.", "بخشی از این کار برای ساختن کشتی حامل پنبه صرف شده است که به ازای آن هزینه حمل و نقل پرداخت شده است.", "بعد از آن کار ریسنده و بافنده بوده است و غیر از آن، بخشی از کار مهندس، آهنگر و نجاری است که ساختمان و ماشین‌آلات کارخانه جوراب‌بافی را برپا کرده است."] کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید.
170 1 node_L1_27 node_L2_42 ["علاوه بر این‌ها کار خرده‌فروش است.", "در مقابل کار زیادی است که صرف تولید کالاهایی شده که با جوراب معاوضه می‌شوند.", "همین ملاحظات در مورد محاسبه مقدار کار مصرف شده برای تولید آن مقدار از کالاهایی است که با جوراب معاوضه می‌شوند.»\r \r در توجه به این که سهم ماشین‌آلات در تعیین ارزش کالای ساخته شده، صرفاً همان مقدار کاری است که در گذشته برای تولید ماشین مصرف شده، ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است و این همان گام نخستین برای تدوین نظریه ارزش کار است."] ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است.
171 1 node_L1_28 node_L2_42 ["اما ریکاردو برداشتی غیرتاریخی نسبت به سرمایه‌داری دارد و روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند.", "به این ترتیب او تمامی تاریخ گذشته را به صورت تحولی در جهت تکامل نهادهای سرمایه‌داری می‌بیند."] ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند.
172 1 node_L1_29 node_L2_42 ["در نتیجه او دچار این اشتباه می‌شود و باور دارد که سرمایه همیشه و همه‌جا همان ابزار، ماشین‌آلات و دیگر وسایل تولید است.\r \r ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود و شامل غذا، لباس، ابزار، مواد اولیه، ماشین‌آلات و غیره است که کار کارگر را مؤثر می‌سازد.", "لذا او می‌افزاید که حتی در آن مرحله اولیه که اسمیت به آن اشاره دارد، مقداری سرمایه مصرف می‌شده است تا انسان شکارگر بتواند حیوانات وحشی را از پای درآورد، هرچند این وسایل کار را خود انسان شکارگر تهیه می‌کرده است.", "ریکاردو بر این نظر است که حتی اگر کارگران خود سرمایه‌شان را بسازند و مالک باشند، تغییری در نظام قیمت‌ها به وجود نخواهد آمد تا آن‌که تمامی ابزار لازم برای تولید به یک طبقه تعلق داشته باشد و نیروی کار به وسیله طبقه دیگری از مردم تأمین شود.\r \r برای رسیدن به این نتیجه‌گیری، ریکاردو استدلال می‌کند که وقتی کارگران خود مالک سرمایه باشند، بخشی از درآمدشان سود سرمایه است و بخشی دیگر مزد کار.", "نظام قیمت‌ها در این وضع هم به همان صورت کار می‌کند که اگر کارگر مالک سرمایه نباشد، منتها در این وضع هر فردی در عین حال هم کارگر است و هم سرمایه‌دار.", "ریکاردو این‌جا دچار این اشتباه می‌شود که توجه ندارد ابزار همیشه در راه تولید به کار بسته می‌شده است."] ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود.
173 1 node_L1_30 node_L2_42 ["اما تا پیش آمدن وضعی که در آن طبقه‌ای مالک انحصاری عوامل تولید باشد و طبقه دیگری پدید آید که هیچ وسیله تولیدی نداشته باشد مگر نیروی کارش که برای فروش عرضه کند، هیچ‌کس به صرف مالکیت بر ابزار سودی به دست نمی‌آورد و حتی کسی تصور این را نمی‌کرد که به صرف مالکیت بر سرمایه سودی به دست آورد.", "سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت، اما ابزار تولید همیشه از روزی که انسان دست به تولید زده است بوده است.", "این نکته‌ای بود که بعداً توماس هاجسکین بدان توجه کرد."] سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت.
174 1 node_L1_31 node_L2_42 ["مشخصه اصلی سرمایه‌داری، روابط اجتماعی ویژه آن است.\r \r اما ریکاردو هنوز با همان مشکلی دست به گریبان بود که اسمیت را از نظریه ارزش کار واداشت؛ مسئله در این بود که با یکسان بودن میزان سود در تمامی فعالیت‌های اقتصادی و با وجود تفاوت در نسبت سرمایه به کار در این فعالیت‌ها، قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند."] قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند.
175 1 node_L1_32 node_L2_43 ["راه‌حلی که ریکاردو برای این مسئله یافت بسیار هوشمندانه بود."] ریکاردو برای این مسئله راه‌حلی هوشمندانه یافت.
176 1 node_L1_33 node_L2_43 ["این‌جا ما به بررسی تحلیل ریکاردو نمی‌پردازیم و تنها به ذکر نتیجه‌گیری‌های او بسنده می‌کنیم.\r \r ریکاردو دیدگاهی را در مورد نظریه ارزش کار پیش کشید که تا حدودی در اقتصاد به قانون جاذبه در فیزیک شبیه است."] ریکاردو دیدگاهی را در مورد نظریه ارزش کار پیش کشید.
177 1 node_L1_34 node_L2_43 ["در فیزیک فرمولی ریاضی هست که سرعت جسمی را که به سوی زمین حرکت می‌کند تعیین می‌کند.", "اگر جسمی در خلأ به سوی زمین حرکت کند، زمانی که در راه بوده است را بدانیم، سرعت آن را می‌توانیم حساب کنیم.", "اما این به شرطی است که جسم در خلأ حرکت کند.", "واقعیت این است که اجسام سرعتشان به میزان هوایی که با حرکتشان جابه‌جا می‌شود بستگی دارد، یعنی بستگی به مقدار مقاومت هوا دارد.", "به این ترتیب سرعت واقعی با سرعت محاسبه شده با فرمول ریاضی فرق می‌کند.", "بدیهی است می‌توان تأثیر مقاومت هوا بر حرکت اجسام را با فرمولی دیگر محاسبه کرد و نتیجه پیش‌بینی شده با فرمول اصلی را که بیان‌کننده قانون جاذبه است تعدیل کرد تا سرعت واقعی حرکت اجسام به دست آید.\r \r ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است.", "به زعم ریکاردو این قانون اصلی تعیین قیمت‌ها است."] ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است.
178 1 node_L1_35 node_L2_43 ["اما چون در واقعیت نسبت سرمایه به کار در فعالیت‌های اقتصادی فرق می‌کند، نسبت‌های پیش‌بینی شده برای قیمت‌ها با آنچه در واقعیت مشهود است تفاوت دارد.", "ریکاردو معتقد بود که این تفاوت‌ها اندک و بی‌اهمیت است و مقدار آن را می‌توان با در نظر گرفتن اصول ثانویه سنجید.", "این اصول ثانویه را به زعم ریکاردو می‌توان به صورت فرمولی ریاضی مطرح کرد و نشان داد که میزان انحراف نسبت قیمت‌ها از نسبت مقدار کار صرف شده در تولید کالا به دو عامل بستگی دارد: میزان تفاوت در نسبت سرمایه به کار و میزان سود متوسط رایج در بازار.\r \r ریکاردو مدافعی محافظه‌کار برای سرمایه‌داری و طرفداری سخت برای نظریه دست نامرئی اسمیت و عملکرد آن در بازار سرمایه‌داری بود.", "این دید محافظه‌کارانه اقتصاد کلاسیک، از سال ۱۸۷۰ تاکنون در مکتب اقتصادی کلاسیک جدید جلوه‌گر شده است که آن را بررسی خواهیم کرد.", "اما از آنجا که ریکاردو کوشید تا نظریه ارزش کار را به صورت منسجمی درآورد، تأثیر مهمی بر کارل مارکس نیز داشته است که بررسی خواهیم کرد."] نسبت‌های پیش‌بینی شده برای قیمت‌ها با آنچه در واقعیت مشهود است تفاوت دارد.
179 2 node_L2_36 node_L3_44 ["آدام اسمیت در کتاب «ثروت ملل» بیان می‌کند که جوامع در طول تاریخ از چهار مرحله معین با نظام‌های اقتصادی متفاوت عبور کرده‌اند.", "کسب مالکیت‌های بزرگ و باارزش، برقراری حکومت مدنی را ضروری می‌سازد.", "اسمیت به تحلیل شرایطی پرداخت که به برقراری برتری‌جویی نهادینه‌شده و قهرآمیز برخی بر جمعی دیگر می‌انجامد.", "لازمه این که کالایی ارزش داشته باشد این است که آن کالا محصول کار انسان باشد.", "کارگران باید حاصل کارشان را با صاحب دارایی که کارفرمای آن‌ها است تقسیم کنند.", "زمین‌داران طلب اجاره می‌کنند."] کارگران باید حاصل کارشان را با صاحب دارایی که کارفرمای آن‌ها است تقسیم کنند.
180 2 node_L2_37 node_L3_44 ["رقابت، سودهای حاصل از مقدار معین سرمایه‌ای را به سوی برابری می‌کشاند.", "اسمیت می‌پذیرد که ارزش سرمایه به ازای هر کارگر در فعالیت‌های مختلف اقتصادی متفاوت است.", "دیوید ریکاردو تأثیری عمیق و برجاماندنی در تدوین نظریه اقتصادی داشته است.", "توجه او به نظریه اقتصادی از درگیری او در امور عملی بازرگانی ناشی شد.", "ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند."] ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند.
181 2 node_L2_38 node_L3_45 ["چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود."] چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود.
182 2 node_L2_39 node_L3_46 ["ریکاردو اصرار داشت که در اثر افت باروری کشاورزی، تغییری در توزیع محصول جامعه به زیان سرمایه‌داران و به نفع زمین‌داران پدید خواهد آمد.", "برای تولید ۱۰۰ پیمانه گندم روی زمین A احتیاج به دو کارگر است.", "هر کارگری معادل قیمت ۲۰ پیمانه گندم مزد پولی خواهد گرفت.", "سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند تا اجاره آن به ۲۰ پیمانه گندم برسد و سود کشت در زمین A و B برابر شود."] سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند تا اجاره آن به ۲۰ پیمانه گندم برسد و سود کشت در زمین A و B برابر شود.
183 2 node_L2_40 node_L3_47 ["تنها کار است که ارزش پدید می‌آورد.", "ریکاردو و نظریه ارزش کار او با این ایراد مواجه شد که باروری سرمایه به‌وجودآورنده سود است و باروری زمین موجب اجاره می‌شود.", "ریکاردو بر این نکته آگاهی داشت که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود."] ریکاردو بر این نکته آگاهی داشت که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود.
184 2 node_L2_41 node_L3_48 ["تهیه آن رنج و زحمت دارد.", "منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند."] منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند.
185 2 node_L2_42 node_L3_48 ["این منابع رایگان‌اند.", "سرمایه مجموعه‌ای از محصولات نیروی کار است.", "تولید به باور ریکاردو، یک عمل انسانی است.", "ارزش مبادله یک جفت جوراب به مقدار کل کاری که برای ساختن آن به کار رفته بستگی دارد.", "کاری برای کشت زمین انجام شده تا پنبه خام به دست آید.", "ریکاردو به برداشتی که اسمیت از مسئله دارد متکی است.", "ریکاردو روابط اجتماعی سرمایه‌داری را طبیعی و ابدی می‌داند.", "ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود.", "سرمایه آن‌گاه پدید آمد که روابط طبقاتی شکل گرفت.", "قیمت‌ها نمی‌توانند متناسب با میزان کار مصرف شده در کالاهای مختلف باشند."] ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود.
186 2 node_L2_43 node_L3_48 ["ریکاردو برای این مسئله راه‌حلی هوشمندانه یافت.", "ریکاردو دیدگاهی را در مورد نظریه ارزش کار پیش کشید.", "ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است.", "نسبت‌های پیش‌بینی شده برای قیمت‌ها با آنچه در واقعیت مشهود است تفاوت دارد."] ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است.
187 3 node_L3_44 node_L4_ROOT ["کارگران باید حاصل کارشان را با صاحب دارایی که کارفرمای آن‌ها است تقسیم کنند.", "ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند تا اروپاییان بتوانند محصولات کشاورزی خود را به انگلستان صادر کنند و در نتیجه محصولات صنعتی انگلیس را بخرند."] ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند.
188 3 node_L3_45 node_L4_ROOT ["چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود."] چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود.
189 3 node_L3_46 node_L4_ROOT ["سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند تا اجاره آن به ۲۰ پیمانه گندم برسد و سود کشت در زمین A و B برابر شود."] سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند.
190 3 node_L3_47 node_L4_ROOT ["ریکاردو بر این نکته آگاهی داشت که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود."] ریکاردو می‌دانست که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود.
191 3 node_L3_48 node_L4_ROOT ["منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند.", "ریکاردو می‌گوید سرمایه آن بخش از ثروت کشور است که در راه تولید مصرف می‌شود.", "ریکاردو بر این باور بود که در بازار رقابتی سرمایه‌داری، نسبت قیمت دو کالا برابر با مقدار کار صرف شده در تولید آن‌ها است."] منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند.
192 4 node_L4_ROOT ["ریکاردو و دیگر بازرگانان انگلیسی خواهان لغو قوانین غلات بودند.", "چاره‌ای جز افزودن به مزدها نبود.", "سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند.", "ریکاردو می‌دانست که اجاره به صاحب منابع طبیعی پرداخت می‌شود.", "منابع طبیعی با نیروی کار در فرایند تولید تغییر حالت می‌یابند."] سرمایه‌داران برای اجاره زمین A با یکدیگر رقابت می‌کنند.
File diff suppressed because one or more lines are too long